اصلا قصد دفاع يا توجيه حرفهاي آقاي مشايي را ندارم. اصلا خيلي با ايشان مشكل دارم و معتقدم اين چندمين بار است كه آقاي مشايي ما را در ايران و حتي در جهان اسلام سرافكنده كرد.
علت بعضي از دفاع هاي آقاي احمدي نژاد از جناب مشايي را هم اصلا نمي دانم. فقط اين را مي دانم كه به خاطر بعضي از اظهارات و اقدامات آقاي مشايي تا حالا نيروهاي ارزشي خيلي فحش خورده اند.
خيلي از نيروهاي دلسوز به خاطر بعضي اقدامات آقاي مشايي خون دل مي خورند و حتي امروز خيلي از اين دلسوزين از راههاي مختلف به ما - كه مثلا مي توانيم حرفهايي را به رئيس جمهور منتقل كنيم- مي گفتند به آقاي احمدي نژاد بگوئيم نمي توان از برخي مواضع نادرست آقاي مشايي دفاع كرد
امروز (يكشنبه) هم در حاشيه جلسه دولت نكاتي را به صورت خصوصي به آقاي مشايي گوشزد كردم اما ناگهان به من هم به صورت عصبي پاسخ داد و البته در جمع خبرنگاران توضيحاتي را عنوان كرد كه ماحصل نواري كه از توضيحاتش پياده كردم، اين جملات بود كه شايد اندكي بر زخمهاي نيروهاي متدين و انقلابيون جهان اسلام مرهم بگذارد
مگر ميشود در نظام سياسي ايران فردي رژيم صهيونيستي را مشروع بداند؟
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، اسفنديار رحيممشايي رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و معاون رئيس جمهور امروز در جمع خبرنگاران درباره سخنان اخيرش در موضوع رژيم صهيونيستي، گفت: جمهوري اسلامي ايران اعلام كرده كه تنها راه حل موضوع فلسطين آن است كه فلسطينيان اصيل در انتخابات آزاد حكومت خودشان را تعيين كنند.
وي با بيان اينكه فلسطينيان اصيل از هر ديني حق دارند خودشان سرنوشت خودشان را تعيين كنند، نه يهوديان مهاجر، افزود: ما با رژيم صهيونيستي مخالف هستيم اما با مردم سرزمينهاي اشغالي كه مشكلي نداريم. ملت آمريكا هم از ملتهاي خوب دنيا است ولي ما با دولت آمريكا مشكل داريم.
مشايي ادامه داد: آمريكائيها و اسرائيليها خطي را دنبال ميكنند كه بگويند احمدي نژاد به دنبال حمله كردن و نابود كردن است در حالي كه مواضع آقاي احمدي نژاد منطق دارد.
وي خاطرنشان كرد: رژيم اسرائيل اگر به كشور ما نگاه چپ بكند، ما هم مقابله ميكنيم و كوتاه نميآئيم. اما آنها اصلا جرأت چنين كاري را ندارند، آمريكا هم جرأت چنين كاري ندارد.
معاون رئيس جمهور گفت: ملت ما در دنيا ملت بزرگي است و انديشههاي انقلاب اسلامي ايران دنيا را تسخير كرده ولي عدهاي اينگونه تبليغ مي كنند كه احمدي نژاد ميخواهد به همه حمله كند و موشك شليك كند؛ آقاي احمدي نژاد هيچ وقت نگفت كه ما ميخواهيم به اسرائيل حمله كنيم بلكه ايشان ميگويند رژيم اسرائيل بايد برود. اين حرف درستي است و حرف حضرت امام(ره) است.
مشايي با اشاره به اين نكته كه من هم ميگويم ديگر كار رژيم اسرائيل تمام است و هزينه نگاه داشتن اين رژيم ديگر خيلي سنگين است، اظهار داشت: برخيها نميخواهند اين واقعيت به مردم دنيا منتقل بشود كه برخورد آقاي احمدي نژاد حتي با رژيم اسرائيل نيز يك برخورد منطقي است؛ مگر ميتوان گفت كه مردم دنيا مشكل دارند؟ مردم دنيا مشكل ندارد، مشكل در بعضي از حكومتها است.
مگر مي شود گفت كه در زمان رژيم طاغوت ايرانيها بد بودند چون رژيم شاه حاكم بود؟ همين ملت انقلاب كرد. آيا اين درست است كه عدهاي بگويند مردم ايران در قبل از انقلاب بد بودند؟
وي تصريح كرد: بعد از سخنراني اخيرم نيز تاكيد كردم كه سخيفترين، ظالمترين و ناجوانمردترين آدمهاي دنيا دشمنان ملت ايران را تشكيل ميدهند و اين افتخار ملت ما است اما ما با هيچ ملتي دشمن نيستيم.
مشايي ادامه داد: دوستان تذكر بجايي به من دادند كه شايد برداشتهاي ديگري از اين صحبتها بشود. اما مگر هيچ كس در دنيا ميپذيرد كه در چنين سطحي از نظام سياسي ايران فردي رژيم صهيونيستي را رژيم مشروعي بداند؟ اين حرف خندهداري است؛ ما بايد در دنيا اين را اثبات كنيم كه با كسي جنگ نداريم و در دفاع مقدس هم ما 8 سال دفاع كرديم.
معاون رئيس جمهور اظهار داشت: امروز در دنيا كساني كه خودشان مشكل دارند، به دنبال ايجاد مشكل براي ديگران هستند تا از آب گلآلود ماهي بگيرند. ما كه نيازي به جنگ نداريم؛ ادبيات ايران اسلامي ادبيات اقتدار و ايستادگي است، نه ادبيات ظلم و تجاوز و حمله.
وي خاطرنشان كرد: همانطور كه رهبري و رئيس جمهور تاكيد دارند، راه حل ما براي فلسطين، راه حلي انساني و عاقلانه بدون جنگ و خونريزي است و بايد فلسطينيان اصيل از هر ديني كه هستند سرنوشت خودشان را مشخص كنند.
+
نوشته شده در یکشنبه
1387/04/30ساعت 21:25  توسط حامد طالبي
|
سال ۱۳۸۵ آصفی سخنگوی سابق وزارت خارجه در یکی از جلسات خصوصی با خبرنگاران داخلی، می گفت: "وقتی ما بحث رابطه با مصر و تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی تهران برای تسهیل ایجاد این رابطه را مطرح کردیم؛ ماجراهای زیادی پیش آمد؛ وقتی ما به میان مردم، از جمله به مساجد می رفتیم با اعتراض مردم و متدینین مواجه می شدیم و در همانجا بود که فهمیدم رابطه با مصر از رابطه با آمریکا هم برای ما سخت تر است."

