


اما در برابر فعاليتهاي كم رمق ديگر نامزدها، تنور ستادهاي انتخاباتي خاتمي بسيار داغ بود. اگرچه محسن امينزاده رييس ستاد انتخاباتي سال 1380 خاتمي پس از انتخابات در مصاحبه با روزنامه ايران ادعا كرد ما حتي يك پوستر يا تراكت انتخاباتي هم منتشر نكردهايم، اما رييس ستاد انتخاباتي جبهه دوم خرداد در گزارش عملكرد آن ستاد، از "برپايي 8400 ستاد انتخاباتي، سازماندهي 1600 جلسه سخنراني، حدود 6000 همايش، انتشار 7 و نيم ميليون پوستر و تراكت" خبر داد كه طبق برآورد مطبوعات آن زمان، رقمي بيش از 12 ميليارد تومان را شامل ميشد. اين به استثناء تبليغات ديگر ستادهاي تبليغاتي خاتمي است كه اقلامي همچون هزاران نسخه CD فيلم تبليغاتي خاتمي با عنوان "اشك نخل" را توزيع ميكردند. لوح فشردهاي كه حاوي فيلم ساخته شده توسط بهروز افخمي با عنوان "استادهام چو شمع" بود كه از سيماي جمهوري اسلامي نيز در زمان تبليغات نامزدها پخش شد و طبق گفته افخمي، حاصل ديدارهاي مكرر تيم سازنده با رييسجمهور وقت بوده است.

با گذشت یازده روز از آزادی طلبه سیرجانی از زندان اوین به فرمان رهبرمعظمانقلاب، این اتفاق انعکاس رسانهای درخوری نیافته و بایکوت خبری رفتار عدالتخوهانه این طلبه سیرجانی همچنان ادامه دارد و اغلب رسانهها صرفاً به مخابره خبر آزادی وی که اولین بار توسط شبکه ایران (www.inn.ir ) منتشر شد بسنده کردند در حالي كه به نظر می رسید با توجه به دستور مستقیم رهبر انقلاب در این زمینه و اعتراضهای دانشجویی-طلبه ای به نوع رفتار قضایی علیه این طلبه جوان، آزادی وی علیالقاعده تا مدتها توجه فعالان رسانهای و سیاسی و فرهنگی را به خود جلب کند.
حجتالاسلامجهانشاهی طلبه پایه نهم حوزه علمیه قم است که امامت جماعت مسجد امامحسن(علیهالسلام) در سیرجان را برعهده داشته است. او در اواخر عمر دولت اصلاحات اقدام به تأسیس «مجمع جوانان مسجدی» در سیرجان کرده و به فعالیتهای مذهبی و امربهمعروف و نهیازمنکر میپردازد که البته فعالیتهای ابتدایی این مجمع بیشتر معطوف به مسائل خُرد فرهنگی بود. اما بعد از مدتی با تأکیدات مقاممعظمرهبری مبنی بر مطالبه عدالت و پاسخخواهی از مسئولین در سالهای 83 و 84، این فعالیتها وارد مرحله مطالبه از مسوولین شده و راستای مطالبه عدالت از مسئولین را به خود گرفت.
زمینخواریها در سیرجان از مفاسد اقتصادی حیرتانگیزی است که طیّ سالهای پیشین انجام شده و از حیث میزان مفسده مالی از بزرگترین زمینخواریهای سالهای اخیر کشور محسوب میشد دامنه این مفاسد تا جایی بوده که حجتالسلام علما امامجمعه شهر سیرجان در این باره به بیان این نکته که «حتی پرندههای آسمان هم ماجرای زمینخواری سیرجان را میدانند» پرداخته بود.
همچنین رسانه ملی نیز در بخشهای ویژه خود همچون اخبار 20:30 با عنوان «بزرگترین زمینخواری کشور» از زمینخواریهای سیرجان نام برده بود. به این ترتیب اولین نهی از منکری که توسط مجمع جوانان مسجدی سیرجان به رهبری حجتالاسلامعلیرضا جهانشاهی انجام و موجب تحریک زمینخواران و بعضی مسئولین زیربط این پرونده شد، اعتراض به این مورد بود.
