ضعف برخی رسانه های حزبی در پوشش اخبار مربوط به نامزدهای مورد حمایت، این گروه ها را به فکر بهره گیری از پتانسیل دیگر رسانه ها انداخته است.
این روزها که هر یک از نامزدها برای انعکاس خبرهای رسانه ای مربوط به خود از چندین رسانه مجازی و چاپی بهره مند هستند وجود برخی رسانه های دارای مخاطب وسیع تر و گسترده تر سبب شده تا این گروه ها با پیاده سازی شگرد های رسانه ای به فکر سوء استفاده از این ظرفیت های رسانه ای بیفتند.
صدا و سیما به عنوان رسانه ملی و خبرگزاری فارس به عنوان یکی از تاثیرگذارترین خبرگزاری های کشور از جمله رسانه هایی هستند که گروه های مختلف در صدد انفعال آنها برآمده اند.
برهمین اساس، از چند روز پیش به این سو خبرهای متعددی در مورد نوع پوشش این رسانه ها و کیفیت خبررسانی آنها در گوشه و کنار منتشر شده که با توجه به بالا بودن مراجعه خوانندگان و بینندگان به این دو رسانه به نظر می رسد این گونه برداشت ها و تحلیل های رسانه ای در راستای استراتژی فشار از بالا و چانه زنی از پائین برای به انفعال كشاندن اين دو رسانه پرمخاطب باشد.
این در حالی است که رسانه ای چون صدا و سیما در ایام انتخابات تریبونی اختصاصی و به صورت زنده به یکی از اعضای رسمی ستاد میرحسین موسوی داده و بيشتر از آنكه بر اساس ادعاي دومخرداديها به دنبال تبليغ احمدينژاد باشد، از هر برنامهاي كه شائبه تبليغ رئيس جمهور مستقر را داشته باشد، جلوگيري كرده و حتي هر روز نشانههايي از تبليغ ميرحسين موسوي هم مي توان در رسانه ملي يافت.
از سوی دیگر خبرگزاری فارس نیز از لحاظ نوع پوشش خبرهای مناظره ای یا برگزاری کنفرانس های مطبوعاتی نامزدها رتبه اول را در میان دیگر خبرگزاری های رسمی دارد.
بخش ديگري از تخريبها عليه فارس، خصوصا از سوي سايت حامي ميرحسينموسوي ناشي از آن است كه بخش قابل توجهي از اهالي خبرگزاري ايسنا در حال فعاليت در سايتهاي حامي ميرحسين موسوي، خصوصا قلم نيوز هستند و عقدههاي فروخورده خود كه در ايسنا (به دليل رسمي بودن) قابليت گشوده شدن نداشت را به قلمنيوز منتقل كرده اند و در آنجا آن را ميگشايند.
*****
ايسناييها تهديد و فحاشي را شروع كردند
پينوشت: به فاصله يك روز از انتشار اين مطلب، همانطور كه پيشبيني مي كردم، تهديد و فحاشي ايسناييها شروع شد؛ قبل از اين هم آنها اين سابقه را دارند كه هميشه در مقابل انتقاد، به فحاشي و تهديد روي ميآورند.
اين بخشي از متن كامنتي است كه فردي به نام "يك ايسنايي" به عنوان اولين تهديد در ذيل همين مطلب درج كرده است: (به ادبيات و لحن نويسنده اين كامنت دقت كنيد)
" آقاي طالبي، خوب عليه ايسنا و آقاي فاتح عزيز مطلب مي نويسي.
اگر روزي عليه ات مطلب بنويسيم چه كار ميكني؟
اطلاعاتي ازت داريم كه در جواب اين مطلبت آنرا خواهيم نوشت تا ديگر جرات نكني عليه ما و ايسناي عزيزمان مطلب بنويسي. در ضمن بي جواب گذاشتنت باعث پررويي ات ميشه و فكر ميكني كسي ازت خبر نداره.
همان موقع كه عليه ايسنا در محافل خبري جوسازي ميكردي بچه هاي ايسناي عزيز مي خواستن پاسخ ات را بدهند اما عده اي مخالف بودند. فكر ميكنم با اين كارت همه را قانع كردي كه عليه ات اقدام كنيم.
