پنهان شدن پشت مقدسات، حربه شناخته شده ای است که برخی برای تطهیر خود و رفع و رجوع انحرافات و فسادهایشان به آن پناه می برند كه ظاهرا مدیر رادیو نیز که موقعیت خود را در خطر می بیند راهی جز آن نیافته است.
هربار که انتقادات علیه رسانه شدت می گیرد، مدیرانش با مانورهای تبلیغاتی درصدد جبران بر می آیند، این مسابقه هم که سال گذشته در چنین شرایطی برگزار شد، امسال نیز کاربرد پیدا کرده، ولی آقای خجسته! ما بي كفايتي شما را فراموش نمی کنیم ...
رادیو مبتذل جوان دو سال است که بی توجه به تذکر بسیاری از دلسوزان نظام و بی اعتنا به انتقادات دائم دغدغه مندان انقلاب، راه تخریب و استهزای ارزشها و اعتقادات را پیش گرفته است، مسئولین نظام را تحقیر و تمسخر می کند و به دروغپردازی های سیاسی مشغول است.
آیا برای تمسخر خانواده های داغدار شهدا، تخریب مداوم و دامنه دار دولت خدمتگزار، دروغپردازی درباره ماجرای 18تیر، تبلیغ چهره های سیاسی سکولار و دوم خردادی، برکناری نیروهای انقلابی، زیر سوال بردن طرح ارتقای امنیت اخلاقی و اخیراً تخریب خدمت به جانبازان در روز جانباز(!) و بسیاری دیگر از مسایل مختلف پاسخی دارید؟
شما اگر نگوییم خیانت کرده اید ولی قطعاً بی کفایتی خود را به اثبات رسانده اید و با پنهان شدن پشت قرآن چیزی تغییر نخواهد کرد.
آقای خجسته! می گویند بخاطر نسبتی که با مقام معظم رهبری(روحی فداه) دارید، نباید مورد انتقاد واقع شوید(!) ولی بدانید برای ما اینگونه نیست؛ برای ما اصول، آرمانها و منویات ولایت مهمتر از نسبتها است و شما این را از معامله امت حزب الله با برادر ايشان فهمیده اید، چه رسد به شما!
حالا وبلاگ فرياد سبز باني اين گلريزان اينترنتي شده است.
خانواده ای در گوشه خیابان محله افسریه نیازمند کمک هستند هر کس از دستش کاری برمی آید کمک کند از ریختن پولی در حسابی تا لینک دادن به این مطلب و دعوت دوستان دیگر جهت نشر این مسئله.
بسم الله...
اعوذبالله من نفسی
خدا روزی بعضی از شما را از بعضی دیگر افزون کرده است. پس آنان که فزونی یافته اند از روزی خود به بندگان خویش نمی دهند تا همه در روزی یکسان شوند؟ (سوره نحل آیه 71)
تصاویر گویا نیست. عکاس بینوا رویش نشد نزدیکتر شود. مادر دخترک هم نخواست که از نزدیک از چهره دخترک تصویری تهیه شود.
زن بینوا می گفت " وقت قرارداد اجاره خانه که تمام شد، صاحبخانه که می بیند مستاجرهایش آهی در بساط ندارند به بهانه اینکه در خانه باجناقم اتاقی برای شما تهیه کرده ام اسباب و اثاث مان را بار ماشین کرد وقتی از اطراف محل قدیمی مان دور شدیم به ناگاه راننده ترمز کرد و به همراه صاحبخانه اسباب مان را بر روی خیابان خالی کردند و رفتند."
الان ده روزی است که در پیاده رو کنار دیوار مدرسه ای که نامش علی بین ابیطالب است سکنی گزیده اند.
"مرد خانه مان راننده سرویس کارکنان ایران خودرو می باشد. پیمانی کار می کند. ماشین از خودمان نیست."
دخترک رنگ پریده است و ده دوازده سالی بیشتر ندارد ودر فضای اطراف بین وسیله های خانه نشسته است.
روزها مرد درخانه (پیاده رو) نیست سرکار است و شبها ... .
تا کنون از طریق مساجد محل و شهرداری منطقه 15 و کمیته امداد اقدام موثری انجام نشده است.
نشانی محل اقامت: تهران، افسریه، شهرک مسعودیه،اسلام آباد، خیابان مسلم، پیاده رو جنب مدرسه علی ابن ابیطالب.
*****
1- از تمامی عزیزان خواهش می شود به هر گونه ای که خود صلاح می دانند در تکثیر و پخش این خبر همکاری نمایند. اگر مقدور است در پست های وبلاگتان کار کنید.
۲- از تمامی دوستانی که به نوعی در اطرافیان خود از اصحاب قدرت و ثروت آشنایی دارند عاجزانه تقاضا می شود نسبت به انتقال مطلب حاضر اقدام فرمایند، شاید که در این بین از وزیری و وکیلی و تاجری و ورزشکاری و ... کسی پیدا شود که بتواند مشکل این بندگان خدا را حل نماید.