در گیر و دار این اعتراضات، علیرضا جهانشاهی به تهران نیز سفر کرده و اعتراض خود را به گوش مسئولینی از جمله داود احمدینژاد رئیس وقت بازرسی ویژه ریاستجمهوری رساند که بنابر آنچه از منابع نزدیک به جهانشاهی نقل شده احمدینژاد به او توصیه کرده است تا طوماری مردمی از این اعتراض تهیه کند. اما هنگامیکه این طلبه عدالتخواه در مسجدامامحسن(علیهالسلام) اقدام به تهیه این طومار و جمعآوری امضا از مردم(بالغ بر سههزار امضا) میکرد، به جرم "فریب دادن مردم در رابطه با ثبتنام زمین" بازداشت شد.
مدتی بعد دادگاهی که در کرمان در همین رابطه برای محاکمه طلبه سیرجانی تشکیل میشود، وی را به سهماهویکروز حبس محکوم میکند که البته این حکم با اعتراض دانشجویان و طلّاب همراه شده و سرانجام او بعد از حدود پنجاه روز به دستور رهبر معظم انقلاب، از زندان آزاد و با استقبال پرشور مردم مواجه میشود.
حجتالإسلاموالمسلینجهانشاهی که پس از آزادی، تغییر محسوسی را در رابطه با محاکمه زمینخواران بزرگ نمیبیند، اعتراضهای خود را از سر گرفته و تیرماه سال گذشته با پای پیاده به سمت تهران راه میافتد تا برای چندمینبار صدای عدالتخواهی مردم شهرش را به گوش مسئولین برساند. او قصد داشت به هنگام رسیدن به تهران، در مقابل یکی از نهادهای مربوط به پرونده زمینخواری سیرجان تحصّن کند تا به خواستهاش پاسخ داده شود و قرار بود در طول مسیر نیز جمعی از طلّاب و دانشجویان به او بپیوندند تا این حرکت را به ثمر برسانند. وی از استانهای کرمان و یزد گذشته و تا استان فارس هم پیش رفت اما پس از طی سیصد و نود کیلومتر، در شهرستان «سورمغ» از توابع شهرستان آباده واقع در شمال استان فارس، برای دومینبار بازداشت شد، اما اینبار به جرم «اقدام خلاف شؤون روحانیت و تشویش اذهان عمومی».
پرونده وی این بار در دادگاه ویژه روحانیت شیراز تشکیل و در جریان محاکمه وی به حدود دوسال حبس محکوم شد. او مدتی را در زندان شیراز بود که 55 روز از این زمان را در انفرادی به سر میبرد. بعد از آن نیز در پی درخواست خانواده او مبنی بر انتقالش به زندان قم (به علت نزدیکی به محل زندگی) با طرح این مسأله از سوی مسئولین که زندان قم جایی برای او ندارد، به زندان اوین تهران منتقل میشود.

بهزندانافتادنِ مجدّد جهانشاهی به جرم عدالتخواهی با اعتراض بسیاری از دانشجویان و طلّاب همراه بود. در بسیاری از نشریات دانشجویی به این حکم اعتراض شده و بیانیههای متعدّدی از سوی تشکّلهای مختلف دانشجویی صادر شد. همچنین دانشجویان عدالتخواه شیراز 2 بار در مقابل دادگاه ویژه روحانیت شیراز تجمّع کردند. تجمّع سومی نیز از طرف دانشجویان سراسر کشور در مقابل همین دادگاه برگزار شد.
«شَکَرَ الله مَساعیکَ»
بعد از گذشت هشتماهوده روز از حبس، جهانشاهی به فرمان رهبرمعظمانقلاب(مدّظلّهالعالی) و با دریافت پیام شفاهی ایشان با عنوان «شَکَرَ الله مَساعیکَ»، در حالی که حدود پانزدهماه از حبسش باقی مانده بود، آزاد شد. آزادی او مانند گذشته با استقبالی جمعی از دانشجویان در کنار زندان اوین و همچنین استقبال جمعی از طلبهها به هنگام ورود او به قم همراه بود.