بدان كه آقاي فاتح شانش خيلي بالاتر از آنست كه بخواهد با تو در بيافتد اما ماها تو را سر جايت خواهيم نشاند تا جرات نكني به آقاي فاتح جسارت كني.
ما به آن خبرگزاريتان كه ... تبديل شده كاري نداريم. ما به مديرعامل شما كه ... كاري نداريم.
اما و اما، ما به خودت كار داريم به زد و بندهايت به اون كارهايت كه خواهيم نوشت.
الان يكي از همكاران ... مطلبت را خوند مطالبي درباره ات ميگفت كه انشالله به اطلاع ات خواهيم رساند.
منتظر باش"
پينوشت۲-
همان فرد در كامنت ديگري آورد:
آقاي طالبي فكر ميكني با نمايش دادن آن مطلب در وبلاگت پيش دستي كردي براي خنثي سازي مطالبمان؟اما بدان مطالبمان آنقدر مستند است كه نيازي به مظلوم نمايي ات نيست. ميخاي الان بگم يك مورد را. خيابان 12 فروردين را يادت باشه تا بقيه اش را بعدا.
و جواب من اين بود:
خبرنگار مسلمان: آن را كه حساب پاك است، از محاسبه چه باك است؟ بگو، بگو، چرا فقط تهديد به گفتن ميكني؟ اگه راست ميگي همه چيزهايي كه ادعا ميكني من ميترسم از اونا رو بگو تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد
پينوشت۳- پس از اين گفتوشنود، بالاخره ايسنايي مورد نظر دست به افشاگري زد و اين را گفت:
آقاي طالبي خودت خواستي بگم، ميگم.
چند قدم پايين تر از محل كارمان يعني خيابان 12 فروردين- نزديك ميدان پاستور شما مدتي در منزلي ساكن بودي. اين را كه انكار نمي كني. ميشه بفرما ئيد منزل كدام يك از حضرات بود و شما مجاني در آن سكونت داشتي؟
آقاي طالبي سعي نكن فرافكني كني. ما همه چيز را مي دانيم . بقيه اش را در سايتها خواهي خواند.
در ضمن يادت باشه ماها تو را تهديد نمي كنيم بلكه واقعيات را بيان خواهيم كرد. همانطور كه خودت بيان ميكني.
اين ناراحتي ندارد. واقعيات ديگري هم هست كه خواهيم گفت.
بگيم باز هم يا بعدا بگيم.
و جواب من اين بود:
خبرنگار مسلمان: ممنون كه گفتي تا همه بدونن؛ پدر خانوم و مادر خانوم بنده در همين خياباني كه گفتين سكونت دارند؛ بعد از ازدواج، پدرخانوم بنده كه كارمند اداره پست بود، بعد از بازنشستگي با قرض و پولي كه بابت بازنشستگي دريافت كرده بودن، يك واحد آپارتمان 60 متري در خيابان 12 فروردين-كوچه "باغ نو" خريدند كه تا قبل از ازدواج بنده، دست مستاجر بود تا كمك هزينهاي براي خانواده ايشان باشد؛ اما بعد از ازدواج بنده با دختر اين خانواده، به اين جهت كه توانايي تهيه مسكن نداشتم، پدرخانوم بنده لطف كردن و از خير اجاره اين خانه گذشته و به مدت حدود 2 سال اين منزل رو در اختيار ما گذاشتن كه در اون سكونت داشتيم/ خدا از سر تقصيرات همه ما بگذره ايشالا ...
ايام انتخابات كه ميشود، منفعت بعضيها حرف زدنهاي دوپهلو و غيرشفاف است تا در فضاي غبارآلود راي جمع كنند؛ در اين ايام، بعضي كانديداها براي راي آوردن آنچنان به ديگري حمله مي كنند و ادعاهايي مطرح ميكنند كه انگار فقط خودشان حلال همه مشكلات هستند.
در فضاي غيرشفاف و تخريب رسانه اي، ترويج چنين شايعاتي كار چندان سختي نيست و القاكنندگان ناكارآمدي دولت مستقر ميكوشند اين آب گلآلود همچنان جريان داشته باشد تا از آن ماهي بگيرند.

