انتخاب چنین زمانی برای طرح شدن این مساله واقعا مشکوک به نظر می رسد ؛ زمانی که تقریبا رسانه ها و دانشگاه ها و به طور کلی قشر پیشرو کشور در حالت تعطیلی و یا نیمه تعطیلی به سر می برند و قدرت تاثیرگذاری چندانی در عرصه تصمیم گیری ها ندارند ...

این نکته پیش از هر اظهارنظری لازم به ذکر است که ما با هیچ شخص یا جناح سیاسی عقد اخوت نبسته ایم و بر سر آرمانهای اصیل انقلاب با هیچ کس شوخی نداریم ...
فرض کنید شخصی مثل جناب حسن روحانی این حرف را زده بود...کشور توسط راست سنتی به آشوب کشیده می شد...ولی حالا که این سیاست توسط کاندیدای این جناح اتخاذ شده ...انگار گرد مرگ بر جناحی های نان به نرخ دین خور! پاشیده اند...
کجا هستند آن کسانی که فقط نام اصولگرایی را باخود به یدک می کشند اما وقتی پای آرمانهای اصیل انقلاب به میان می آید جز سکوت کار دیگری از آنان ساخته نیست؟!
آیا این آقایان دیگر رو دارند به صورت جوانان انقلابی ای که پرچم آمریکا را با عزت به آتش می کشند نگاه کنند، آیا می توانند به صورت فاتحان لانه جاسوسی شیطان بزرگ نگاه کنند یا بر سر مزار فاتحان شهید آن لانه فاتحه بخوانند و یا همچنان دم از آرمانهای انقلابی امام خمینی (ره) و مبارزه با استکبار جهانی بزنند؟
به این سوال حضرت امام که هنوز جملات او در گوش فرزندان انقلابی اش طنین انداز است توجه کنید : "راستى چه شده است استکبار جهانى و در راس آن آمريکا اينقدر طرفدار ملتها شده است و جنگ افروزان و آتش بياران معرکه ها و جلادان قرن به شرف انسانيت و همزيستى مسالمتآميز اعتقاد پيدا کرده اند و از عطش سيراب ناشدنى و خصلت خونخوارى خود که طبيعت فرهنگ سرمايه دارى و کمونيسم است، منصرف شده اند و شمشيرها و خنجرها و قداره هاى فرو رفته در قلب و جگر ملتها را به غلاف کشيده اند!

آيا اين حقيقت است يا فريب و آيا اين همان جلوه هاى ديگر شبيخونها و بى انصافيهايى نيست که روزى سکوت را مصلحت خويش مى ديد و امروز صلحطلبى را ؟ آيا براستى از اين طريق جهانخواران نمى خواهند از ضربه آخر ما جلوگيرى کنند و براى حفظ منافع خويش سياست جنگ و صلح جهانى را به تصميمات و فکرهاى پوسيده و شيطانى خود گره بزنند و عملا جان و مال و مملکت و امنيت ملل عالم را به قبضه قدرت خود درآورند که به طور قطع و يقين، علت و فلسفه سماجت و اصرار جهانخواران در تحميل صلح بر ملت ايران، نشات گرفته از همين تفکر است".
جناب لاریجانی این موضع را به این دلیل دانسته که آقای حکیم که خانواده اش شهیدان زیادی را تقدیم کرده است، این درخواست را از ایران نموده که با آمریکا مذاکره کند.... آقایان!! پاي مذاكره با آمريكا در ميان است؛ چه فرقي مي كند كه واسطه اين مذاكره آقاي حكيم باشد يا يكي از مقامات رسمي آمريكا!... چرا سر خودمان را كلاه مي گذاريم؟!
و آیا ذلت از اين بيشتر؟!... ما ادعا مي كنيم كه درخواست مكرر آمريكا براي مذاكره را نپذيرفته ايم و تنها به خاطر گل روي آقاي حكيم حاضر به مذاكره شده ايم!... و آمريكايي ها مي گويند، منظور سفير ما در عراق، مذاكره نبوده، بلكه هشدار به ايران براي دست كشيدن از تروريسم و خودداري از دخالت در ناآرامي هاي عراق بوده است!...
آنان حتی اجازه ندادند چند ساعت از اظهارات لاریجانی مبنی بر مذاکره با آمریکا بگذرد و اینچنین بر سیره همیشگی خود یعنی شارلاتانیزم پافشاری می نمایند ...
در این میان کلید مساله همان چیزی است که چند سال قبل، رهبر معظم انقلاب با نگاه حكيمانه و تيزبين خود به آن اشاره داشتند و آن اين كه؛ آمريكا از ايران، فقط «مذاكره» مي خواهد و نه «رابطه». به بيان ديگر، مقصود آمريكا از مذاكره با ايران، برخلاف آنچه در عرف مذاكرات در نظر گرفته مي شود، حل و فصل مشكلات فيمابين و رسيدن به يك رابطه منطقي و ديپلماتيك نيست، بلكه مقصود آمريكا از مذاكره، اعلام تسليم پذيري جمهوري اسلامي ايران و حذف اين «الگو» از فرهنگ سياسي، انقلابي و مبارزاتي جهان اسلام است.
بله ... امروز، نهضت هاي اسلامي در جهان اسلام، با الهام گرفتن از 27 سال ايستادگي و مقاومت ايران اسلامي، به حركت خود ادامه مي دهند و جمهوري اسلامي ايران را عقبه استراتژيك و نمونه موفق و پيشتاز براي جنبش هاي مقاومت مي دانند.
انتفاضه فلسطين از 27 سال مقاومت ايران در مقابل باج خواهي و زورگويي آمريكا ريشه گرفته، حزب الله لبنان، حركت اسلامي در بحرين، پيروزي اسلامگرايان در تركيه، الجزيره و... كه عرصه را بر آمريكا و متحدانش تنگ كرده اند، همگي با نگاه به الگوي ايران اسلامي شكل گرفته و به حركت خود ادامه مي دهند.
قطعا هدف آمريكا از كشاندن ايران به پاي ميز مذاكره، ابلاغ اين پيام به حركت هاي اسلامي در تمامي جهان اسلام است كه ايران نيز بعد از 27 سال مقاومت چاره اي جز تسليم در برابر آمريكا نداشت!
نمی دانم چگونه آقایان به این نتیجه رسیدند که بعد از ۲۷ سال عزت، اکنون باید ذلت را به جان خرید و پای میز مذاکره با آمریکا نشست ؟!! آیا به این زودی آقایان به اصطلاح اصولگرا به این نتیجه رسیدند که مبارزه و ایستادگی دیگر فایده ای ندارد؟!
راستی... آقای احمدی نژاد ...نظر شما چیست ؟