خیابان شهید خالد اسلامبولی-تهران(ام القرای جهان اسلام)
آصفی حتی به جزئیات جریان تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی هم اشاره می کرد و می گفت: "زمان این تغییر نام را هم در روزهای اول عید نوروز قرار داده بودیم تا با استفاده از فرصت تعطیلی رسانه ها، راحت تر بتوانیم این کار را انجام دهیم اما نشد ... این کار خیلی سخت بود و هست ... "
* قطع رابطه ایران و مصر
رابطه ایران و مصر پس از خیانت انورسادات رئیس جمهور پیشین مصر در ماجرای صلح با اسرائیل قطع شد.
دستور امام برای قطع رابطه با مصر، کوتاه و رسا بود:
" جناب آقای دکتر ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه
با در نظر گرفتن پیمان خائنانه مصر و اسرائیل و اطاعت بی چون و چرای دولت مصر از آمریکا و صهیونیسم، دولت موقت جمهوری اسلامی ایران قطع روابط دیپلماتیک خود را با دولت مصر بنماید. ۱۰/۲/۱۳۵۸ "
* انورسادات که بود و چه کرد؟
بعد از جمال عبد الناصر رییس جمهور محبوب مصر، محمد انور سادات به جای او نشست. او که می خواست محبوبیت ناصر را در بین اعراب کسب کند، در سال ۱۹۷۳ به اسراییل اعلام جنگ داد ولی در این جنگ شکست خورد و تنها دستاورد آن جنگ، گذشتن ارتش مصر از کانال سوئز بود که این حرکت افتخار بزرگی برای مصر و شخص انور سادات محسوب می شد.
بعد از جنگ رمضان (جنگ اکتبر) سادات سیاست خود را در قبال اسراییل تغییر داد و پس از مدت کوتاهی، مصر را از خط مقدم جنگ با اسراییل خارج نمود و با رژیم صهیونیستی قرار داد صلح امضا کرد.

بگین-کارتر- انورسادات
سادات در اولین اقدام، با امضای قرار داد کمپ دیوید که به موجب آن موجودیت اسراییل را به رسمیت شناخت، جهان اسلام را در بهتی عظیم فرو برد.

پیمان خائنانه کمپ دیوید
در همان زمان (۱۷ اردیبهشت ۵۸) امام علاوه بر صدور پیامی در محکومیت این پیمان ننگین، در پاسخ به نامه ای، فرمودند: دولتهای اسلامی باید دولت مصر را در این خیانت بزرگ که به اسلام و مسلمین نموده است، به جای خود بنشانند... ملت مصر باید دست این خیانتکار را از کشور خود قطع کند
دیگر خیال اسراییل از طرف مصر راحت شده بود. مدتی بعد سادات که به این هم راضی نبود، برای ایراد سخنرانی در کنیست اسراییل به بیت المقدس رفت و این بار با این حرکت، خون جهان اسلام را ریخت و اینچنین مصر به عنوان اولین کشور اسلامی، موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت.
* اعدام انقلابی انورسادات خائن
سه شنبه، 6 اکتبر 1981( 14مهر 1360) ، قاهره، میدان رژه
در سالگرد جنگ رمضان 1973، فرعون در جایگاه ویژه خود و میان دولتمردان مصری نشسته و به نمایش قدرت ارتش مصر می نگریست و تسلیحات روسی، توپ های 130 میلیمتری، هواپیماهای میراژ، هلی کوپترهای شنوک و ... از مقابلش می گذشتند و فرعون، بيش از گذشته راحتي و شيکي لباس فرم خود را که دوخت خياط مخصوصش «پي ير گاردن» در لندن بود حس مي کرد چرا که آن روز برخلاف پیشنهاد همسرش، جلیقه ضدگلوله خود را نپوشیده بود.

روز رژه
همزمان با رسيدن عقربه هاي ساعت به 12:40، گوينده مراسم اعلام مي کند که نوبت به حرکت يگان هاي حامل توپ 130 ميليمتري رسيده است.
اولين جرثقيل حامل توپ با رسيدن به مقابل جايگاه از مسير تعيين شده خارج شده و از سمت راست به نزديک ترين فاصله به جايگاه رسيده و ناگهان متوقف مي شود. حاضران ابتدا گمان کردند که به علت نقص فني، جرثقيل از مسير خارج شده است، اما لحظاتي بعد «خالد» با سرعت از جرثقيل پايين پريد و دو بمب دستي را يکي بعد از ديگري به سوي جايگاه پرتاب کرد که هيچ کدام از دو بمب عمل نکردند. در اين بین «حسين عبّاس محمّد» با مسلسل خويش از روي صندلي جرثقيل برخاست و با شدت تمام کلّ جايگاه را به رگبار بست و نخستين گلوله هايش گلوي سادات را هدف قرار داد و با اين گلوله ها بود که تقريباً کار تمام شد.

اعدام انقلابی انورسادات خائن
خالد نيز با سرعت به طرف سلاح خودکار خود که در جرثقيل قرار داشت رفت و با هدف گيري جايگاه سعي در به هلاکت رساندن تعداد بيشتري از سران رژيم مصر نمود. «عبدالحميد» و «عطا طائل» هم در اين حال به عباس محمد و خالد پيوسته بودند.

خالد اسلامبولی در فاصله یک و نیم متری انورسادات خائن و در حال رگبار بستن او
خالد با حمايت همراهانش تا فاصله يك و نيم متري سادات رسيد، در حالي که هيچ وظيفه اي را جز به هلاکت رساندن وي احساس نمي کرد. او به گمان اين که ممکن است سادات لباس ضد گلوله داشته باشد در حد توان به سوي وي تيراندازي کرد تا از نتيجه کار اطمينان يافت. در اين اثنا گارد محافظ سادات که تجهيزات و هزينه اي معادل بيست ميليون دلار صرف آن شده بود، بي هيچ حرکتي شاهد وقوع حادثه بود و هر کدام از نيروهاي آن به دنبال محلي براي پنهان شدن و نجات خود مي گشتند.
پس از آن که کار به خوبي انجام شد، نيروهاي محافظ به سوي خالد و يارانش تيراندازي کردند که گلوله هايي به شکم خالد و عبدالحميد و عطا اصابت کرد و آنان دستگیر شدند.
در اين حمله مسلحانه، سادات به همراه هفت تن ديگر به قتل رسيدند و 28 تن ديگر مجروح شدند و اين اولين بار بود که ملت مصر، فرعون را به قتل مي رسانيد.