با توجه به آزادی مجدّد این طلبه عدالتخواه به فرمان حضرتآیتاللهخامنهای، این سئوال در میان افکار عمومی ایجاد می شود که آیا اگر جهانشاهی جرمی مرتکب شده بود، رهبر انقلاب حاضر می شدند دو بار پیاپی مستقیما دستور آزادی وی را صادر نمایند.
ساعات نخستین سال بود و کنترل به دست، شبکه های سیما را جستجو می کردیم تا از رقابت کانال های تلویزیون غافل نمانیم. چه چیزها که ندیدیم و چه چیزها که نیافتیم...!!
ویژه برنامه تحویل سال، شبکه سه و یک عدد مجری سابقه دار در ارائه سوتی های تپل؛ منظور همان "فرزاد حسنی" است که بگو مگو ها و بی حرمتی هایش به رئیس پلیس تهران یکسال پیش شهره شد؛ بعد از آن هم مدتی ممنوع التصویر بود و صدا و سیما از جنجال هایش در امان.
حال اینکه چه شده دوباره به کار پر رونق گذشته بازگشته و توانسته رضایت مدیران صدا و سیما را جلب کند، خیلی مورد بحث ما نیست، اما اینکه چه می شود مدیران شبکه جوان پسند سه، در پر بیننده ترین ساعات تلویزیون یعنی ساعات تحویل سال جدید، در ویژه برنامه تحویل سال از چنین چهره خوشنامی(!) برای نه تنها یک اجرای ساده بلکه بدست گرفتن فرمان و عنان برنامه استفاده می کنند جای بسی تامل است.
یکی از مهمانان این ویژه برنامه، شاعر طنز پرداز و مغلطه گو، یعنی "خلیل جوادی" بود. همان شاعری که نیشخندها ی او به ارزش های دین و نظام در قالب طنز باعث شهرتش در قشر خاصی از مردم شد. و البته بلوتوث های شعر خوانیش که سراسر سیاه نمایی اوضاع جامعه و به سخره گرفتن مذهب، معاد، برزخ و... است هنوز دست به دست می شود. "محاکمه حاجی" دستپخت معروف این شاعر است.
از آنجایی که آقای مجری برنامه (فرزاد حسنی) هم دست برقضا دستی در شعر گفتن دارند به گرمی با این شاعر خوش سابقه به گفتگو می نشینند و گل می گویند و گل می شنوند... خلیل جوادی هم که تمام سعیش را در انتخاب اشعار پاستوریزه برای خواندن در جلوی دوربین پخش زنده رسانه ملی کرده بود، باز هم نتوانست تمام سوتی هایش را در این باب سانسور کند و برای چندمین بار به تمسخر برزخ، دنیای مردگان و فرشتگان پرداخت و با از گور بیرون کشیدن فردوسی، در تخریب چهره این شاعر نامی هم کم نگذاشت...