۳- در صورتی که عزیزی توان کمک دارد(به هر شکلی) خواهش می شود سریع اقدام نماید. تا امروز (۲۹مرداد، ۱۱ روز از پیاده رو نشینی این خانواده می گذرد).
۴- دوستانی که تمایل به کمک و همیاری این بندگان خدا را دارند، از طريق كامنت اطلاع دهند.

پس از انتقادات صریحی که پناهیان در برخی سخنرانی ها و اظهارات خود در مورد صدا و سیما مطرح کرد، مورد غضب یکی از مسئولان ارشد این سازمان قرار گرفت تا اینکه نتایج نظرسنجی این سازمان که چندی پیش در روزنامه جام جم هم منتشر شد، مشخص کرد که پناهیان يكي از پرمخاطب ترین و محبوب ترین سخنران سیمای جمهوری اسلامی است.
این مسئول سازمان صدا و سیما علاوه بر اینکه مسئولان روزنامه جام جم را به دلیل انتشار نتایج این نظرسنجی که پناهیان در راس آن قرار داشت، مورد بازخواست قرار داد، بلکه دستور ممنوع التصویر شدن این روحانی انقلابی را نیز صادر کرد.
تصویر علیرضا پناهیان که تا چندی پیش سخنرانی هایش به صورت مکرر در ساعات پرمخاطب رسانه ملی پخش می شد، اکنون حتی در کم بیننده ترین ساعات نیز پخش نمی شود و به شبکه های مختلف صدا و سیما گفته شده که تصویر او را تا حد مقدور پخش نکنند.
رسانه ملی در مدت اخیر مورد انتقاد شدید مردم و دلسوزان قرار گرفته، اما روند حذف حضور و جلوگیری از پخش برنامه ها و تصویر و صدای نیروهای ارزشی و انقلابی گویا همچنان قرار است ادامه یابد.
آقاي رفسنجاني در صفحه 173اين كتاب و در نقل خاطرات خود از روز پنج شنبه 14تيرماه 1363مي نويسند؛
«... نماينده شوشتر هم آمد و پيشنهاد قطع شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر شوروي را مي داد. گفتم به طور اصولي تصميم گرفته ايم، امام هم موافقت كرده اند ولي منتظر فرصت هستيم.»

با عرض پوزش از جناب آقاي هاشمي رفسنجاني كه سوابق درخشان و فداكاري هاي فراوان ايشان در راه اسلام و انقلاب بركسي پوشيده نيست، بايد گفت آنچه آقاي رفسنجاني به حضرت امام(ره) نسبت داده اند با آنچه از مجموعه مواضع اعلام شده و خط شناخته شده امام راحل(ره) برمي آيد و در دسترس همگان است همخواني ندارد.
بديهي است در اين نوشته قصد آن نداريم- خداي نخواسته- جناب رفسنجاني را به «خلاف گويي» از قول امام(ره) متهم كنيم بلكه پاسخ ابهامي را مي جوئيم كه ايشان پديد آورده اند. ابهامي كه شايد پاسخ آن، خطاي آقاي هاشمي در نقل خاطرات خويش باشد كه به اعتقاد نگارنده، چنين است.
و اما در اين باره اشاره به چند نكته ضروري است. نكاتي كه آنچه آقاي هاشمي رفسنجاني در خاطرات خود نقل كرده اند را نفي مي كند.
1- حضرت امام(ره) در تمامي طول حيات طيبه خويش از آمريكا با عنوان «شيطان بزرگ» ياد مي فرمودند و اصرار داشتند كه «هرچه فرياد داريد بر سر آمريكا بكشيد» و بر اين باور بودند كه «همه گرفتاري هاي مسلمين زير سر آمريكاست» و...
مروري هرچند گذرا بر مواضع، سخنراني ها، پيام ها، نامه ها و دستورات و رهنمودهاي امام راحل(ره) كه تماماً موجود و در دسترس همگان است كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه آن بزرگوار، دشمني و مخالفت با آمريكا را يكي از اصلي ترين محورهاي استراتژيك نظام اسلامي دانسته و بر آن اصرار مي ورزيدند و از سوي ديگر شاهد بودند كه شعار مرگ بر آمريكا، اصلي ترين شعار مردم در تمامي تظاهرات، اجتماعات، نمازهاي جمعه و مخصوصاً در تمامي ديدارهاي مردمي با ايشان بوده است.
