طيف تندرو گروههاي اصلاح طلب با آغاز مجدد فعاليت روزنامه ها و رسانه هاي اينترنتي پس از تعطيلات عاشورا و تاسوعا، سناريوي جديد خود را كليد زد.
سناريوي جديد كليد خورد
* پنج شنبه؛ ۲۷ دي ۸۶ - ديدار ستاد ائتلاف اصلاح طلبان با محمدخاتمي:
اعضاي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان از برخي از اخباري كه از درون محافل مسئول اجراي انتخابات درباره نحوه رسيدگي به صلاحيت داوطلبان شنيده ميشود به شدت ابراز نگراني كردند.
محمد خاتمي نيز در اين ديدار ضمن تشكر از زحمات اعضاي ستاد گفت: علاوه بر شايعات عمومي متأسفانه اخباري به دستم رسيده كه حاكي از نوعي تنگ نظري و اقدام براي محروم كردن بسياري از نيروهاي مؤمن، مجرب و روشن از حضور در صحنه انتخابات است.



سركردگان اصلاح طلبان دو هدف را در پس القاي نگراني از ردصلاحيتها نهفته اند:
۱- خط «مظلوم نمايي» قانون شكنان افراطي را در ميان افكار عمومي القا كنند
۲- با فضاسازي در اين زمينه، گروههاي افراطي اصلاح طلب از جمله مشاركت و سازمان مجاهدين مي توانند ساير گروههاي معتدل اصلاح طلب را متهم به همكاري با گروه رقيب كنند كه نمونه آن در مورد مهدي كروبي به وضوح قابل مشاهده است...
... سايت روز آنلاين وابسته به طيف تندرو اصلاح طلبان مهدي كروبي را متهم كرد كه در پس پرده با «راس قدرت» معامله كرده است و همين امر دليل اظهارات هفته گذشته او در انتقاد از تندروي هاي مجلس ششم بوده است.
دبيركل حزب اعتماد ملي هفته قبل در مصاحبه اي با روزنامه ارگان حزب خود پشت صحنه افراطي گري هاي عناصر نزديك به مشاركت و مجاهدين در مجلس ششم را افشا كرده بود.
در اين ميان آنچه كه نقش اساسي را ايفا ميكند، هوشياري و آگاهي مردم خواهد بود.
و در همين راستا است كه وزير كشور اعلام كرد: "عدهاي با اطمينان از رد صلاحيت شدن، در انتخابات نامنويسي كردند؛ مردم بايد هوشيار و آگاه باشند".
ظاهرا آن مداحی چند روز پس از شهادت شهید رجایی انجام شده بود و به همین دلیل، این مراسم که تا حالا چندین بار نوارش را شنیده ام، حال و هوای خاصی داشت.

آقای شمسایی در بخشی از مداحی اش می گفت: شهید رجایی در چندین مراسم عزاداری یا محرم حضور یافت که حتی در بعضی از آنها مردم متوجه حضورش نشدند.
تا چند سال پیش برایم جالب بود که رئیس جمهور یک مملکت چطور اینقدر ساده و بی آلایش همراه مردم در مراسم های عزاداری اهل بیت حضور می یافت؛ و البته به یاد می آوردم محبوبیت شهید رجایی و اوج کینه و تخریب منافقین کوردل را ...
علی رغم برخی زحمات آقایان رفسنجانی و خاتمی، حضور رئیس جمهور در بین مردم را در دوران سازندگی و اصلاحات آنها دیگر کسی ندید؛ البته آن دوستان حضورهای سرزده ای داشتند اما مقصد هیچ کدام به هیات های مذهبی و عزاداری اهل بیت خصوصا مراسم حضرت اباعبدلله ختم نشد ...
قدیمی ها خوب به یاد دارند که حضرت امام (ره) چندین و چند بار در سخنرانی های متعدد و پیام های مختلف به ملت ایران و خصوصا مسئولان آموخته و یادآوری کرده بود که: ما هرچه داریم از محرم و صفر است و این مراسم های عزاداری را هرچه پرشورتر برپادارید ...
امروز صبح (جمعه ۲۸ دی ۸۶) با خبر حضور سرزده رئیس جمهور در مراسم صبح تاسوعا در مهدیه امام حسن تهران - پس از نماز صبح- به خودم آمدم و این پست را نوشتم ... در چند سال گذشته، این اولین بار نبود که عزاداران در میان مراسم، او را در میان خود یافته اند .... روز تاسوعای امسال به ۳ مراسم رفت... صبح: مهدیه امام حسن، ظهر: امامزاده صالح، شب: کوی دانشگاه در مراسم دانشجویان

شاید بعضی بیماردلان -مثل همیشه- این حرکتها را فریب افکار عمومی و جمع آوری رای از هیات های مذهبی بدانند ... مهم نیست ... مهم آن چیزی است که خدای متعال و خود اهل بیت از دل بندگان و نوکرانشان می خوانند ... همانطور که از دل شهید رجایی خواندند و او را به فیض عظمی رساندند ...