به دنبال ترور سادات، مقامهای امنیتی مصر به دستور حسنی مبارک 650 نفر از مسلمانان را که گفته می شد در قتل انورسادات دست داشتند دستگیر کردند.
پس از بازجويي هاي اوليه، 24 نفر از عوامل اعدام انقلابي سادات در دادگاه نظامي مصر به محاکمه کشيده شدند. متهمان حاضر در جلسه در قفس هاي فولادي نگهداري مي شدند. با ورود متهمان به دادگاه، خالد فرياد کشيد:

«انا خالد الاسلامبولي، انا قاتل السادات، انا قاتل الفرعون، انا قاتل الطاغوت، في سبيل الله قمنا، لتبغي رفع اللوا، لا حزب عملنا، نحن للدّين فداء، الله اکبر، لااله الا الله، عليها نحيا و نموت، في سبيلها نجاهد، عليها نلقي الله.»
در جلسه روز 28 سپتامبر سال 1981 وکلاي مدافع متهمان با طرح اين ادعا که سادات مهدورالدم و ريختن خونش مباح بوده است، دلايل خود را برای این اقدام انقلابی اعلام کردند. عبدالحليم رمضان، وکيل مدافع خالد اسلامبولي نیز در يکي از جلسات دادگاه نظامي ضمن دفاع محکم و جانانه از متهمان اظهار داشت:
«من جز براي رضاي خداوند به اين دادگاه نيامده ام و به دفاع از اين جوانان افتخار مي کنم، چون توانستند شرف ملت مصر را باز گردانند و کودتاي خيانت بار سادات را که تار و پود ملت مصر را از هم گسست، در هم بشکنند. اين جوانان همچون حسين و ياران وي هستند که نه براي دنيا، بلکه براي رضاي خداوند در کربلا قيام کردند. اکنون قيام خالد و يارانش قيام حسيني محسوب مي شود که براي دفاع از شرف اسلام، اعراب و شرافت انساني و رضاي خداوند صورت گرفته است. کار بزرگ آنها، دل تاريک شده ملت مصر را روشني بخشيد. سادات خودش را فرعون مصر مي دانست و به همين سبب جواناني که وي را به جرم فرعون بودن کشته اند، گناهي ندارند و جرمي مرتکب نشده اند، زيرا مقتول خود به جرم خويش اعتراف کرده است.»
زماني که عبدالحليم رمضان، خالد و يارانش را به امام حسين(ع) و شهداي کربلا تشبيه کرد، تمامي آنها مي گريستند و فرياد الله اکبر سردادند.
جلسات محاکمه چندین بار تشکیل شد و سرانجام پس از گذشت 5 ماه، خالد اسلامبولی و چهار نفر دیگر از یارانش محکوم به اعدام و تیرباران شدند.
حکم این پنج تن مسلمان مبارز در سحرگاه روز پنجشنبه 28 فروردین 1361 به اجرا درآمد و بدين ترتيب مرداني به شهادت رسيدند که با ايمان به خداي متعال و در راه اعتلاي کلمه توحيد و برپايي دولت اسلامي، فرعون مصر را به سزاي اعمالش رسانيدند و مردانه در راه هدف مقدس خويش جان باختند.
رژیم مصر از دادن اجساد این 5 نفر به خانواده هایشان خودداری کرد و آنها را به طور پنهانی در گورستان ناشناسی به خاک سپرد و خانواده های آنها در حالی که به یکدیگر تبریک می گفتند، اعلام داشتند که تسلیت کسی را نمی پذیرند، چون فرزندانشان را جزو شهدا می دانند.

شهید خالد اسلامبولی
خالد اسلامبولی در قسمتی از وصیت نامه خود نوشته بود : "ما با هم تصمیم گرفتیم که فرعون مصر را به قتل برسانیم تا شاید خداوند به خاطر این کار، ما را از ننگ دوستی با صهیونیست ها که دامن ما را گرفته و فساد روحی و اخلاقی سادات و همسرش را در جامعه علنی ساخته است نجات بخشد. اشهد انّ لا اله الا الله و اشهد انّ محمّدا رسول الله".
واقعه ترور انورسادات خائن نزدیک ایام عیدقربان سال ۶۰ بود. امام خمینی (ره) در قسمتی از پیام خود به مناسبت عید قربان که در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۶۰ صادر شد، فرمودند: "در این سال، این عید برای مسلمانان از آن جهت مبارک تر است که در آستانه آن فرعون مصر رهسپار کوی فرعونیان گردید"
ایشان در خرداد ماه ۶۳ هم خطاب به مسلمانان خصوصا ملت مصر تاکید کردند: " امثال حسنی مبارک هم برای شما نفعی ندارند و دین و دنیای شما را تباه می کنند"
حضرت روح الله در ۱۶ مرداد ماه سال ۶۵ باز هم تاکید کردند که : " مسلمانان، حسنی مبارک نسخه دوم انورسادات را از خود برانند که اینانند که شما را بازیچه خود قرار داده اند تا متعمدا یا بدون عمد سد راه شرف و عزت اسلام شوند."
امام خمینی(ره) گویا روزهایی را که حکومتهای اسلامی به دنبال رابطه با "حسنی مبارک" هستند را می دید که ۱۷ مهرماه سال ۱۳۶۰ از ملت مصر میخواست که با این "حسنی" هم مهلت ندهند تا ننگ پیمان با او بر دامن حکومتهای اسلامی نماند و فرمودند:
" این رئیس جمهور تحمیلی ثانی(حسنی مبارک) که خیال دارد در مصر مثل آن (انورسادات) حکومت کند، و دربست خودش را در اختیار آمریکا گذاشته است، قبل از اینکه به ریاست برسد، اعلام همبستگی خودش را با اسرائیل و آمریکا کرده است و ندیده است که همانطور که سلف صالحش(انورسادات) به واسطه خشم ملت به جهنم واصل شد، با او هم همین عمل را خواهند کرد... ملت مصر ننشیند تا این قدرت از ابین رفته دوباره دست و پای خودش را جمع کند ... "
اما گویا پس از خالد اسلامبولی شهادت طلب دیگری یافت نشد تا فرمان امام را اجرا کرده و کار حسنی مبارک را عهم یکسره کند و از میان ملت مصر، فقط نام خالد اسلامبولی و یارانش برای مجاهدان مسلمان ماندگار شد.