بنابراين، چگونه مي توان تصور كرد كه حضرت امام(ره) شعار مرگ بر آمريكا را به مصلحت نمي دانسته اند ولي از اعلام صريح نظر مبارك خويش خودداري ورزيده اند؟ مگر نه اين كه همواره از حضرت امام(ره) به «يك اشاره» بوده است و از مردم به «سردويدن»؟
2- در مقطعي از زمان اين احتمال مطرح شد كه شعار مرگ بر آمريكا مي تواند باعث آزردگي خاطر مردم آمريكا شود و بدبيني آنان نسبت به انقلاب اسلامي را در پي داشته باشد. در همان ايام حضرت امام(ره) به اين شبهه پاسخ داده و طي سخناني در جمع پاسداران مسجد حضرت ابوالفضل(ع)- صحيفه امام جلد11 صفحه 254- فرمودند:
«اين ملتي كه الان دارند فرياد مي زنند مرگ بر آمريكا مقصودشان كارتر- رئيس جمهور وقت آمريكا- است. ملت آمريكا كه به ما كاري نكرده است. ملت آمريكا اگر بفهمد مطلب را، به حسب وجدان انساني اش با ما موافق است.»
3- تعجب نكنيد! حضرت امام(ره) شعار مرگ بر آمريكا را يكي از دستورات رسول خدا(ص) مي دانستند... به اين نكته توجه كنيد؛
برخي از آخوندهاي دربار سعودي اعلام كرده بودند كه سردادن «شعار مرگ بر آمريكا» در مراسم برائت از مشركين غيراسلامي است و با مناسك حج سازگاري ندارد! حضرت امام(ره) با اشاره به آيه 28 سوره توبه خطاب به آنان فرمودند؛
«فرياد برائت از مشركان در مراسم حج يك فرياد سياسي- عبادي است كه رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم به آن امر فرمود. حال بايد به آن آخوند مزدور كه فرياد مرگ بر آمريكا و اسرائيل و شوروي را خلاف اسلام مي داند گفت؛ آيا تأسي به رسول خدا(ص) و متابعت از امر خداوند تعالي خلاف مراسم حج است؟ آيا تو و امثال تو آخوند آمريكايي فعل رسول الله(ص) و امر خداوند را تخطئه مي كنيد... و برائت و نفرين نسبت به دشمنان اسلام و محاربان با مسلمانان و ستمگران بر مسلمين را كفر مي دانيد؟».
همانگونه كه به وضوح ديده مي شود، حضرت امام(ره) «شعار مرگ بر آمريكا» را به مفهوم اعلام بيزاري از مشركان و ستمگران تلقي كرده و آن را ضروري مي دانند، بنابراين چگونه مي توان پذيرفت كه آن بزرگوار با حذف اين شعار موافقت فرموده و منتظر فرصت مناسب براي انجام آن بوده اند؟!
4- امام راحل ما(ره) نه فقط بر ضرورت شعار مرگ بر آمريكا تأكيد مي ورزيدند، بلكه نسبت به حركت ها و اقداماتي كه هدف آن حذف اين شعار باشد نيز به شدت نگران بوده و هشدار مي دادند. ايشان طي سخناني در ديدار با خانواده شهداي فاجعه 7تير به يكي از اجتماعات هواداران سازمان منافقين در روز عاشورا كه در آن با كف و سوت از سخنران مراسم استقبال شده بود اشاره كرده و هدف از اين حركت را به فراموشي سپردن شعار مرگ بر آمريكا دانسته بودند؛
«خط اين بود كه اصلاً آمريكا منسي- فراموش- بشود، يك دسته شوروي را طرح مي كردند تا آمريكا منسي بشود، يك دسته الله اكبر را كنار مي گذاشتند، سوت مي زدند و كف مي زدند آن هم روز عاشورا. خط اين بود كه اين قضيه مرگ بر آمريكا منسي بشود» -صحيفه امام(ره)، جلد15صفحه 29-
و دهها و صدها نمونه ديگر از اين دست كه در تمامي آنها حضرت امام(ره) به صراحت از ضرورت شعار مرگ بر آمريكا سخن گفته اند و...
5- حضرت امام(ره) در وصيت نامه سياسي-الهي خويش هم از تأكيد بر ضرورت شعار مرگ بر آمريكا غفلت نفرموده اند و در بخشي از اين وصيت نامه ضمن سفارش به برپايي مراسم سوگواري حضرت سيدالشهداء عليه السلام، خطاب به سخنرانان، نوحه خوانان و مرثيه سرايان تأكيد مي فرمايند كه؛
«لازم است در نوحه ها و اشعار مرثيه و اشعار ثناي ائمه حق عليهم السلام به طور كوبنده، فجايع و ستمگري هاي ستمگران هر عصر و مصر يادآوري شود و در اين عصر كه عصر مظلوميت جهان اسلام به دست آمريكا و شوروي و ساير وابستگان به آنان است جنايات آنان به طور كوبنده يادآوري و لعن و نفرين شود.»