" مپندار که تنها عاشورائیان را بدان بلا آزموده اند و لاغیر ... صحرای بلا به وسعت همه تاریخ است" (شهیدآوینی)
آنان ابتدا كوشيدند با فرافكني، حمايت دشمن را متوجه ساير گروهها كنند اما همسويي مواضع دوم خرداديها با دشمنان قسم خورده انقلاب بيش از آن براي همگان روشن بود كه به اين راحتي ها قابل انكار باشد. چرا كه در طول ۱۰ سال اخير حاكمان آمريكا بارها از گروههاي باصطلاح اصلاح طلب ايران حمايت كرده اند و علت اين حمايتها نيز همنوايي دقيقي است كه مواضع اين گروههاي داخلي با رويكردها و خواسته هاي آمريكا دارد كه شرح آن را به مجالي ديگر موكول ميكنم.
اما نگاهي به سخنان سال ۷۹ رهبري در نماز جمعه تهران درباره اصلاحات آمريكايي، اهداف شرم آور اصلاح طلبان آمريكايي را بيش از پيش نمايان مي كند. و ما را نيز به اين نكته بيشتر متوجه مي كند كه هشدارهاي رهبري در مقاطع خاص را بايد به دقت پيگيري و محوريابي كرد تا خط نفاق داخلي به درستي شناسانده شود.
مقام معظم رهبري در ۲۳ ارديبهشت سال ۷۹ در بخشي از خطبه هاي نماز جمعه تهران فرمودند :
" اگر كسانى بيايند با عدم اعتقاد به اساس ارزشها، دم از تحوّل بزنند؛ معلوم است كه تحوّل مورد نظر آنها چيست! تحوّل مورد نظر آنها، يعنى تحوّل نظام اسلامى به نظام غير اسلامى! تحوّل مورد نظر آنها، يعنى حذف نام اسلام، حذف حقيقت اسلام و حذف فقه اسلامى! اتفاقاً ما بعضى از اينها را هم مىشناسيم.
حالا بعضى كه از تفالهها و پسماندههاى رژيم گذشتهاند كه در آن رژيم خوردند و چريدند و گوشت حرام بالا آوردند؛ بعد هم توانستند خودشان را در لابلاى جماعت مردم جا بزنند و حالا بتوانند نفسى تازه كنند و سر بلند كنند و ادّعاى آزادى و مردم سالارى و دمكراسى كنند؛ همان كسانى كه عمله ظلم و جور دستگاهى بودند كه بيش از پنجاه سال بر اين مملكت حكومت كردند و يك ذره مردم سالارى در آن پنجاه سال نبود؛ حالا همين كسانى كه با همهى وجود براى آن رژيم كار كردند، بيايند شعار اصلاحات بدهند!
اين اصلاحات معنايش چيست؟! اين اصلاحات، يعنى همان اصلاحات امريكايى! يعنى حالا كه شما ملت ايران دست امريكا را قطع كرديد، بياييد برگرديد و روشتان را اصلاح كنيد؛ اجازه بدهيد اربابان امريكايى به داخل تشريف بياورند و باز هم زمام اقتصاد و فرهنگ و اداره امور كشور را به دست گيرند!
يك عدّه هم كسانى هستند كه مال آن رژيم نيستند؛ اما از اوّل انقلاب، بلكه بعضى پيش از انقلاب، نشان دادند كه به اداره كشور برطبق احكام اسلام از بن دندان عقيدهاى ندارند. آنها اسم اسلام را مىخواهند و اسم اسلام را دوست مىدارند. دشمن اسلام به آن معنا هم نيستند؛ اما مطلقاً اعتقادى به فقه اسلامى، به احكام اسلامى و به حاكميت اسلامى ندارند. معتقد به همان روشهاى فردىاند.
اوايل انقلاب هم يك عدّه از همينها توانستند امور را قبضه كنند و در دست گيرند. اگر امام به داد اين انقلاب نمىرسيد، همين آقايان، خشك خشك انقلاب و كشور را به دامن امريكا برمىگرداندند! اينها هم دم از اصلاح مىزنند؛ گاهى دم از اسلام هم مىزنند؛ اما در كنار كسانى قرار مىگيرند كه صريحاً عليه اسلام شعار مىدهند و با آنها اظهار همبستگى مىكنند!
