تبليغاتX
خبرنگار مسلمان - حاشیه های مصاحبه شهروند امروز با خانم رجبی
صفحه بدون سانسور خبرنگار مسلمان
اکبر منتجبی از زمانی که در تیم محمد قوچانی در روزنامه هم میهن بود، با توجه به دوستی دورادوری که با هم داشتیم، پیشنهاد داده بود که واسطه اش شوم تا با خانم فاطمه رجبی مصاحبه کند.

از یک منظر انجام مصاحبه با خانم رجبی برای تیم قوچانی مهم بود و آن اینکه مصاحبه با افراد مطرح و سطح بالا که کمتر در دسترس همه خبرنگاران هستند، برای پرستیژ یک نشریه می تواند بسیار مهم باشد؛ خصوصا اینکه این شخصیت از طیف مقابل باشد.

خانم فاطمه رجبی

در آن زمان خانم رجبی با انجام مصاحبه با "هم میهن" مخالفت کرد و اتفاقا چند روز بعد هم مطلبی علیه دست اندرکاران این نشریه نوشت؛ تا اینکه هم میهن تعطیل شد و تیم قوچانی پس از وقفه ای نسبتا کوتاه به هفته نامه شهروند امروز کوچ کردند.

اکبرآقای منتجبی پس از حضور در نشریه شهروندامروز هم یکی دوبار دیگر پیشنهاد این مصاحبه را از طریق بنده با خانم رجبی مطرح کرد و کماکان نظر همان بود؛ تا اینکه شهروند امروز با برادر فاطمه رجبی مصاحبه ای انجام داد و این آقا هم مطالبی کذب علیه خانم رجبی و خانواده دکتر الهام و حتی پدرشان علامه دوانی مطرح کرد و همین عامل باعث شد که خانم رجبی در پی پاسخ دادن به ادعاهای برادرش برآید.

البته این اولین بار نبود که این "آقای برادر" مطالب کذبی را مطرح می کرد ولی این بار دروغ ها به اوج رسیده بود و خانم رجبی می خواست در گفتگو با یک رسانه مورد اطمینان به ادعاهای او پاسخ دهد و نگذارد واقعیات زندگی پدر دستخوش تحریف شود.

شهروند امروز براي ما قابل اطمينان نبود اما با توجه به درخواست چندین باره دوست عزیز آقای منتجبی، این پیشنهاد را با خانم رجبی مطرح کردم که خوب است در گفتگو با همان نشریه یعنی شهروندامروز پاسخ برادرش را بدهد اما ایشان با توجه به عدم اطمینان و اجتناب از مشروعیت بخشی به نشریات دوم خردادی، باز هم امتناع کرد.

دلایلی را مطرح کردم و خانم رجبی هم به دلایلی- که شاید راضی نباشد ذکر کنم- بالاخره پذیرفت که با شهروند امروز مصاحبه کند.

این خبر را به اکبر منتجبی رساندم و او هم زود اقدام کرد و قرار مصاحبه گذاشته شد، مشروط بر آنکه طبق روال همیشگی مصاحبه اکثر شخصیتها، مصاحبه تنظیم شده- در جهت جلوگیری از تحریف یا اشتباهات شبهه انگیز - پیش از انتشار به تایید مصاحبه شونده یعنی خانم رجبی برسد؛ ضمن آنکه قرار بر این شد که فرد مصاحبه کننده خود اکبر منتجبی باشد چون او را صادق تر از سایر دوستانش یافتم.

گفتگوی اکبر منتجبی با خانم رجبی

اکبر منتجبی در روز موعود، دقیقا سروقت در منزل خانم رجبی حاضر شد اما بعد از پایان مصاحبه می گفت که حتی تا آخرین لحظات انتظار این را داشت که مصاحبه لغو شود و این نشان از آن داشت که شهروندی ها باور نمی کردند که فاطمه رجبی به درخواست مصاحبه شهروندی ها پاسخ مثبت بدهد.

علاوه بر پاسخ های خانم رجبی به ادعاهای برادرش، قرار بود منتجبی سوالات خودشان را هم از خانم رجبی بپرسد و به همین دلیل من انتظار سوالات پیچیده و سختی را می کشیدم اما تا پایان مصاحبه از سوالات دشواری که انتظارش را می کشیدم، خبری نشد؛ قرائن نشان می داد که خانه و زندگی ساده فاطمه رجبی و دکتر الهام سخنگوی دولت و وزیر این مملکت، اکبرآقا را گرفته بود که بعدا این حالت او در مقدمه مصاحبه اش که در شهروند امروز منتشر شد، تجلی یافت.

منتجبی در مقدمه مصاحبه اش با خانم رجبی در شهروند امروز نوشت: " هنگامي كه قرار شد براي مصاحبه به منزل دكتر غلامحسين الهام- سخنگوي دولت- بروم تا با خانم رجبي، همسر ايشان گفت‌وگو كنم، نه‌تنها من، بلكه هيچ يك از اعضاي شهروند امروز باور نمي‌كرد كه ايشان در جنوب غربي شهر، چند كيلومتر دورتر از تهران زندگي كند. اين تعجب هنگام ورود به منزل دوچندان شد. نه ماموري، نه گيت و نه تفحص. خانه‌اي ساده كه صاحبان آن ميزبان عزاداران حسيني بودند. به همين دليل يكي از اتاق‌هاي محدود اين خانه كوچك، با سياهي و كتيبه «ياحسين» پوشيده بود و البته نماي بيروني نشان مي‌داد خانه در اين ايام، حسينيه جوانان است.