آنچه به اختصار مورد اشاره قرار گرفت و فقط اندكي از بسيارهاست كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه امام راحل(ره)، بر ضرورت شعار مرگ بر آمريكا تأكيد داشته اند، تا آنجا كه در آخرين اثر باقيمانده از خويش، يعني وصيت نامه سياسي-الهي خود نيز بر اهميت و لزوم آن اصرار ورزيده اند.
6- و اما، ضمن احترام به جناب آقاي هاشمي رفسنجاني كه بي ترديد از استوانه هاي انقلاب هستند، يادآوري نكته اي از وصيت نامه سياسي- الهي حضرت امام(ره) درباره آنچه به ايشان نسبت مي دهند، ضروري است. امام راحل(ره) مي فرمايند؛
«... آنچه به من نسبت داده و يا مي شود مورد تصديق نيست، مگر آن كه صداي من يا خط من و امضاي من باشد، با تصديق كارشناسان، يا در سيماي جمهوري اسلامي چيزي گفته باشم.»
با توجه به اين توصيه اكيد حضرت امام(ره) بديهي است آنچه آقاي هاشمي رفسنجاني در خاطرات خود ياد كرده اند قابل پذيرش نيست، چرا كه اولاً؛ با بيانات صريح حضرت امام و مواضع شناخته شده و مستند آن بزرگوار در تناقض آشكار است و ثانياً؛ آقاي هاشمي براي اثبات نظر خود، هيچيك از معيارهاي مورد اشاره در وصيت نامه سياسي-الهي حضرت امام(ره) را ارائه نكرده اند و...
7- و بالاخره بايد به اين نتيجه منطقي رسيد كه جناب هاشمي رفسنجاني در برداشت خود از نظر حضرت امام(ره) دچار خطا شده اند و بي آن كه خود بخواهند يك نظر غيرواقعي را به امام راحل(ره) نسبت داده اند كه اين خطا، با توجه به شرايط اين روزها و نيز با توجه به دريافت روشن و مستند و تعريف شده اي كه مردم از ديدگاههاي حضرت امام(ره) دارند، قبل از آن كه براي ملت زيان آور باشد به شخصيت جناب هاشمي آسيب مي رساند و صدالبته تصحيح آن ضروري است.
*حسين شريعتمداري (يادداشت روز شنبه ۲۷ مرداد روزنامه کیهان)

شايد نياز به حضور فرزندان انقلاب و رهروان شهدا در كهف الشهدا بيش از اين باشد. البته شنيده ايم كه گروه هاي وبلاگي مختلف و وبلاگ نويسان زيادي قصد كرده اند در هفته هاي آينده باز هم در اين مكان مقدس حضور يابند و مراسم برگزار كنند. انشاء الله
نكاتي كه هر چه بيشتر به وبلاگنويسان ارزشي انگيزه حضور هرچه بيشتر در كهف الشهدا را مي دهد، ۳ موضوع است :
۱- ماجراي انتخاب آن غار به عنوان مرقد ۵ شهيد گمنام
۲- حضور رهبري در اين مكان در ليلهالرغائب (شب جمعه اول ماه رجب- شب آرزوها)
۳- غربت و موقعيت خاص كهف الشهداء
البته فرزندان انقلابي حضرت روح الله در اين محله هرگز اجازه نداده و نميدهند كه كهف الشهدا غريب باشد اما خودم شنيدم كه يكي از اهالي به طعنه ميگفت: اينجا را تبديل به قبرستان كردند!
در روز مراسم هم يكي از درخت ها در اطراف محل مراسم آتش گرفت. بچه هاي محل با زحمت آتش را خاموش كردند. اما ظاهرا يكبار ديگر هم همزمان با يكي از مراسم ها چنين اتفاقي افتاده بود تا عده اي به خيال خامشان مراسم را به هم بريزند. غافل از اينكه روحيه و اراده فرزندان انقلاب براي رونق حضور هرچه بيشتر در كهف الشهدا روز به روز بيشتر مي شود.
به هر حال دكتر الهام در مراسم روز جمعه جواب خوبي به اينها داد و گفت: "كساني كه مقبره شهيدان را قبرستان را مي دانند، بيمار و تاريك دلند، چون مقبره شهيدان در حقيقت نقطه جوشش اميد و حيات است"
بعضي اخبار و عكس هاي مراسم دعاي ندبه وبلاگنويسان در كهف الشهدا را در لينك هاي زير ببينيد:
* خبر و چند عكس از خبرگزاري فارس/ الهام: قلم بايد جوهره انسانيت و عدالت را در اينترنت جاودانه كند
* خبر خبرگزاري ايكنا/ الهام: وبلاگنويسان بايد عدالت، اخلاق و ارزش را تصوير كنند
* دو گزارش تصويري خبرگزاري ايكنا از اين مراسم / گزارش تصويري اول و گزارش تصويري دوم
* خبر خبرگزاري ايسنا+۲عكس/الهام در کهفالشهدا: وبلاگنويسان جوهره معنويت و عدالت را در دنياي مجازي جاري كنند
* گزارش برگزاری ندبه وبلاگی ها در کهف الشهدا (جهان نیوز)
* اينجا كهفالشهداست (عدالتجو)
* در كهفالشهدا ندا بر ما آمد (سمات)
* الهام:بيماران تاريكدل مقبره شهدا را قبرستان ميدانند (رجانيوز)
* مراسم دعای ندبهی كهفالشهدا؛ قدرتنمايی وبلاگنويسان مذهبی (ايكنا)
خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحن خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط امان من است
ای نگهت خاستگه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یارومدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما؟
وعده دیدار: جمعه ۱۹ مرداد- دعای ندبه - کهف الشهدای تهران
در سالهای متمادی هر زمان پیکر مطهر شهدای گمنام به شهرمان وارد شده اند، فضا بوی شهدا، انقلاب، امام و اسلام ناب گرفته است. خصوصا این بار با حضور خاص ولی امر در کهف الشهدا، مزار این شهیدان پیام های رمزآلودی در خود نهفته است.

