رياست سازمان صدا و سيما يك تيم بلندپايه را براي اين بازديد فرداي رئيس جمهور از سازمان صدا و سيما در نظر گرفته است تا برنامه هاي بازديد رئيس جمهور را تنظيم كنند.

تيم بلندپايه صدا و سيما در جريان ديدار رئيس جمهور تلاش دارد تا با ارائه تصوير بازديدي صميمي، گلايه هاي مطرح شده در مورد اين سازمان را كاذب و غيرواقعي جلوه دهد.
كارمندان صدا و سيما كه از اختلاف زياد دريافتي خود با مديران اين سازمان، گله مند هستند، سعي دارند تا در اين ديدار، مشكلات خود را مستقيما با رئيس جمهور مطرح كنند اما ظاهرا برنامه بازديد از سوي تيم ويژه مديريت صدا و سيما به گونه اي تنظيم شده كه اين خواسته كارمندان محقق نمي شود و فقط به يك بازديد تشريفاتي از برخي بخش ها و حضور رئيس جمهور در برنامه هاي زنده اكتفا خواهد شد.
پس از گلايه هاي قوه مجريه از برخي برنامه ها و عدم هماهنگي كامل صدا و سيما، رئيس جمهور سعي دارد با تقويت ارتباط نزديك با كارمندان، اوضاع اين سازمان را به صورت دقيق بررسي كند.
همچنين با توجه به بودجه كلاني كه صدا و سيما از دولت دريافت مي كند، مطابق با خواسته مديريت اين سازمان، ديدار رئيس جمهور در آستانه فصل تنظيم بودجه قرار گرفته است و مديران صدا و سيما سعي دارند اثرات مصاحبه اخير ضرغامي عليه دولت كه سوژه تبليغاتي مخالفان دولت را تامين كرده بود، از ذهن احمدي نژاد پاك كنند تا مبادا به بودجه اين سازمان لطمه اي وارد شود.
اين اولين ديدار رسمي احمدي نژاد از صدا و سيما پس از تصدي مسووليت رياست جمهوري اسلامي ايران است.
در اين گزارش كه با نفوذ يكي از مديران پرشين بلاگ به نحو ماهرانه اي بسيار مثبت تنظيم شده است، تاكيد شده كه پرشين بلاگ با گرد هم آوردن جوانان در محيط اينترنت، فضاي مناسبي را براي مقابله با روند رو به افزايش نفوذ سايتهاي غربي فراهم كرده است.

در اين گزارش سعي شده اينگونه جلوه داده شود كه ساير سايتهاي ارائه دهنده وبلاگ، مورد اقبال مخاطبان نيستند و مسئولان كشور مي توانند با سرمايه گذاري هر چه بيشتر در پرشين بلاگ، زمينه را براي فعاليت مثبت جوانان در عرصه اينترنت فراهم كنند.
اين در حالي است كه پرشين بلاگ از جمله سرويس دهنده هايي است كه تا كنون محمل مناسبي را براي گسترش وبلاگ هاي مبتذل، ضد ديني و ضد نظام فراهم كرده است.
پرشين بلاگ همچنين تامين مالي همايش هايي را بر عهده داشته كه از جمله آنها مي توان به "پرتال بانوان" اشاره كرد.
اين همايش به گونه اي بود كه تعدادي از متدينين با مشاهده برخي صحنه هاي مبتذل، سالن را با اعتراض ترك كردند اما از سوي مديريت پرشين بلاگ ترتيبي اتخاذ شد تا جريانات اين همايش در رسانه هاي مطرح انعكاس نيابد.
دقيقا از آن سو، پرشين بلاگ قرار است تامين مالي همايش "مائده هاي تفكر بر خوان فلسفه" كه يك همايش كاملا تخصصي در زمينه فلسفه است را بر عهده داشته باشد كه معلوم نيست فلسفه چه ربطي به پرشين بلاگ دارد!
گفتني است (م.ب) مدير پرشين بلاگ در معاونت فرهنگي وزارت اطلاعات فعاليت دارد.
................