طبيعتا آن چيزي كه مي تواند ادامه جاري بودن اين آب گلآلود را سد كند، شفاف شدن مسائل و پاسخ ها است و يكي از راهكارهاي اصلي اين شفافسازي، برگزاري مناظره است.
در شرايطي كه مصاحبههاي اخير كانديداهاي رياستجمهوري اكثرا سخناني يكسويه است كه در آن كانديداها بسياري از تناقضات و مشكلات خود را پشت الفاظ مخفي مي كنند، در "مناظره" - كه يك گفتگوي دو طرفه است- افراد نميتوانند متناقض حرف بزنند و يا افكار و عملكرد خود را پشت الفاظ مخفي كنند.
تنها در اين صورت است كه همه داشته ها و نداشتههاي يك كانديدا با شفافيت كامل در ويترين صحنه انتخابات قرار خواهد گرفت و تصميمگيري مردم بسيار آسانتر خواهد شد.
هاشمي ثمره مسئول ستاد هماهنگي حمايتهاي مردمي از دكتر احمدينژاد طي روزهاي اخير اعلام كرد كه محمود احمدي نژاد آماده مناظره با ساير كانديداهاي انتخابات رياستجمهوري است اما تاكنون هيچيك از كانديداهاي مطرح، از جمله مهدي كروبي، محسن رضايي و ميرحسين موسوي براي مناظره با احمدينژاد پا پيش نگذاشتهاند.
و اين سكوت ساير كانديداها در مقابل دعوت احمدينژاد از آنان براي مناظره، در حالي است كه ميرحسين در يكي از گفتگوهاي اخير خود در پاسخ به سوالي در همين زمينه، گفت: گمان نمی کنم مناظره تلویزیونی راه حل مناسبی باشد و خیلی بر فضای جامعه برای تدبر کمک نمی کند. این بدین معنی نیست که از مناظره گریزان باشم بلکه همین مصاحبه ها و اظهار نظرها هم نوعی مناظره است.
برداشت اول : عصر روز جمعه ...
در حالیکه روزهای انتهایی مهلت ثبت نام به دلیل اثرگذاری بیشتر ، زمان مناسب تری برای ثبت نام می باشد ، دکتر احمدی نژاد امروز (جمعه ۱۸ ارديبهشت) را برای ثبت نام خود انتخاب نمود.
" انتخاب تعمدی عصر روز جمعه " علی رغم پذیرش پیش فرض " انعکاس کمتر رسانه ای " این واقعه ، نمادی از جهت و مبنای حرکت است .
علاوه بر این ، انتخاب روز جمعه دلیلی دیگر نیز دارد . بخوبی بخاطر دارم که آقای ثمره می گفتند چند وقت پیش یکبار که برای بیان مطلبی راجع به انتخابات خدمت آقای احمدی نژاد رسیدم ، هنوز در ابتدای مطلب بودم که ایشان به بنده گفتند : ساعت کاری زمان طرح این مطالب نیست ، این صحبت ها زمانش برای استراحت روز جمعه است ....

امروز نیز وقتی علت انتخاب این زمان را از دوستان پرسیدم علاوه بر دلیل پیش گفته ، گفتند که دکتر نمی خواست در ساعت اداری ، وقت خود را صرف امور انتخاباتی ....
برداشت دوم : با خبرنگاران ...
- وقتی درب ها بر روی عکاسان و فیلمبرداران باز شد ، نزدیک بود زیر دست و پای آنان بمانم . حدود ۷۰ نفر فریاد زنان و دوان دوان هر یک بهترین جا را تسخیر می نمودند .
- از صبح منتظر دکتر بودند و حسابی خسته .
- همه همدیگر را می شناختند و بصورت مداوم با هم شوخی می کردند و تا یک مقدار فضا آرام می شد ، یکی داد می زد " آمدند " و دوباره همه سرها را بالا می کردند و سر و صدا می شد .
- جای محدود باعث شده بود عکاس ها همه به روی صندلی ها بروند . بحث بود چگونه معضل جا و زاویه دید خوب را حل کنند . یک نفر گفت ردیف اول دراز بکشند ، دوم بنشینند و ..