وبلاگ نویسان متعهد و انقلابی که انتشار اخبار و عکس حضور رهبری در کهف الشهداء ابتدا به نام آنان رقم خورد، در آستانه مبعث پیامبر اکرم(ص) بر آن شده اند که دعای ندبه را آنجا (کهف الشهدا) برگزار کنند.
در این مراسم روح بخش که به یاری اهالی ولنجک برگزار می شود، دکتر الهام سخنگوی دولت سخنرانی خواهد کرد.
زمان: جمعه ۱۹ مرداد ساعت ۶ صبح
مکان: ولنجک- انتهای بلوار دانشجو- بالاتر از خیابان البرز- کهف الشهداء (آرمگاه ۵ شهید گمنام دفاع مقدس)
* سرویس رفت برای خانواده ها و خواهران و برادران وبلاگ نویس، صبح جمعه، ساعت ۵ در دو محل مستقر می باشد :
۱- میدان انقلاب- ضلع شمالی- ابتدای خیابان کارگر شمالی
۲- میدان امام حسین- ضلع غربی- ابتدای خیابان انقلاب

در مصاحبه اين نشريه با سردار ميرفيصل باقرزاده رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس، آمده است: در نيمه هاي شب جمعه 28 تيرماه، مصادف با ليله الرغائب (شب جمعه اول ماه رجب- معروف به شب آرزوها)، رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي، بدون اطلاع قبلي به محل كهف الشهدا تشريف آوردند و لحظاتي را در كنار تربت شهيدان سرافراز سپري نمودند.
وي افزود: اين افتخار را به اهالي متدين و ولايتمدار ولنجك تبريك ميگوئيم و از خداي بزرگ، دوام سلامتي توام با عزت معظم له را خواستاريم.
در تاريخ ۲۸ خرداد ۸۶ (نزديك 40 روز پيش) 5 شهيد گمنام در منطقه ولنجك تهران به خاك سپرده شدند. پس از به وجود آمدن مشكلاتي براي تدفين در محل در نظر گرفته شده، مسئولان برگزاري مراسم از قرآن كريم چاره جويي مي كنند كه اين آيه آنان را راهنمايي مي كند:
" و إذ اعتزلتموهم و ما يعبدون إلا الله فاوا إلي الكهف ينشر لكم ربّكم من رحمته و يهيّيء لكم من أمركم مرفقاً" (و هنگامی که از مشرکین و آنچه غیر از خدا می پرستیدند روی گرداندند رو به جانب کهف کردند...)
ولنجك يكي از مناطق شمالي شهر تهران است و به كوه هاي شمال تهران متصل مي شود؛ استخاره تكليف را روشن كرد.
سردار باقرزاده ميگويد : "خداي علي (ع) شاهد است، خداي زهرا (س) شاهد است، من نميدانستم كه در اين منطقه غاري هست. به برادر بسيجي، هاشم گفتم برو ببين در آن اطراف غاري داريم؟ گفت بله، يك چيزي هست. ظاهرا سازمان زلزله شناسي جايي را در دل كوه ساخته و غاري وجود دارد"
گويي آنجا از مدت ها پيش براي ميزباني شهيدان گمنام آماده شده بود؛ مراسم تشييع و تدفين شهدا در غار با حضور خيل با شكوه ملت شهيدپرور برگزار شد و شهدا در غار آرام گرفتند و اين غار، كهف الشهداء نام گرفت.
حضور سرزده مقام معظم رهبري بر مزار اين شهيدان گمنام در ليله الرغائب ( 28 تير ۸۶) كه نماز شب و نماز صبح را در آنجا اقامه كردند، حاوي پيام هاي رمزآلودي است ...
* گزارش تصويري خبرگزاري فارس از مراسم تشييع و تدفين شهدا در غار كهف الشهدا
امروز ۱۲ مرداد است و دومین سالروز تنفیذ حکم رئیس جمهور مکتبی دکتر محمود احمدی نژاد.