یکی دیگر از مهمانان ویژه این ویژه برنامه، "محسن یگانه" خواننده جوانی بود که با همه شهرتش برای نخستین بار جلوی دوربین صدا و سیما ظاهر می شد و البته خود مجری هم چند بار این نخستین رونمایی(!) را مطرح کرد. اینکه چرا تا به حال این خواننده خوش صدا جلوی دوربین نرفته بود و رسانه ای نشده بود مجهول است و البته مد نظر ما هم در این بحث نیست. اما نوع ظاهر شدن او شاید مهم باشد. جالب است که در اولین آشنایی مردم، با شخصیت این خواننده کم تجربه، مسئله فرزند شهید بودن او از جانب مجری مطرح می شود و جالبناک تر(!) آن است که این قضیه در مدت ده دقیقه حضور او در شبکه سه سیما مطرح شد، آن هم زمانی که شاید فقط پنج دقیقه از این مدت حضور به گفتگو گذشت و الباقی ترانه خوانی بود. اگرچه شهدا و خانواده آنان برای همه ما ارزشمندند، اما آیا نیاز است که این ارزشمندی از جانب یک مجری خوش سابقه ی(!)وفادار به اصول نظام و در معرفی روح هنرمند یک خواننده عنوان شود؟ آن هم در پنج دقیقه ام پی تری آشنایی اولیه مردم با او؟ آیا این وسیله ای برای ابراز ارادت به خانواده شهدا بود یا استفاده ابزاری از شهدا برای شهرت آفرینی؟ و چنانچه نیت خیری در کار بود، باید توسط فردی چون فرزاد حسنی این مسئله برای نخستین بار در رسانه ملی مطرح می شد؟ بیراه نیست اگر بگوییم عنوان این مسئله در آن چند دقیقه، بیشتر از آنکه خواست مهمان برنامه باشد، خواست مجری بود، که چم و خم شهرت خریدن و ماله کشیدن روی بعضی عنوان ها را با ابزار کردن مقدسات به خوبی می داند.
تازه اگر از دعوت " احسان خواجه امیری" که فقط به عنوان وسیله ای برای تبلیغ عنوان شاعری فرزاد حسنی که بعضی از شعرهایش توسط او خوانده شده و چندین بار در برنامه این موضوع مطرح شد، بگذریم، باز هم به یک نقشه از پیش طراحی شده می رسیم که برای شکستن ساختارهای قانونمند صدا و سیما به نفع و نظر شخصی به هر وسیله ای متوسل شده است. و اما اینکه در این ماجرا مدیران شبکه کجا بودند و چه می کردند، شما دانستید ما هم می دانیم...!
اینکه همیشه عده ای برای تحول اساسی در رسانه ملی به نفع خود و عده ای خاص که مطمئنا نفع عمومی در آن نیست، پی فرصت های طلایی می گردند، چیز جدیدی نیست. اما اینکه چه می شود، همین تهدید فراگیر از تیررس مدیران باسابقه صدا و سیما دور می ماند خود جای بحث دارد.
آیا واقعا آقای مدیرشبکه سه سیما نمی داند که در پر بیننده ترین ساعات پخش در شبکه اش چه می گذرد؟ یا آیا ریاست صدا و سیما و دیگر مدیران در خواب غفلت به سر می برند و...اگر چنین است که باید گفت که چشم آقای ضرغامی روشن با شاهکارهای مدیران انتخابی اش ...!!
یادم هست که سال گذشته در پی حضور "محمد رضا گلزار" در شبکه پنج سیما در ساعات تحویل سال، یکی از آشنایان دست اندرکار می گفت که فقط پنج میلیون تومان بابت همین چند دقیقه حضور به این چهره دست نایافتنی پرداخت شده است. آن هم فقط به آن دلیل که گلزار در آن ساعت روی صندلی این شبکه بنشیند و بتواند کانالهای تلویزیون تهرانی ها را روی عدد پنج نگاه دارد، وآمار بینندگان این شبکه در آن ساعات پر رقیب، از دیگر شبکه های سیما بالاتر باشد و...تازه برای آنکه فضای برنامه مهیا و متوجه افکار مذهبی شود، و درست در زمانی که مجری کشف کرد روز تولد گلزار است، مدیر شبکه پنج، یک سفرعمره مفرده هدیه داد به مهمان و کلی هیجان تصنعی مهمان ویژه، بابت این هدیه و... هیچ کس هم نفهمید هدیه تولد او در مقابل رقم قرارداد حضورش، به چه میزان ناچیز بود و... اگر این رقابت نه چندان عاقلانه را بگذاریم کنار نتیجه گیری از ویژه ی امسال شبکه سه، باز هم یک تشکر ویژه(!) بدهکار می شویم به ریاست صدا و سیما بابت همه ظرافت های مدیریتی اش ! ...
منبع: وبلاگ حقیقت