* خیابان خالد اسلامبولی تهران و رابطه با مصر
نام خالد اسلامبولی فردی که انور سادات رئیس جمهور خائن مصر را به هلاکت رساند، پس از انقلاب بر یکی از خیابان های تهران نقش بست و پس از رحلت حضرت امام تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی در تهران، همواره از شروط مصر برای برقراری رابطه با ایران بوده است.

خیابان شهید خالد اسلامبولی در تهران
در زمان دولت محمد خاتمی، ایران با پیشنهاد مصر مبنی بر تغییر نام این خیابان برای از سرگیری روابط دو کشور موافقت کرد و حتی شورای شهر تهران نیز انجام این کار را تصویب کرد اما با ایستادگی شاگردان مکتب خمینی این کار میسر نشد. تا اینکه دولت نهم هم قصد چنين كاري را داشت، اما تا كنون موفق به انجام آن نشده است
نكته اينجاست كه برخي دوستان ميگويند نبايد براي هميشه رابطه ما با كشوري همچون مصر قطع باشد. بله، ما هم همين رو مي گوئيم اما اگر فرض بر این باشد که برقراری رابطه با مصر به نفع جهان اسلام و به مصلحت ایران است، تکلیف پاسداشت خون شهید خالد چه می شود و هزینه معنوی ای که ایران به عنوان ام القرای جهان اسلام با تغییر نام این خیابان خواهد پرداخت، چقدر خواهد بود؟ ضمن اينكه انجام اين كار در شرايطي ميسر خواهد بود كه دولت مصر از خوي زياده خواهانه و قلدرمآبانه خود دست بردارد. نه اينكه آنها با كمال گستاخي به ما دستوراتي بدهند و ما هم بگوئيم به خاطر اينكه رابطه برقرار سود، اشكال ندارد!
انورسادات خائن که از دوستان صمیمی شاه ایران بود، تنها کسی است که حاضر شد او را پس از فرار از ایران پناه دهد. کاری که حتی آمریکا هم جرات انجامش را نداشت.

انورسادات خائن در کنار هسر و فرزندان شاه؛ برسر جنازه محمدرضا پهلوی
بعد از مرگ محمد رضا شاه، خیابانی در قاهره به نام "پهلوی" نام گذاری شد که حتی اکنون هم که در آستانه برقراری رابطه با این کشور قرار گرفته، علی رغم احتمال پذیرش تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی در تهران، ایران از مصر نخواسته که نام این خیابان را تغییر دهد.
* راستي؛
مستند "اعدام فرعون" كه توسط ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام درباره اعدام انقلابي انورسادات خائن منتشر شده و اين روزها
سر و صداي زيادي هم بلند كرده را حتما ببينيد. براي تهيه لوح فشرده اين مستند ميتوانيد با شماره 09122063624 تماس بگيريد يا به وبلاگ www.setadehpasdasht.blogfa.com
مراجعه كنيد
+
نوشته شده در شنبه
1387/04/22ساعت 20:23  توسط حامد طالبي
|
امام روح الله (روحي فداه):
" امروز يكي از افتخارات بزرگ ملت ما اين است كه در برابر بزرگترين نمايش قدرت و آرايش ناوهاي جنگي آمريكا و اروپا در خليج فارس صف آرايي نمود. و اين جانب به نظام هاي آمريكايي و اروپايي اخطار مي كنم كه تا دير نشده و در باتلاق مرگ فرو نرفته ايد از خليج فارس بيرون رويد؛ و هميشه اين گونه نيست كه هواپيماهاي مسافربري ما توسط ناوهاي جنگي شما سرنگون شود‚ كه ممكن است فرزندان انقلاب ناوهاي جنگي شما را به قعر آب هاي خليج فارس بفرستند". (صحيفه نور جلد 20 صفحه 237 - 29تير67)
امام روح الله (روحي فداه):
"چه خوب است که بعضي سران سرسپرده کشورهاى اسلامى به اربابان و خدايان زر و زور و تزوير خود، اين نکته را جدى گوشزد کنند که اينقدر از منافع خود در خليج فارس سخن نگوييد، براى اينکه همين مسئله موجب حساسيت شديد مردم منطقه است که امريکا و فرانسه و انگليس چه منافعى در آبهاى خليج فارس دارند تا پاى دخالت نظامى و جنگ هم مى خواهند آن را حفظ کنند؟
البته سياست ما در مورد خليج فارس از اول تاکنون صريح و روشن بوده است.
جمهورى اسلامى ايران به امنيت در خليج فارس اهميت زيادى مى دهد و به همين دليل و عليرغم فراهم بودن همه نوع امکانات دريايى و هوايى و زمينى در بستن تنگه هرمز و صدمه وارد کردن به کشتيها و نفتکشها و منافع و مراکز صدور نفت و پالايشگاهها و بنادر منطقه تا به حال از سياست صبر و انتظار و جلوگيرى از گسترش جنگ پيروى نموده است و فقط در حد نشان دادن مقدار کمى از قدرت و حضور و توانايى خود و مقابله به مثل وارد عمل گرديده است.

و دنيا به اين حقيقت رسيده است که ناامنى در خليج فارس فقط به ضرر ايران تمام نمى شود، بلکه قويترين قدرتها و ابرقدرتها هم اگر مثل امريکا تمامى امکانات هوايى و دريايى و جاسوسى - خبرى خود و هم پيمانان خود در منطقه را بسيج کنند، که حتى يک کشتى را بدون خطر، اسکورت و حفاظت نمايند، از اين خطر و ضرر مصون نخواهند ماند و در اين گرداب ناامنى غرق مى شوند.
و على رغم آنهمه مقدمات و تمهيدات و جار و جنجالهايى که درجهان امريکا برپا نموده است و دهها خبرنگار و فيلمبردار را به منطقه گسيل داشته اند تا خبر موفقيت نقشه هاى شوم امريکا را مخابره کنند، خداوند زمينه رسوايى و زبونى امريکا را به دست غيب خود فراهم مى آورد و اقتدار معنوى پرچم لااله الا اللّه را بر پرچم کفر به نمايش مى گذارد و دل بندگان خالص خويش را شادمان مى سازد.
و چه بهتر که امريکا و ريگان از مسير سياست مينگذارى شده خليج فارس که کوس رسوايى آنان را در جهان به صدا درآورده است مجددا عبور نکند و بر مرکب غرور و جهلى که تا به حال دهها بار صاحب خود را بر زمين کوبانيده است، سوار نشود و لااقل شبح قدرت و قدرتنمايى خود را پيش نوکران خود مثل کويت حفظ کند و بيش از اين آنان را از شکست و خفت خود شرمسار و سرافکنده نسازد و مطمئن باشند که ادامه جولان در خليج فارس منطقه را به کانون خطر و بحران ناخواسته عليه خود آنان سوق مى دهد.