- حضور دکتر مدت زیادی طول کشید . یک نفر بلند گفت احمدی احمدی تیمت را بردار و بیار ..
- هر یک از خبرنگار ها داد می زدند و از دکتر می خواستند شناسنامه اش را به طرف زوایایی که خودشان هستند نگه دارد . و تا دکتر شناسنامه را می خواست پایین بیاورد همه داد می زدند . دکتر که دستش مدت زیادی بالا بود با خنده گفت یک پایه بزنیم زیر شناسنامه تا ..
- وقتی دکتر حرکت کرد تا مرحله دیگری از ثبت نام را انجام دهد ،خبرنگاران هجوم آوردند و زنجیرهایی که محدوده حضورشان را مشخص می کرد را پاره کردند . جوان خبرنگاری به شوخی به رفیقش گفت که دیدی گفتم خبرنگارها وقتی دکتر را ببینند زنجیر پاره می کنند .
- عکاسان و فیلمبرداران مدام برای شکار صحنه روی سر و کول همدیگر می رفتند و جمعیت خیلی فشرده شده بود . یک نفر با اقتباس از جواد رضویان داد می زد " مادر جان ، مادر جان "
- دکتر خندان و شاداب با همه شوخی می کرد و سرحال بود .
برداشت سوم : توصیه به ستادهای مردمی
- آقای احمدی نژاد وقتی پشت تریبون رفت به نقطه ای خیره شد و مدت زمانی سکوت کرد و لبانش آرام تکان می خورد . ..
- آقای احمدی نژاد گفتند بنده ستاد رسمی به معنای آنکه خودم سازماندهی کنم و وقت بگذارم و مدیریت کنم ، ندارم . وظیفه من اعلام آمادگی برای حضور است .
- عزیزانی بصورت داوطلب و مردمی در حال سازماندهی فعالیت ها هستند .
- باید در انتخابات راه باز شود و همه ظرفیت هایی که فکر می کنند توان دارند و برای کشور فکر و نقشه دارند ، بتوانند به میدان بیایند .
- وقتی آقا گفتند من تنها یک رای دارم ، فضایی دلنشین برای حضور همه افراد همه توانها و فکرها باز شد .
- حامیان نبایند غلو کنند و بایست نقاط ضعف را بپذیرند . انتخابات محل مشخص شدن نقاط ضعف و قوت است برای آینده بهتر کشور ...
- هيچ كس حق گرفتن وجه و يا پولي را بنام بنده از مردم ندارد.
- بهترین تبلیغ گفتگو است . نیازی به هزینه نیست . هزینه ها را به محرومین بدهید .
- تلاش در ستادهای انتخاباتی هیچ حقی برای عزل و نصب و یا موارد دیگر برای بعد از انتخابات ایجاد نخواهد کرد .
برداشت آخر : تا لحظه آخر ....
چند وقت پیش ، پرسیدم آیا در زمان انتخابات می خواهید به سفرهای انتخاباتی بروید ؟
گفت چه نیازی هست ؟
گفتم پس چه می خواهید بکنید ؟
گفت تا لحظه آخر برای مردم کار می کنیم .....
* منبع: بيقرار
دوستان هنرمند با سرودن شعرهاي زيبا در حال حمايت از دكتر احمدي نژاد هستند. اما در جريان سخنان انقلابي و عدالتخواهانه دكتر احمدينژاد در اجلاس دوربان، چند شعر خوب سروده شده كه شايسته است دوستان آن را به سايرين پيامك كنند و در حمايت از حركتهاي انقلابي رئيس جمهور مكتبي سهيم شوند.

كاري نمود آنكه ز ايران بر او سلام *** صياد در ژنو به جاي صيد خود افتاد به دام
داني كه چيست معني آن ترك كنفرانس؟ *** يعني گريخت دشمن از آن منطق كلام
ايران به دليرمرد خود مينازد *** با احمدياش به دشمنان ميتازد
با هركه شود عنايت حق همراه *** هركس كه بود مقابلش ميبازد
غده فتنه صهيون لجنآلود شود *** ميشود وعده حق، كاش فقط زود شود
در ژنو ضربه تيغ جملات دكتر *** غده را باز برش داد كه نابود شود