بعدالتحرير : بعد از انتشار اين مطلب، دبيرخانه همايش "مائده هاي تفكر بر خوان فلسفه" با قرار دادن كامنتي در وبلاگم اينگونه پاسخ داد : "به اطلاع می رساند پرشین بلاگ همایش ما را تامین مالی نمیکند بلکه تنها قرار است برای همایش تبلیغات اینترنتی انجام دهد . لطفاَ هرچه سریعتر این خبر را از صفحه ی وبلاگ خود پاک کنید. با تشکر"
نكته : اين جوابيه رسمي نيست و من صد درصد مطلبي را كه عنوان كرده ام رد نمي كنم چون هر كس مي تواند چنين كامنتي بگذارد و معلوم نيست قطعا اين كامنت از طرف اين دبيرخانه باشد.
برخي روزنامه هاي(عمدتا اقتصادي ) در صفحه يكشان هيچ تيتر و عكسي از ديدار مقام معظم رهبري با مردم گرمسار منتشر نكردند.
برخي روزنامه هاي سياسي هم با انتشار يك تيتر كوچك به خيال خود زيركانه از كنار اين قضيه گذشتند. كه در اين ميان رفتار غير حرفه اي روزنامه جام جم(وابسته به صداوسيما) جاي تعجب دارد.
از نگاه برخي سايت هاي اينترنتي هم كه بيشترين نقش را در تخريب رئيس جمهور بر عهده دارند رهبر انقلاب به گرمسار نرفته و هيچ سخنراني اي نداشته است!
برخي سايت ها وابسته به محافل مشكوك هم با درج يك خبر كوچك در پرت ترين قسمت سايت كوشيدند تا به سخنان رهبر انقلاب بي توجهي كنند.
نتيجه گيري : اگير بخواهيم فقط به اين رسانه ها نگاه كنيم، قاعدتا رهبر انقلاب هيچ ديداري با مردم گرمسار نداشته اند!
معمولا خيلي ها- مخصوصا رسانه ها- فقط به متن خلاصه شده و خبري سخنراني هاي رهبري توجه مي كنند و دقتي روي متن كامل بيانات ايشان ندارند؛
برخي رسانه ها براي يك موضوع كوچك دهها مصاحبه رديف مي كنند و شايد هم از يك جمله حاشيه اي بحراني مي سازند، مناسب است كه به متن كامل بيانات رهبري درباره دولت در گرمسار گوچه چشمي داشته باشند... شايد مناسب سلسله مصاحبه هايي باشد ...
پيشاپيش از دوستان عزيزم در ايسنا كه با خواندن حمايت هاي بي دريغ رهبري از دولت، دست به كار گرفتن چندين و چند مصاحبه مي شوند، تشكر مي كنم ...
متن كامل بخشي از سخنراني رهبري در جمع مردم گرمسار در مورد دولت بدين شرح است :
"خوشبختانه يك دولت مردمى و پايبند به ارزشهاى دينى سرِ كار است. خود رئيس جمهور با شيوه و منش مردمى، با سادهزيستى، با دلبستگى كامل به ارزشهاى اسلامى، با شجاعت و اعتمادبهنفس، در ميدان كار و تلاش است؛ اجزاى دولت و خود رئيس جمهور، كمربستهى خدمت به مردم مشغول كار هستند. ابتكار عمل را - هم در مسائل كشور و هم در مسائل بينالمللى - در دست دارند.
امروز در عرصهى بينالمللى ديگر اينطور نيست كه مسئولان كشور ما مجبور باشند دنبال حرف سياستمداران و سياستسازان بينالمللى بدوند؛ نه، ابتكار عمل در دست مسئولان ماست.
اعتمادبهنفس و ايمان و اتكاء به خدا در مسئولان كشور، يك چنين اثرى دارد و امروز بحمداللَّه اينطور است. رئيس جمهور، اهل كار، اهل ابتكار، اهل خدمت، اهل عمل، وارد ميدان و خسته نشو است؛ اين، افقها را روشن مىكند. امروز نظام سياسى ما اينطورى است؛ نظام باثبات، مردم مؤمن، جوانان علاقهمند، پُرتحرك و پُرشور، و مسئولان دلسوز و علاقهمند، شجاع و داراى ابتكار عمل.