و دنيا اگر خودش را آماده بحران نفت و به هم خوردن همه معادلات اقتصادى و تجارى و صنعتى کرده است، ما هم آماده ايم و کمربندها را محکم بسته ايم و همه چيز براى عمليات آماده است.
و حتما امريکا بايد به اين نکته برسد که دخالت نظامى در خليج فارس صرفا يک آزمايش نيست که يک دام بزرگ و يک بازى خطرناک است و ما و همه مسلمانان منطقه خليج فارس، حضور نظامى ابرقدرتها را نقشه و مقدمه تهاجم و حمله به ممالک اسلامى و کشور جمهورى اسلامى ايران و در ادامه حمايت از صدام تلقى مى کنيم.
مسلمانان جهان با همراهى نظام جمهورى اسلامى ايران عزم خود را جزم کنند تا دندانهاى آمريکا را در دهانش خرد کنند و نظاره گر شکوفايى گل آزادى و توحيد و امامت جهان نبى اکرم باشند.
البته لازم است اين نکته را براى چندمين بار به سران کشورهاى اسلامى حاشيه خليج فارس بازگو کنم که القاى شبهه و بزرگ جلوه دادن خطر اسلام و انقلاب و جمهورى اسلامى ايران براى کشورهاى منطقه همان ترفند قديم و جديد جهانخواران بوده و است، که از اين طريق از پيدايش جو تفاهم و همکارى مسالمت آميز جلوگيرى نمايند و احساس نياز کشورها را به شرق و غرب تشديد کنند.
جمهورى اسلامى ايران مايل است بر اساس حفظ وحدت و حمايت از منافع کشورها و ملتهاى اسلامى آنان را در مشکلات يارى نمايد و در بروز حوادث تحميلى سياسى - نظامى از ناحيه استکبار جهانى با قدرت و نفوذ خود، آنها را رفع و در جهت کنترل و نفى سلطه سياسى شرق و غرب برنامه اى قوى و دقيق ارائه دهد"(صحيفه نور جلد ۲۰ صفحه ۱۷۲ - ۶ مرداد 66)
* رزمايش موشكي و دريايي سپاه پاسداران آغاز شد
* فرمانده نيروي دريايي سپاه: حجم انبوه موشكها و شناورهاي سپاه آماده مأموريت مستقيم در تنگه هرمز هستند
*
شليك موفق نسل جديد موشك شهاب 3 در خليج فارس*
9 موشك دوربرد سپاه با موفقيت شليك شد *
آخرين ناو هواپيمابر آمريكا از خليجفارس خارج شد*
فرمانده نيروي هوايي سپاه: دست سپاه روي ماشه شليك انبوه موشكها به هر متجاوز است*
سردار صفاري: آمادگي نيروي دريايي سپاه براي مأموريت مستقيم و فراگير در خليجفارس *
آزمايش موفقيتآميز موشكي ايران در صدر اخبار رسانههاي منطقه *
وزير دفاع در گفتگو با فارس: قدرت موشكي ايران سرعت عمل و هدفگيري هوشمندانهاي دارد *
خبرگزاري فرانسه: ايران يك فروند موشك دوربرد شهاب 3 را آزمايش كرد *
واكنش نامزد جمهوريخواه آمريكا به رزمايش موشكي ايران*
واكنش كاخ سفيد به آزمايش موشكي ايران*
بازتاب آزمايش موشكي ايران در رسانههاي غربي*
رايس: آزمايش موشكي ايران نشان داد تهران تهديد خيالي نيست*
آلمان مدعي شد پاسخ موشكي ايران به "حسن نيت" غرب موجب تأسف است! *
واكنش سخنگوي اولمرت به آزمايش موشكي ايران: اسرائيل هيچ تمايلي به درگيري با ايران ندارد *
جانشين فرمانده كل سپاه: رزمايش موشكي سپاه مظهر مقابله سريع و قاطع با حملات احتمالي است *
با رزمايش موشكي ايران قيمت نفت 2 دلار بالا رفت
+
نوشته شده در سه شنبه
1387/04/18ساعت 17:16  توسط حامد طالبي
|
روز بيست و سوم مهرماه سال 1365 ساعت 3 بعدازظهر، چندين فروند هواپيماي جنگي اف - 4 كه از پايگاه هوايي داخل خاك فلسطين اشغالي برخاسته بودند، براي بمباران مواضع نيروهاي فلسطيني و لبناني در منطقه "اشرفيه" در جنوب شرقي شهر "صيدا" و همين طور اردوگاه آوارگان فلسطيني "الميه و ميه"، به حريم هوايي لبنان تجاوز كردند.
با شدت گرفتن بمباران خانههاي كوچك و ضعيف آوارگان، ضدهواييهاي متعلق به گروههاي مبارز، به مقابله با اين تهاجم هوايي كه كشته و زخمي شدن زنان و كودكان را به همراه داشت، پرداختند و در آن ميان جواني فلسطيني كه يك قبضه موشك ضدهوايي (از نوعي كه به دنبال حرارت هواپيما ميرود) بر دوش خود داشت، پس از نشانه روي و شليك به موقع، موفق شد يكي از هواپيماهاي فانتوم را هدف قرار دهد.
پس از آنكه هواپيما مورد اصابت موشك قرار گرفت، دو سرنشين آن سراسيمه و به سرعت دكمه پرتاب صندلي را فشار دادند كه با انفجاري خفيف، از داخل هواپيما به بيرون پرتاب شدند. به دنبال سقوط هواپيما، خلبان و كمكش به وسيله چتر نجات، در دو منطقه جداگانه در داخل خاك لبنان فرود آمدند.
هلي كوپترهاي جنگي رژيم صهيونيستي كه مشغول گشتزني نزديك آنجا بودند، پس از اخذ دستور، به سرعت به محل فرود يكي از خلبانها شتافتند و توانستند او را قبل از اينكه به دست نيروهاي مبارز بيفتد، سوار كرده و از مهلكه نجات دهند.
به محض سقوط هواپيما و انفجار آن، تلاش نيروهاي شبه نظامي لبناني و فلسطيني كه از بمباران خانه و كاشانه خويش عصباني بودند، براي ردگيري و دستگيري خلبانان آن آغاز شد.