این روز تاریخی خصوصا یادآوری آن لحظه به یادماندنی بر همه مستضعفان جهان، فرزندان معنوی حضرت روح الله و رهروان ولایت مبارک

* متن کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد
يك روحانينما كه داراي سابقه محكوميت كيفري به جرم رابطه نامشروع است، با فرصت طلبي نه تنها توانست خود را به عنوان مشاور فرهنگي يكي از استانداري ها تثبيت نمايد، بلكه درصدد اعزام به يكي از كشورها، در كسوت رايزن فرهنگي است.
(روح الله. ص) كه در سال 83 به جرم ارتكاب عمل خلاف به همراه چند زن و مرد ديگر در منزلي در قم به همراه تجهيزات ماهواره دستگير و به جرم رابطه نامشروع در شعبه 14 دادسراي ويژه روحانيت محكوم شده بود، چندي پيش به عنوان مشاور امور فرهنگي يكي از استانداري ها منصوب شد.
وي كه در بدو ورود به اين استانداري، تحصيلات معادل سيكل خود را دكترا اعلام كرده بود، بعد از افشا مجبور به تغيير آن شد.
همچنين اين روحاني نما در هيات مذهبي يكي از مداحان مشهور قم نيز فعاليت داشته كه اين مداح وي را از هيات اخراج كرده بود. اما همچنان هياتي هاي زيادي در قم مبالغ فراواني از اين روحاني نما طلبكار هستند.
وي در انتخابات رياست جمهوري سال 84 در ستاد انتخاباتي يكي از كانديداها فعاليت داشت و در دور دوم نيز در ستاد آقاي هاشمي فعاليت ميكرد و همان كسي است كه با حضور خود در تجمع مقابل بيت آيت الله مصباح يزدي در ايام انتخابات رياست جمهوري، باعث تشنج و درگيري عليه آيت الله مصباح و محمود احمدي نژاد شده بود.
عليرغم سهل الوصول بودن استعلام سوابق نامبرده، چنين اقدامي توسط مسئولان آن استانداري صورت نگرفته و شنيده شده كه قرار است به عنوان رايزن فرهنگي ايران به يكي از كشورهاي منطقه اعزام شود.
گفته مي شود پرونده اي براي پيگيري اين مساله در بازرسي نهاد رياست جمهوري تشكيل شده و موضوع در حال پيگيري است تا اميد رانت خواران و مفسدين گستاخ نااميد شود.
بايد بهوش بود و اجازه حضور و ميدان يافتن رانت خواران و مفسدان را گرفت. ما هم هرچه بتوانيم كمك خواهيم كرد كه اين آرمان دولت اسلامي محقق شود. انشاء الله

لينك هاي زير يا به صورت خودجوش و يا در لبيك به دعوت اين حقير، طي روزهاي اخير در نقد صدا و سيما مطلب نوشته اند و در اين حركت وبلاگي شركت كرده اند و هر مطلب جديد نيز به اين لينكها اضافه خواهد شد:
* حرکت وبلاگي نقد رسانه ي ملي (پله پله تا ملاقات خدا)
* صدا و سیمای ما، نظارت! نظارت! (هيهات)
* رسانه ملي نيازمند خانه تکاني است (فصل آگاهي)
* دوستانه با صدا و سیما؟! (ارمينه)
* اين سيما دانشگاه نيست (پيام دل)
* جشنوراه وبلاگی نقد صدا و سیما را یاری کنید (تاملات)
* كجراهه هاي رسانه ملي (شاهراه عدالت)
* تفاوت دين من با آقاي صداوسيما (باسيدعليتافتحقدسومكه)
* آقاي ضرغامي لطفا كات! (خط مقدم)
* نقد دانشگاه عمومی (روایتی دیگر)
* اينجا واشنگتن است؛ صدا و سيماي ايالات متحده آمريكا (منتظر)
* مسئولین رسانه ملی! ارزشی ها نگرانند (عدالت جو)
* مشکل از ما نیست، مشکل از شماست! (دستنوشته های یک دانشجو)
* به کجا چنین شتابان ... (خمينيسم)
* جناب ضرغامي! لطف كنيد در اين صدا وسيما را گل بگريد! (نسل بيدار)
* صدا و سیما و ده نکته (شب بو)
* بی پرده با مدیریت نابسامان صدا و سیما (محراب اندیشه)
* صدا و سیما مثل یک سیب است (بیا که تنهای تنهاییم)
* چیزی شبیه به یک ویروس/ تاملاتی پیرامون شباهت صداوسیما با دانشگاه! (عصر موعود)
* صدا... رفت! تصوير... رفت! (دست گرم)
* سه مشکل محوری صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران (تاملات)
* اندر احوالات رسانهي ملي (پاسخگویی)
* صدا وسیما از نظر رهبرحکیم و امام و دوستان وبلاگ نویس (دانش پژوه)
* مساله به این سادگیها هم نیست! (تاربلاگ ايليا)
* صداوسیما: از نقد فرهنگی توسط سندیکای کامیونداران تا اخراج نیروهای انقلابی (توهمات يك دانشجوي بسيجي غربزده!)