گاهى دم از اسلام مىزنند، اما در كنار كسانى قرار مىگيرند كه شعار ضدّيت با حكومت اسلامى، شعار سكولاريزم و حكومت منهاى دين و حكومت غيردينى و حكومت ضدّ دينى و لائيسم را مىدهند! پيداست كه اينها نفوذيند. اينها جزو آن دستهاى نيستند كه ارزشها را قبول دارند و معتقد به تحوّلند؛ نه. اينها نفوذيند؛ اينها بيگانه و غريبهاند.
بنده چند ماه قبل از اين در همين منبر نماز جمعه بحث «خودى» و «غيرخودى» را مطرح كردم؛ اما فرياد بعضيها بلند شد كه چرا مىگوييد «خودى» و «غيرخودى»! بله، اينها غيرخودىاند؛ اينها انقلاب و اسلام و ارزشها را قبول ندارند؛ جناحهاى خودى بايد حواسشان را جمع كنند.
من دو، سه نكته ديگر را در اين جا عرض مىكنم: نكته اوّل اين است كه هم آن بيگانهها، هم پشتيبانان خارج از كشورشان، هم سرويسهاى جاسوسى، هم آنهايى كه در راديوها پشتيبانى تبليغاتى برايشان مىكنند، هم آنهايى كه احتمالاً به صورت آشكار يا پنهان پول حواله آنها مىكنند، اينها بدانند كه اين انقلاب اجازه نخواهد داد. بنده تا مسؤوليت دارم و تا نفس مىكشم، اجازه نخواهم داد كه اينها با مصالح اين كشور بازى كنند.
بنده كسى نيستم؛ اين را هم بدانند؛ من هم كه نباشم، هركس ديگرى در اين مقام و مسؤوليت باشد، همينطور است. غير از اين امكان ندارد. آن دست ملكوتى و الهى كه اصل ولايت فقيه را در قانون اساسى گذاشت، فهميد چهكار مىكند. "
* متن كامل اين سخنان رهبري را اينجا ببينيد
عاقبت مدفن ما دشت بلا خواهد شد
قبله سوم ما كرب و بلا خواهد شد
برف سهل است،اگر سنگ ببارد هرشب
مجلس گرم عزاي تو بپا خواهدشد

In "Ardebil" (the town of turkish Iranian), people mourned for the noble prophet’s grandson altough severe snowfall.
Imam Hosein as the prophet’s grandson with only 72 companions make a struggle against oppression and tyranny. The effect of his movement has make many people as the lovers of Imam Hosein, his noble father and mother and his families. For the effect of the Imam Hosein’ movement his followers are not only 72 person now. They are milions of muslims and non-muslims who love him and his behaviour
پنج شنبه يك روز شلوغ بود؛ از نظر ازدحام كانديداها ... مستقل ها، اصولگراها و اصلاح طلبان. از هر سه اين طيف ها خبرنگار هم بود و هر كدام به اقتضاي شرايط و فرد كانديدا سوالاتي را مطرح ميكردند.

مصطفي تاج زاده عضو شوراي مركزي مشاركت و سازمان مجاهدين كه اخيرا به علت توهين به شخصيت هاي نظام و مراجع دوباره نامش بر سر زبان ها افتاده، هم آمده بود براي ثبت نام؛
يك متن بسيار تند هم براي خودش آماده كرده بود. وقتي اولين خبرنگار سوال را از او پرسيد، شروع به خواندن متن خودش كرد...
پس از چند دقيقه خواستم سوالي بپرسم كه روي خود را از من برگرداند به سمت خبرنگاري ديگر و گفت: من به سوال خبرنگار خبرگزاري فارس جواب نمي دهم؛ يك بار ديگر هم اين حركت را تكرار كرد ...
تاج زاده در قسمتي از مصاحبه اش در جمع خبرنگاران مي گفت: از جناح مقابل انتظار داريم مخالفان خود را تحمل كنند ...
جالب بود برايم؛ اين فاصله بين حرف تا عمل ...
وي در دوران وزارت کشوری عبدالله نوري(سالهای 68 تا 72) مدیر کل سیاسی شد و به واسطه ارتباطات نزدیک با رئیس جمهور وقت و همکاری با غلامحسین کرباسچی به انتشار روزنامه چهار رنگ همشهری پرداخت.
عطريانفر همچنین از اعضای هیات موسس و شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی شد و پس از دوم خرداد به وزارت نفت رفت و در بخش فروش خارجی مشغول شد و این چنین مسئوليت رسانه های نفتی را عهده دار شد!
وي پس از اخراج از روزنامه همشهری روزنامه شرق را اجاره کرد و رئیس شورای سیاستگذاری آن شد و پس از اولين توقيف روزنامه شرق، اين بار رئيس شوراي سياست گذاري روزنامه هم ميهن شد.