" رون آراد" 28 ساله كه در يك باغ فرود آمد، بر اثر شدت ضربه وارده، آرنج دست چپش شكست و دقايقي بعد نيروهاي گروه "مقاومت مومنه" به رهبري "مصطفي ديراني" منشعب از "سازمان امل"، كه در يكي از روستاهاي اطراف به نام "زغداريا " مستقر بودند، سررسيدند و زودتر از فلسطيني ها، او را به اسارت خود درآوردند و برحسب اتفاق، محلي كه آراد در آنجا فرود آمده بود، خط تماس جنگ داخلي "امل" و سازمانهاي فلسطيني بود.
سه ساعت بعد، آراد كه از شكستگي دست رنج ميبرد، سوار بر اتومبيلي شخصي، در حالي كه چند ماشين ديگر حامل نيروهاي مسلح او را اسكورت مي كردند، از صيدا به طرف بيروت حركت داده شد. در طي مسير، دژبانيها و پستهاي بازرسي گروههاي مختلف مسلح از جمله ارتش لبنان قرار داشتند. ماشين حامل آراد، قبل از رسيدن به يكي از اين پستها، سعي كرد تا با روشن و خاموش كردن چراغهاي جلو، بفهماند كه مجروح دارد و نمي تواند بايستد، ولي نيروهاي ارتش به سمت كاروان در حال عبور شليك كردند، اما به كسي آسيبي نرسيد.
دقايقي بعد در " افران الرميله " ( نان فروشي رميله ) كه همه خودروهاي كاروان اسكورت به هم ملحق شدند، براي رعايت جوانب امنيتي، آراد در خودرويي ديگر قرار گرفت و به سمت بيروت حركت داده شد.
در بيروت، خلبان مجروح را مستقيما به خانه شخصي مصطفي ديراني (مسئول وقت كميته امنيت سازمان امل) بردند . ساعتي بعد كه اضطراب و ترس آراد فروكش كرد، با پسر دو سال و نيمه ديراني به بازي و سرگرمي مشغول شد. ساعت 10 شب به دليل شدت جراحت به يكي از درمانگاهها برده شد كه دكتر ارتوپد در محل كار خود حضور نداشت. پس از دقايقي با پيگيريهاي زياد، دكتر از منزل خود به بيمارستان آمد و دست چپ خلبان اسرائيلي را گچ گرفت و مداوا كرد.
سازمان امل، در اولين روزها مدعي شد كه رزمندگانش موفق شده اند هواپيماي جنگي اسرائيلي را ساقط كنند و خلبان آن را به اسارت درآورند ، ولي سازمان فلسطيني " فتح " ( گروه ابونضال ) اين ادعا را رد كرد و گفت :" ما هواپيماي اسرائيلي را با موشك زديم، ولي چون خلبان آن در نزديكي خطوط نيروهاي امل فرود آمد، آنها توانستند او را اسير كنند."
از همان روز به بعد ، رژيم صهيونيستي - كه براي حفظ روحيه نيروهاي مسلح و بخصوص خلبانانش اهميت بسياري قائل است و همواره سعي دارد تا از هر عملي كه باعث تضعيف روحيه جنگي و جنايتكار آنان شود، جلوگيري كند - پيدا كردن و كسب خبر از رون آراد را بهانه بسياري از جناياتش قرار داد.
در نيمه شب 6 مرداد ماه سال 1368 ، هلي كوپتري متعلق به ارتش اسرائيل در محوطه اي باز در مركز شهر "جبشيت " در جنوب لبنان فرود آمد و در ميان ترس و اضطراب مردم ، نيروهاي كماندويي ويژه ، به آپارتماني كه در آن نزديكي قرار داشت ، هجوم بردند و پس از شكستن در ورودي طبقه دوم ساختمان ، در ميان وحشت زن و فرزندان ، اقدام به ربودن " حجت الاسلام شيخ عبدالكريم عبيد " امام جمعه جبشيت نموده و پس از انتقال او به هلي كوپتر ، با سرعت هر چه تمامتر به داخل فلسطين اشغالي پرواز كردند.
بهانه اسرائيل براي اين آدم ربايي جنايتكارانه ، اين بود كه مدعي شدند شيخ عبيد دستور نقل و انتقال آراد را داده است .
چند سال بعد، در نيمه شب 3 خرداد 1373 ، مصطفي ديراني در حالي كه در جمع خانواده خود خفته بود ، با صداي هلي كوپتر هايي كه بر تپه اي نزديك روستاي " قصرنبا " در دره بقاع فرود آمده بودند ، از خواب پريد ولي تا بخواهد اسلحه كمري را از زير بالش خود بردارد ، با عكس العمل كماندوهاي "تيپ ويژه گولاني" - كه وظيفه اصلي شان اين گونه آدم ربايي ها بود ـ بر بالين خود رو به رو شد و در ميان بهت و وحشت زن و فرزندانش، به داخل هلي كوپتر منتقل شد و از آنجا به پايگاهي نظامي در فلسطين اشغالي منتقل شد كه در آن ميان برادر وي از پنجره خانه شان كه مقابل خانه مصطفي بود ، با تفنگ شكاري اقدام به تيراندازي به سمت صهيونيستها كرد كه با پاسخ شديد آنان رو به رو شد ولي به كسي آسيبي نرسيد.
پس از چند سال كه از آدم ربايي هاي رژيم صهيونيستي مي گذشت ، سرانجام در خرداد ماه سال 1379 دادگاهي نظامي و در حصاري از نيروهاي امنيتي ، براي رسيدگي به پرونده عبيد و ديراني تشكيل شد .
در اين فاصله اخبار متناقضي از سرنوشت آراد منتشر مي شد . خرداد ماه سال 1373 روزنامه " نداء الوطن " چاپ بيروت ، بدون اشاره به زمان و مكاني خاص ، نوشت : رون آراد به هنگام فرار از محل بازداشت خود، از سوي نگهبانانش هدف شليك قرار گرفته و كشته شده است. اين روزنامه در ادامه نوشت : آراد هنگامي كه در اسارت عناصر منشعب از سازمان امل به رهبري مصطفي ديراني بود، به قتل رسيده است."
شهريور سال 1375 راديو رژيم صهيونيستي به نقل از روزنامه اسرائيلي " يديعوت آهارونوت " اعلام كرد : " هرگونه اطلاعات در مورد ديپلماتهاي ايراني ربوده شده در لبنان ، مي تواند اطلاعات متقابلي در مورد رون آراد به همراه داشته باشد."
احمد متوسليان ، سيد محسن موسوي ، تقي رستگار مقدم و كاظم اخوان عليرغم برخورداري از مصونيت ديپلماتيك ، 14 تير ماه سال 1361 در پست بازرسي فالانژيستها در شمال بيروت معروف به "حاجز برباره" به اسارت در آمدند كه از آن تاريخ به بعد هيچ خبر موثقي از سرنوشت آنان به دست نيامده است اما رژيم صهيونيستي همواره به دنبال گره زدن اخبار و اطلاعات ماجراي رون آرادبا گروگانهاي ايراني است.