* این چه راهی است که صدا و سیمای ضرغامی برگزیده؟! (غرب شناسي)
* نقدهایی برای بهتر شدن صدا و سیما (صهيون پژوه)
* لاريجاني-ضرغامي؛ از پهن كردن تا تو خالي كردن (پرسه در همين حوالي)
* مخاطب نشناسي صدا و سيما (مجاهدت)
* دانشگاه عمومي از حرف تاعمل (دوست مهربان)
* چهار مشکل جدی در رسانه ملی! (آرمانخواهي)
* ضرغامي مردي فانوس به دست (بصيرت)
* چی میکنه این ضرغامی؟! (بسيج جهاني)
* آقاي ضرغامي سلام !!!! (والعصر)
* آقا صدا و سیمای جمهوري اسلاميه! (راز خون)
* سرگشاده با رياست صدا و سيما (ناگفته ها)
* سدا و صیما جمهوری اسلامی؛ چندین غلط مردود (انجمن مبارزه با تهاجم فرهنگي دشمن)
* دروغگویی رادیو تلویزیونی (پاسداران)
* از چندصدايي تا لمپنيسم (نگراني)
* آقای ضرغامی مواظب نئوکانها باش وارد سنگر شدهاند (گردباد)
* آقای ضرغامی! شما را به خدا این توصیه های حضرت آقا را دریابید (خاکریزیسم)
* از نقد «رادیو تلویزیون» تا نقد «صدا سیما» (کافه اندیشه)
* صدا و سیمای ما (مصائب احمدی نژاد)
* کو گوش شنوا در صدا و سیما؟ (دستنوشته های یک احمد)
* لبیک به نقد صدا و سیما (یادداشت های بدون متن)
* ضرغامی گوشی رو بردار (لاهوت)
*رسانه ملي! و چند مغالطه! (رجانيوز)
*صدا و سیما به کدام سمت می رود؟ (بسیج جهانی)

مقام معظم رهبری ۱۱ آذر ۸۳ فرموده بودند:
"بشدت توجه كنيد كه چهرهپردازىهاى منفى و ناصالح در صدا و سيما انجام نگيرد. من گاهى ديدهام انسانهايى كه هيچ ارزش علمى و هنرى ندارند، در صدا و سيما با پول مردم چهرهپردازى مىشوند؛ چرا؟
البته من نمىخواهم خيلى مطلب را باز كنم؛ اما مىبينم كسىكه در رشتهى خودش اينقدر ارزشمند نيست و انسان متوسطى است، او را مىآورند و يكى دو ساعت از وقت تلويزيون را به زندگى او، به خانوادهى او و به گذشتهى سرتا پا كمارزش او مصروف مىكنند؛ چرا؟
بهنظر من علاوه بر اينكه اين «چرا» وجود دارد، «منفى» هم هست. اين كار، الگوسازى است؛ ما چه كسى را مىخواهيم الگوى جوانها قرار دهيم؟ اينطور آدمهايى را؟! "
شايد با اتفاقي كه به واسطه گستاخي هاي فرزاد حسني با حمايت بي مورد مديران صدا و سيما در برنامه زنده روي داد، بسياري از زخم هاي قبلي دلسوزان در مورد صدا وسيما، مديريت و رويكردهاي اين دستگاه عريض و طويل سر باز كرد.
حرفها و درد دلهاي بسياري از مردم و دلسوزان در طول دو روز گذشته از طريق تماس، اس ام اس و پيگيري هاي مختلف، نشان داده شد و شايد خيلي ها هم بودند كه ديدند، خون دل خوردند و اشك ريختند اما شايد دستشان به جايي نمي رسيد. چه بگويند؟! به كه بگويند؟؟!
در ميان همه انتقاداتي كه به مجري ناسالم سيما وارد شده است، شايد بهتر باشد عمق ماجرا را بيشتر در نظر داشته باشيم.
صدا و سيماي جمهوري اسلامي كه قرار بود به فرموده حضرت روح الله يك دانشگاه عمومي باشد، اكنون چگونه است و به كدام سمت مي رود؟
شايد يك حركت وبلاگي و مطالب تحليلي فرزندان انقلاب اسلامي در وبلاگها اثر زيادي در بيدار كردن مسئولان صدا وسيما از اين خواب پرهزينه و خطرناك داشته باشد.
از دوستان وبلاگ نويس ميخواهم در مطالبشان به اين 5 سوال پاسخ دهند و از ساير وبلاگ نويسان هم بخواهند در اين حركت شركت كنند.