شوهر خواهر عطريانفر عامل ترور آيت الله خامنه اي در مسجد ابوذر بود كه پس از اين عمليات در منزل عطريانفر مخفي شد و سپس گريخت و چندي بعد نيز خواهر خود را فراري داد. زهره خواهر محمد عطريانفر از مسئولان شاخه نظامي منافقين است و گفته مي شود اكنون به صورت غير رسمي همسر چهارم مسعود رجوي است.
عزت شاهي مبارز قديمي و مسئول بازپرسي كميته انقلاب اسلامي در كتاب خاطراتش به نكته مهمي در روابط عطريانفر و جواد قديري (داماد عطريانفر) اشاره كرده و مي گويد:
"من در جايي شنيدم كه قبل از ترور آقاي خامنهاي، جواد قديري گفته بود كه كار نظام در همين پنج ـ شش روز تمام است، و اينها (مسئولين نظام) هم بار و بنهاشان را بستهاند. من همان موقع به آقاي خسرو تهراني كه در اطلاعات نخست وزيري بود پيغام دادم كه جواد قديري شوهر خواهر آقاي عطريانفر (كه در وزارت كشور است) چنين حرفي زده است. ما جاي او را هم پيدا كردهايم، بياييد پيگيري كنيد كه آنها اين كار را نكردند. بعد خودمان حكم گرفتيم و رفتيم تا منزل او را بازرسي كنيم كه ديديم تخليه شده است، گويا مدتي در منزل محمد عطريانفر در اختفا به سر ميبرد و بعد هم شنيديم كه از كشور گريخت و پس از چندي هم عطريانفر خواهرش زهره را به صورت غيرقانوني و قاچاق نزد وي فرستاد."

البته زندگي عطريانفر كه از زمان رفسنجاني در سيستم هاي اطلاعاتي و امنيتي كشور به انحاء مختلف حضور داشته، محدود به موارد فوق نيست و از زواياي پنهان ديگري نيز برخوردار است اما نكته قابل تامل اينكه ...
عطريانفر در دوره جديد فعاليت هفته نامه شهروندامروز مسئوليت شوراي سياست گذاري اين نشريه را برعهده گرفت. و جالب توجه اينكه چندي است در صدر برخي گزارش هاي ويژه اين نشريه، نام كساني به عنوان نويسنده به چشم مي خورد كه نه مطبوعاتي ها آن شخص را مي شناسند و نه اطلاعات به كار گرفته شده در آن گزارش ها شبيه يك گزارش ژورناليستي است.
بلكه برخي از گزارش هاي اين نشريه بيش از آنكه به يك گزارش مطبوعاتي شبيه باشد، به يك گزارش امنيتي شباهت دارد كه بازنويسي شده باشد.
عطريانفر و تعداد قابل توجهي از رئوس جريانات ضددولت در احزاب دوم خردادي و كارگزاراني در سالهاي دور و همچنين در سالهاي حكومت محمد خاتمي دستي در نهادهاي امنيتي داشته اند و اكنون كه عرصه را بر خورد تنگ مي بينند همه آن تجارب و ظرفيت ها را به انحاء گوناگون به كار گرفته اند.
اما آيا حالا كه دولت اصولگرا مستقر است، نبايد دست نامحرمان كه اكنون پوستين مطبوعاتي و حزبي بر تن كرده و از ارتباطات خود سوء استفاده مي كنند، از رازهاي ايران اسلامي كوتاه شود؟!
در درس خارج فقه ايشان نيز بنا بر رسم رايج حوزهها مسالهاي مطرح و روي آن بحث ميشده است. در ميان طلاب فاضل كه به بحث استاد اشكال وارد ميكردند؛ يكي از شاگردان نيز كه سواد چنداني نداشته است بسيار سر و صدا ميكرده.
طلابي كه از كم سوادي وي مطلع بودند روزي قرار ميگذارند كه در اوج بحث و اشكال همه با هم ساكت شوند تا ببينند وي چه ميگويد.
در موعد مقرر وقتي همه با هم ساكت شدند ناگهان ديدند كه اين شخص پرهياهوي فاضل نما مشغول داد و فرياد است كه: "چه كسي گفته است كه قرمه سبزي بهتر از قيمه است؟ اصلا قيمه خيلي بهتر از قرمه سبزي است..."
امروز ما هم بايد سكوت كنيم تا مشت خالي غوغازيستان و مدعيان نقد باز شود و عده اي به خوبي هر چه مي توانند لجن پراكني كنند و دروغگويي كنند و آب را گل آلود كنند تا به خیالشان مرز حق و باطل گم شود و چهره واقعي خود را از پس نقاب ها نمايان سازند ... تا اينكه ...
تا اينكه اين زمستان هم بگذرد و روسياهي به زغال بماند ... انشاء الله