اسرائيل همواره تلاش دارد تا اين گونه وانمود كند كه آراد توسط حزب الله لبنان ربوده شده و در اختيار ايران است ولي حزب الله نيز در مقابل ، هرگونه ارتباط خود را با اين قضيه رد كرده است و دليل صحت اين مطلب نيز اين است كه اگر خلبان اسرائيلي در دست حزب الله بود، اين حزب به راحتي مي توانست بر سر اين خلبان معامله كرده و بهاي گزافي از اسرائيل طلب كند ، كما اينكه در گذشته نيز شاهد بوده ايم در ازاي تكه هاي بدن چند سرباز متجاوز اسرائيلي، حزب الله توانست صدها تن از اسراي خود را از چنگال اين رژيم آزاد كند .
شيخ عبدالكريم عبيد از مسئولين حزب الله در جنوب لبنان كه در اسارت بود، خرداد ماه سال 1379 در مصاحبه با روزنامه اسرائيلي " معاريو " ، ضمن تاكيد بر اينكه هيچ ارتباطي با اسارت خلبان اسرائيلي ندارد و عبيد بي جهت ربوده شده است ، گفت : " آراد، گروگان حزب الله نبوده و به همين دليل اميدي براي آزادي او از طريق ربودن من وجود ندارد ، بلكه برعكس ، اين امر ممكن است اوضاع را پيچيده تر كند .
مصطفي ديراني نيز روز پنجشنبه 19 خرداد ماه 1379 در مصاحبه با همين روزنامه ، گفت : " من نمي دانم آراد زنده است يا مرده و نمي دانم او در حال حاضر كجاست "
ديراني درباره وضعيت آراد در اولين ساعات اسارت ، گفت : " اولين بار كه او را ديدم ، پس از سقوط هواپيمايش بود . چند ساعت بعد او به خانه من در بيروت منتقل شد . من به او لباس و غذا دادم و او با پسر من كه در آن موقع دوساله و نيم بود ، بازي كرد .
ديراني همچنين تحويل خلبان اسرائيلي به عوامل ايران در بعلبك در مقابل 300 هزار دلار را تكذيب كرد و درباره گم شدن آراد گفت : " ارتش اسرائيل به منطقه "ميدون " در دره بقاع حمله كرد و دهها تن كشته و زخمي از مردم عادي برجاي گذاشت؛ نگهبانان آراد كه از نيروهاي "امل" بودند، براي جويا شدن از احوال نزديكانشان ، او را ترك كردند و پس از بازگشت متوجه شدند كه آراد نيست و پيدايش نكردند . "
هرآنچه هست ، نشان از آن دارد كه رژيم صهيونيستي براي يافتن رون آراداهميت قائل شده و حتي دست به آدم ربايي آشكار زده است و همواره در برابر اذهان و افكار جهاني ، جنايتكار جنگي خود را كه تنها براي ريختن بمب بر سر مردم بيگناه ، به لبنان تجاوز كرده بود ( و البته بار اولش نبود كه خانه و كاشانه مردم لبنان را بمباران مي كرد ) مفقودي مظلوم جلوه مي دهد و اين گونه تبليغ مي كند كه ايران وي را ربوده و نگهداري مي كند ولي تا به امروز سازمانهاي اطلاعاتي عريض و طويل اسرائيل "موساد " و آمريكا " سيا " هيچ سند موثقي بر اين ادعاي خود ارائه نداده اند.
چند سال پيش نيز خبرگزاريها از قول رابط آلماني ميان حزب الله لبنان و اسرائيل براي تبادل اسرايشان نوشتند كه " هم چهار گروگان ايراني و هم رون آرادكشته شده اند و موضوع آنها از پرونده تبادل اسرا خارج شده است."
روزنامه هاآرتص به نقل از گروه ميانجي آلماني كه مذاكرات تبادل اسرا را پيگيري مي كند نقل كرد: "حزب الله طي گزارشي كه ارائه داده اعلام كرده كه خلبان مفقود صهيونيست با نام "ران آراد" كه در سال 1985 هواپيمايش در آسمان لبنان سرنگون شد، مرده است".
مطابق آخرين توافقات مذاكرات تبادل اسرا كه مدتي است با ميانجي گري آلمان ميان حزب الله و رژيم صهيونيستي جريان دارد، طرفين متعهد شدند كه طي گزارشي وضعيت برخي مفقودين را مشخص نمايند. در همين چارچوب حزب الله بايد اخباري از سرنوشت رون آراددر اختيار ميانجي آلماني مي گذاشت و در مقابل رژيم صهيونيستي موظف است كه اطلاعات موثقي از سرنوشت 4 ديپلمات ايراني ربوده شده در لبنان را به ميانجي آلماني ارائه دهد اما ظاهرا طرف اسرائيلي باز هم مي خواهد از بيان حقيقت سر باز بزند و روند ارائه گزارش مجعول و غيرمستند را در پيش گيرد.
با تشكر از حاج حميد داودآبادي
+
نوشته شده در یکشنبه
1387/04/16ساعت 18:41  توسط حامد طالبي
|
... يك عدهاى غفلت ميكنند، نميفهمند كه ما اين همه حركت كردهايم، پيش آمدهايم؛ نميفهمند كه ما هنوز راه طولانىاى در پيش داريم؛
نميفهمند كه ما دشمن داريم، دشمن از تنبلى ما، از غفلت ما، از اختلاف ما، سوء استفاده ميكند. مخاطب بيشتر اين حرف شخصيتهاى مطرح جامعه - سياسى و فرهنگى و غيره - هستند كه بايد مراقب حرف زدنهاى خودشان، مراقب نوشتنهاى خودشان، مراقب موضعگيريهاى خودشان باشند. اتحاد و اتفاقى كه رمزِ همهى پيشرفتها و پيروزيهاست، امروز بيشتر از همه براى اين كشور لازم است.
مسئولين كشور هم واقعاً دارند زحمت ميكشند، حقيقتاً دارند زحمت ميكشند. دولت، مسئولين، مديران بخشهاى مختلف، تلاش ميكنند. اگر كسى ايراد و انتقادى هم دارد، نبايد آن را جورى مطرح كند كه اين مديرى كه در تلاش هست براى اينكه كار را بهتر انجام دهد، او را تضعيف كند.