1- علي رغم اينكه رويكرد صدا وسيماي جمهوري اسلامي بايد منطبق با اهداف اسلامي و انقلابي ايران باشد، چرا اين سازمان همواره به دنبال آن است كه ژست هاي روشنفكري بگيرد و حتي در اين راه از فدا كردن سربازان مخلص انقلاب (همچون سردار رادان) هم ابايي ندارد؟
2- افرادي كه در صدا و سيما در معرض ديدن يا شنيده شدن ميليونها نفر از مردم قرار مي گيرند، خيلي زود تبديل به مدل مي شوند. سوال اينجاست كه آيا نظارتي بر نحوه پوشش، آرايش و حركات اين افراد وجود دارد؟ اگر وجود دارد، پس قيافه بزك كرده فردي همچون فرزاد حسني چيست؟! آيا اين همان دانشگاه عمومي است ؟!
3- جاي نيروهاي متعهد به اسلام ناب در برنامه هاي صدا وسيما كجاست؟ تريبون صدا وسيما در ساعات پرمخاطب در اختيار چه كساني است؟ و چرا اين سازمان به برنامه هاي بي محتوا و لمپن مانند "برره" بودجه "الف" ميدهد در حالي كه برنامه سازان ارزشي همواره از بي توجهي و حتي اهانت مديران اين سازمان در رنج هستند و بودجه اي كه به اين برنامه ها اختصاص داده مي شود، يك هفتم هزينه اي است كه سازمان صدا و سيما براي مجموعه هاي "الف" همچون "برره" مي پردازد؟
4- از مدتها قبل شاهد برگزاري جلسات متعدد و پرطمطراق رئيس سازمان صداوسيما با اساتيد، دانشجويان و نخبگان عرصه هاي مختلف بوده ايم كه از سوي شبكه هاي مختلف صداوسيما تبليغات فراواني براي آن صورت گرفت. مي شود بپرسيم نتايج و برونداد عملي اين جلسات در برنامه ها و رويكرد كلان شبكه هاي صدا وسيما چه بوده است؟
5- مديران صدا وسيما در قبال حقوقي كه از بيت المال مسلمين به افرادي همچون فرزاد حسني مي پردازند چه پاسخي ميتوانند داشته باشند؟ و چرا تريبونهاي موثر در صدا و سيماي جمهوري اسلامي از افراد فاسد و كساني كه در دل، هيچ اعتقادي به اسلام و انقلاب اسلامي ندارند- كه قطعا در برنامه هايشان هم براي انقلاب و اسلام سمي مهلك هستند- گرفته نمي شود در حالي كه روز به روز شاهد منزوي كردن نيروهاي متعهد همچون وحيد يامين پور در سازمان صدا و سيما هستيم؟
اين سازمان همانجايي است كه قرار بود دانشگاه عمومي ايران اسلامي باشد؟!
* از دوستان عزيز تقاضا مي كنم كه مورد اين 5 سوال، اگر مثال هاي دقيق و اخبار موثق هم دارند،ذكر كنند كه مجموع اين مثال ها بر استناد و استحكام اين حركت خواهد افزود.
از همه دوستان وبلاگ نويسم كه اين مطلب را مي بينند، دعوت ميكنم با نوشتن مطالب و پاسخ به اين سوالات در وبلاگ خود، در اين حركت وبلاگي شركت كنند و ساير دوستانشان را هم به اين حركت دعوت كنند.
محض تبرك، از اين دوستان دعوت مي كنم كه مطلب بنويسند:
صراحت، پاسداران، پاك ديده، فصل آگاهي،كشكول جواني، دست نوشته های یک دانشجو، بيداري، پاسخگويي، روزنامه دانشجويي، بزمانه، نسل خميني، يادنامه، سيد جواد، فاتح، پله پله تا ملاقات خدا، جوانان عدالت خواه و تحول گرا، دلنامه، خمينيسم، شاهراه عدالت، شوكران انتظار، بحر، نافذ، آرمانشهر، روايتي ديگر، سوالهاي منتظر جواب، صميمانه ها، جنبش دانشجویی حامی عدالت، يك قلم به دست مزدور سابق، دايي حامد، آرتا، پیام دل، شب نوشت، بصیرت، محراب اندیشه، نگرانی، دست نوشته های یک احمد، وادی خاموشان، خاکریزیسم، منتظر،آب و آتش، کوشالی،آري اينچنين بود برادر، يوسف اسدي، محمد ريپورتر، تاملات ، نسل بيدار ، سوزن بان، گرگ و ميش، ربذه، بچه هاي قلم، خاطرات جبهه، ذيغار، آرمانخواهي، خوب و بد، عقل سرخ، جهان آينده، دوست مهربان، جهاد همچنان باقيست، هیهات، نگاشته های یک ایرانی مسلمان