حسن روحاني اخيرا طی سخناني مسائلی را علیه دولت مطرح کرد که باور کردن این سخنان به عنوان اظهارات یک عضو نهادهای مهم نظام بسيار سخت است.

عجيب آن است كه چگونه كسي مي تواند در برخي اركان اصلي نظام حضور داشته باشد اما در عين حال عليه دولت سخت كوشي كه در ابعاد داخلي و خارجي منشاء تحولات و خدمات بزرگ و بي نظيري بوده و از جنبه هاي مختلف مورد حمايت و تاييد رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است، تا اين حد خصمانه و كينه ورزانه، موضعگيري نمايد. آيا چنين رويكردي، صلاحيت ادامه عضويت آن فرد را در اركان مهم نظام زير سوال نمي برد؟
اگر به دقت به رویکرد و جهت گیری سخنان اخیر آقای روحانی بنگریم، این اظهارات به منزله ريختن آب به آسياب دشمنان ملت ايران است. آمريكا در صدد القاء اين باور است كه تحريمهاي زورگويانه آنها بر ملت ايران ثمر بخش بوده است و سخنان مزبور، به دشمنان خارجي انقلاب تفهيم كرد كه اقدامات آنها موثر بوده و ايران در معاملات خارجي با مشكلات بانكي و اعتباري مواجه شده است.
اين اظهارات به طور طبيعي صلاحيت فرد مزبور را براي حضور در جلسات رسمي كه مسائل محرمانه و سري كشور در آنجا مطرح مي شود از بين مي برد. استفاده سوء از اطلاعات در دسترس براي نيل به مقاصد سياسي يادآور خاطرات تلخي است كه برخي همكاران ايشان از خود بر جاي گذاشتند.

1- آقاي روحاني سياست دولت را در ارتباط با انرژي هسته اي زير سوال برده و به آسيب هاي ناشي از اعمال اين سياست اشاره كرده است در حالی که دستيابي به چرخه كامل سوخت هسته اي يك آرمان ملي است و دولت نهم با تصميم قاطع و تكيه بر حمايت مردم كه آن را به صراحت و به مناسبت هاي مختلف ابراز كرده اند، اين هدف مهم را پي گرفته است؛
اما بسيار تعجب انگيز است كه چرا اين آقا از حركت ملت ايران در مسير دستيابي به انرژي صلح آميز هسته اي، آن هم با كمترين هزينه ممكن ناخرسند به نظر مي رسد و البته اين سوال نيز باقي است كه بزرگنمايي اقدامات كم اثر دشمن حامل چه دستاوردي است؟
2- آقاي روحاني در بخشی از سخنانش گفته است كه عدهاي هر ماه به سراغ حساب ذخيره ارزي مي روند و هرچه در آن است را جارو مي کنند. قطعا محتوا و ماهيت اين سخنان، مبين هيچ هدف سازنده يا دلسوزانه اي نيست؛ اظهار نظرهاي فله اي، امكان پاسخگويي دقيق و درست را از ديگران سلب مي كند. از اين ادعا كه عده اي هر ماه به سراغ حساب ذخيره ارزي مي روند و هرچه در آن است را جارو مي كنند ، چنين برداشت مي شود كه در كشور ، هيچ قانون و مجوزي براي نظارت و كنترل حساب ذخيره ارزي وجود ندارد.
ايشان اگر از واقعيت موضوع و نحوه برداشت از صندوق ذخيره ارزي بي اطلاع است كه صلاحيت وي براي عضويت در نهادی همچون مجمع تشخيص مصلحت نظام زير سوال مي رود و اگر مي داند كه دولت بدون كسب اجازه از مجلس يا رهبري، حق برداشت از اين صندوق را ندارد، بايد روشن سازد كه با دروغ پراكني و تحريف واقعيت، درصدد دستيابي به چه هدفي است؟
3- آقاي روحاني گفته است كه در سه سال گذشته با درآمد سرشار نفت به جز خريد پرتقال، سيب و انگور و موز از خارج، هيچ پروژه بزرگ و کار سرنوشت سازي انجام نشده است.
شايد نتوان به ايشان در مورد بي اطلاعي از واقعيت ها چندان خرده گرفت، اين مشكلي است كه ممكن است برخي از مردم عادی نيز با آن مواجه باشند و عمدتا متاثر از ناآگاهي و بي خبر بودن از اجرايي شدن بيش از يكصد هزار طرح و پروژه بزرگ و كوچك در كشور طي سه سال گذشته از سوي دولت نهم است.

عدم ارتباط با متن مردم بويژه شهروندان ساكن در شهرها و روستاها و تاثيرپذيري از رسانه هايي كه خدمات و فعاليت هاي گسترده و كم نظير دولت را از ديد مردم دور نگه داشته و افكار عمومي را تحريم خبري كرده اند، حاصلي جز پيدايش اين نگاه خلاف واقع ندارد.
4- آقاي روحاني به تورم بالاي 20 درصدي اشاره كرده و در عين حال گفته است كه مگر شعار انتخاباتي دولت اين نبود که تورم را تک رقمي ميکند. اما آقای روحانی نگفته است که مگر مي شود قيمت نفت از بشكه اي 30 دلار به 120 دلار افزايش پيدا كند و ساير اقلام و كالاها در تجارت جهاني تحت تاثير آن قرار نگيرد. افزايش شديد قيمت نفت، يك تورم لجام گسيخته جهاني را بوجود آورد و اين تورم تاثير خود را در اقتصاد كشورهاي مختلف از جمله در اقتصاد ايران برجاي گذاشت، به طور مثال قيمت گندم، جو، برنج و كالاهايي نظير آن تا چهار برابر افزايش يافت.
اينطور نيست كه فقط درآمدهاي ناشي از افزايش قيمت نفت نصيب ما شود و در مقابل چيزي را از دست ندهد. سياست هاي دولت كاملا در جهت تك نرخي كردن تورم تنظيم شده بود كما اينكه در سال اول دولت نرخ تورم سير نزولي داشت و از 15 درصد به 13 درصد رسيد اما تورم جهاني وضعيت اقتصادي بسياري از كشورها را متزلزل كرد و در اقتصاد ايران نيز اثر تخريبي بر جاي گذاشت.
منحرف كردن ذهن مردم از توجه و تمركز بر واقعيت ها، خيانت در حق مردم است.