اختلافات غالباً از هوسهاى نفسانى بر ميخيزد. اگر كسى بگويد اين عمل من كه اختلافانگيز بود، تفرقهانگيز بود، براى خداست، اين را باور نكنيد. تفرقهى بين مؤمنين كارِ خدائى نيست، براى هدفِ خدائى انجام نميگيرد؛ كار شيطانى است؛ كار شيطانى است.
ايجاد بغضاء و كينه بين مؤمنين، فضاى اختلاف را به وجود آوردن، اين كار شيطان است، كار خدائى نيست. كار خدائى همدلى است. يك نفر يك كارى دارد، مسئوليتى را بر عهده گرفته، ديگران بايد كمك كنند تا كار را خوب انجام دهد. اگر ضعفى داشت، به او تذكر دهند؛ اما نگذارند او تضعيف شود.
اين كسى كه اين عَلم را بر دوش كشيده، بلند كرده، همه بايد كمكش كنند؛ يكى عرقش را پاك ميكند، يكى بادش ميزند. اگر ديدند كه در نگه داشتن عَلم دارد اشتباه ميكند، راهش اين نيست كه يك مشتى هم به پشتش بزنند، خودِ او و عَلم را سرنگون كنند. راهش اين است كه كمكش كنند اين اشكال برطرف شود؛
اين نكته را بايد همه توجه كنند، بخصوص كسانى كه در عرصهى سياست و در عرصهى فرهنگ و در عرصهى رسانه و در عرصههاى گوناگون نقش و حضورى دارند
*** آنچه خوانديد،
سخنان مقام معظم رهبري در چهارم تير ماه 87 بود... همين چند روز پيش
+
نوشته شده در چهارشنبه
1387/04/12ساعت 18:14  توسط حامد طالبي
|
چشم برهم زدیم، سومین سالگرد حماسه سوم تیر هم فرا رسید و یکی از روزهای رسالت ما ...
حرفهای گفته و ناگفته درباره دولت نهم، خصوصا شخص دکتر احمدی نژاد فراوان است و خیلی ها هم در طول این ۳ سال به خوبی هویت و چهره واقعی خود را نشان داده اند، اما این راهی که دکتر احمدی نژاد در حال طی کردن آن است و خیلیها بر سر آن سنگ می اندازند، نیاز به تحلیل و روشنگری دارد.

عكس از روزبه جديدالاسلام
از وبلاگ نویسان متعهد و دلسوز که همیشه اسلام ناب محمدی (ص) را یاری کرده و حق را تنها نگذاشته اند، دعوت می کنم در یادداشتی به مناسبت سوم تیر در وبلاگ خود، به هر تعداد از سوالات زیر پاسخ دهند. و حداقل از ۳ نفر از وبلاگنویسان و دوستان خود نیز با ذکر نام وبلاگ، دعوت به نوشتن کنند
تا این پاسخ های ما، هم نشانه ای بر "بودن" ما باشد و هم تحلیلی بر وقایع چونگی پیمودن راه ما؛
باید تاریخ حرکت انقلابی ملت را فاتحان ثبت کنند
۱- صفات چه کسی را نزدیکتر به آرمانهایی می دانید که امام امت برای یک مسئول حکومت اسلامی ترسیم کرده بودند؟ رفسنجانی، خاتمی يا احمدی نژاد؟ تفاوت دستاورهای دولت احمدی نژاد با دولتهای رفسنجانی و خاتمی چیست؟
۲- به نظر شما چرا محمد خاتمی و رفسنجانی به سفرهای استانی منظم و جامع و در حقیقت به عمق محرومیتهای ایران نمی رفتند؟
۳- علت هجمه های ناجوانمردانه برخی دوست نماهای اصولگرا و ائتلاف ضددولت این اصولگرانماها با دوم خردادیها - که روزی دشمن یکدیگر بودند- چیست؟
۴- دکتر احمدی نژاد نزد چه گروهی محبوب و نزد چه کسانی منفور است؟ چه کسانی از زمین خوردن ایشان خوشحال می شوند؟

عكس از روزبه جديدالاسلام
۵- علت محبوبیت محمود احمدی نژاد در دنیا و زنده شدن نام امام و انقلاب در میان ملتهای آزاده دنیا چیست؟
۶- اگر در انتخابات سوم تیر، دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور نمی شد، چه می شد؟ چرا رهبری دولت نهم را اصولگراترین دولت پس از انقلاب دانستند؟
۷- سوم تیر چه درسهایی به سیاسیون و اقتصادیون و احزاب داد؟
۸- مهمترین مانع بر سر تحقق اهداف اقتصادی دولت را چه چیز می دانید؟
۹- چرا علیرغم همه تخریبها باز هم مردم به صداقت دکتر احمدی نژاد ایمان دارند و او را از جنس خودشان می دانند؟
۱۰- مهمترین نقاط قوت دولت نهم و زیباترین صفات فردی و مدیریتی دکتر احمدی نژاد را چه چیزهایی می دانید؟ محبوبیت دکتر احمدی نژاد پیش شما کم شده یا زیاد؟ ما چگونه او را یاری کنیم؟
لبيك گويان :
* احمدي نژاد رافع پرچم عدالت در كشورهاي مظلوم (بيا تا برويم)
* نسل نو و جنبش وبلاگی (نسل نو)
* انحراف از جاده انقلاب و دنده عقب به سبک 3تیر (خاكريزيسم)
* عهد بستیم خاطره ی تلخ بنی اسرائیل را تکرار نکنیم (منتظر)
* بگذار آتش بگیرند (گام آخر)
* سوم تير مبارك (وب نوشته هاي يك مينيروزنامه نگار)
*
دستاوردهای دولت نهم در میدان سنگین مبارزه داخلی و خارجی بدست آمده است (روايتي ديگر)
*
گذار به دولت اسلامي (دستنوشته هاي يك دانشجو)
*
سوم تير؛ ياعلي گفتيم و عشق آغاز شد (موشك انداز)
*
عزت، عدالت و شجاعت؛ گفتمان دكتر احمدي نژاد (سيرت صبح)
*
به مناسبت سوم تير (منتظر فرج)
*
یوم الله سوم تیر (رو به آسمان)
*
لبیک به ندای جنبش وبلاگ نویسی سوم تیر (خط خطي هاي احمد سعيدي)
*
منادی عدالت (معجزه هزاره سوم)
*
آن روزها پانزده سال داشتم (يك كج و معوج سرخورده)
*
احمدی نژاد تک و تنها (گيلانغرب ديار من)
+
نوشته شده در دوشنبه
1387/04/03ساعت 8:30  توسط حامد طالبي
|