زندگي ساده خانم رجبي و دكتر الهام معطوف به محل سكونت آنها نبود. در طول مصاحبه نيز متوجه شدم آنها ساده‌زيستي را نمايش نمي‌دهند بلكه به آن باور دارند، با آن زندگي مي‌كنند و حتي تلاش دارند آن را به ديگران ترويج دهند كه اگرچه مخاطب اصلي‌ حاكمان هميشه كاخ‌نشينان هستند، اما حكمراني آنان براي كوخ‌نشينان است و با آنها نشستن و برخاستن "

همانطور که اکبر منتجبی در مقدمه اش اشاره کرده بود، خانه دکتر الهام در آن ایام سیاه پوش بود چون در محرم در این خانه مراسم عذاداری اباعبدالله برگزار می شود.

یکی از دلایلی هم که باعث شد خانم رجبی با حضور عکاس در این مصاحبه مخالفت کند همین بود که فضای خانه برای عکس مناسب نبود و ممکن بود موجب سوء تعبیر مخاطبان نشریه شود.

اما اکبر منتجبی بر داشتن عکس اختصاصی از خانم رجبی اصرار داشت و بالاخره هم خواسته اش را عملی کرد. روزی که قرار بود متن مصاحبه را پیش از انتشار به دست خانم رجبی برساند، با خود یک عکاس آورد و خانم رجبی را راضی کرد که شهروندامروز چند عکس از او داشته باشد.

یکی از عکسهایی که عکاسباشی انداخت، عکس روی جلد این شماره نشریه شهروندامروز شد اما خود عکسها هم حکایتی داشت؛

علی رغم حجاب کاملی که خانم رجبی دارند، ایشان اصرار داشتند که عکس بر روی صورتش زوم نشود و در عین حال حتما عکسها را هم پیش از انتشار ببیند که چنین هم شد.

این مصاحبه که در منزل ایشان انجام شد، تقریبا دو ساعت به طول انجامید و نکاتی هم بود که دلیل محدودیت صفحات نشریه و یا ظاهرا اعمال سلیقه مسئولان این نشریه، از مصاحبه حذف شد اما به هر حال به کلیت مصاحبه و مقصود جملات خانم رجبی لطمه ای وارد نکرد.

چند نکته دیگر هم از این مصاحبه برایم جالب بود؛
یکی اینکه اکبر منتجبی سوالات چندان پیچیده و دشواری نپرسید اما ظاهرا در حال تنظیم مصاحبه، سوالاتی را به متن مصاحبه افزوده بود. فکر میکنم این یکی از شیوه های مرسوم تیم قوچانی باشد.

دوم اینکه اکبر منتجبی برخلاف آنچه که از اکثر دوم خردادی ها دیده شده و انتظار می رفت، در امانت داری و وفای به عهد بسیار از خود صداقت نشان داد اما ظاهرا حتی برای صادق ماندنش در این مصاحبه هم در مقابل دیگران خیلی پافشاری کرده بود

سوم اینکه خانم رجبی دو جلد از کتابهای خودش را به منتجبی هدیه داد؛ یکی کتاب "پدرم علامه دوانی" و دیگری کتاب معروف "احمدی نژاد معجزه هزاره سوم"؛ البته اکبر منتجبی از خانم رجبی خواست که در صفحه نخست کتاب دوم یک دستخط از خودش بنویسد که خانم رجبی هم این کار را کرد و اتفاقا جملات را که نوشت، همانجا برایم خواند چون فهمیده بود که من نگرانم نکند او مطلبی بنویسد که به معنای تایید دوم خردادیها باشد

فاطمه رجبی

چهارم اینکه خانم رجبی از تیتر مصاحبه مبنی بر اینکه "می خواهند صدایم را خفه کنند" خیلی راضی بود و می گفت اگر انتخاب تیتر با خودم بود، من هم همین تیتر را انتخاب می کردم.

پنجم اینکه چون پس از پایان مصاحبه به دلیل نداشتن کرایه برگشت، مسافر اتومبیل اکبر منتجبی شدم، درباره مصاحبه کمی با هم صحبت کردیم. منتجبی می گفت که "فاطمه رجبی را خیلی متفاوت تر از ان چیزی که علیهش تبلیغ می کنند یافته است و برخورد نزدیک با او، دیدگاه منفی خیلیها را مثبت خواهد کرد"
این نکته نشان می داد که عملکرد رسانه های دوم خردادی و بیگانگان تا چه میزان اذهان را نسبت به شخصیت یک فرد می تواند تخریب کند.

آخر اینکه فاطمه رجبی همانطور که عقیده داشت، در این مصاحبه تاکید کرد که هيچ‌گونه رضايتي به انجام این مصاحبه نداشته و از خداوند ‌خواست که افراد خانواده‌اش (برادرش) را كه مسبب شدند با اصلاح‌طلبان مصاحبه كند، مجازات كند.

اما فاطمه رجبی در عین حال ایمان داشت که "عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد"؛ که البته به خواست خدا همینطور هم شد.

* متن کامل مصاحبه را اینجا و چند عکس دیگر از این مصاحبه را اینجا ببینید

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/11/29ساعت 23:7  توسط حامد طالبي  |