در شاخصهاى گوناگون كشور هم در همه جا نشانهى پيشرفت را ملاحظه مىكنيم. اين گزارشى كه چند هفتهى قبل، رئيس جمهور محترم از وضع كشور، مسائل اقتصادى و غيره به مردم داد، مورد تأييد كارشناسان منصف و حتّى در موارد بسيارى، مورد تأييد مراكز بينالمللى است؛ كه آن مراكز بينالمللى غالباً نسبت به مسائل ما با غرض و عناد اظهارنظر مىكنند؛ آنها در موارد بسيارى همينها را تأييد كردند: در مسئلهى تورم، مسئلهى نرخ بيكارى و زمينهى مبارزهى با فساد. آنها انگيزههاى معكوس دارند؛ در خيلى از موارد، انسان مىبيند آمارى كه آنها مىدهند، علمى و متكى بر واقعيت نيست، در واقع سياسى است. مايلند اوضاع ما را بد جلوه دهند؛ اما همانها هم در موارد بسيارى به درست بودنِ گزارش اعتراف و تأكيد كردهاند.

امروز بحمداللَّه قشرهاى عمومى مردم - بخصوص مردم مستضعف - اميدوارند. اين اميدوارى نه به خاطر اين است كه مشكلات برطرف شده است؛ ممكن است برطرف كردن مشكلات، سالها طول بكشد. گاهى انجام كارهاى بزرگ احتياج دارد به گذشت يك دوره، دو دورهى عمر دولتها تا به نتيجه برسد؛ ليكن در عين حال مردم اميدوار و خوشحالند؛ چرا؟ چون احساس مىكنند دارد كار مىشود؛ در جهت رفع تبعيض و كمك به محرومان پيشرفت است؛ همين، دل مردم را خوشحال مىكند. بنده هم تأكيدم هميشه - در طول اين سالهاى گذشته - به دولتها و مسئولان مختلف اين بوده كه كارى كنيد چيزى از خود نشان بدهيد كه مردم بفهمند و قبول كنند كه شما داريد كار مىكنيد و داريد به سمت اهداف حركت مىكنيد. مردم ما، مردم بزرگوارىاند.
بنده تاريخ را زياد خواندهام، با مسائل گوناگون كشورها و ملتها هم آشنا هستم؛ خيلى از ملتها اين نجابت، اين صبر، اين واقعبينى و اين همراهى و همدلى را ندارند؛ كما اينكه بسيارى از ملتها اين آگاهى و هُشيارى را ندارند كه ملت ما دارد. ملت ما همينقدر احساس بكنند كه مسئولان كشور مىخواهند براى آنها كار كنند و در ميدانند، بيكار ننشستهاند و براى خودشان چيزى نمىخواهند. اين كه ما اينقدر روى سادهزيستى مسئولان تكيه مىكنيم، اين براى همين است كه به مردم نشان بدهند براى خود كيسه نمىدوزند و به فكر ثروتاندوزى براى خودشان نيستند؛ اين، مردم را اميدوار مىكند و اعتماد آنها را برمىانگيزد. خيلى فرق است بين آن مسئولى كه در دوران كوتاه مسئوليت خود در فكر اين است كه يك آيندهى مالى براى خود تأمين بكند؛ دائم به اين طرف و آن طرف دست مىاندازد و چنگ مىزند، شايد بتواند آيندهى مالى و زندگى خودش را تأمين كند، و آن انسانى كه در دوران مسئوليت، اصلاً به فكر تنها چيزى كه نيست، مسائل شخصى است؛ اينها خيلى با هم تفاوت دارند.
امروز در دنيا هر كسى به وزارتى، رياستى و مديريتى مىرسد، جزو اولين اهدافش اين است كه از طرقى - حالا ولو ظاهراً قانونى - آيندهى خودش را تأمين كند؛ فردا كه از كار كنار رفت، در فلان كمپانى، در فلان شركت و در فلان سرمايهگذارى مهم سهمى داشته باشد. ما در نظام جمهورى اسلامى مايليم مسئولان ما اينطور نباشند. خوشبختانه مىبينيد امروز مسئولان كشور، خود رئيس جمهور در رأس آنها، به معناى واقعى كلمه، همهى وقتشان را دارند براى مردم صرف مىكنند.
اقتدارِ بينالمللى ملت ما، روحيهاش تقويت كرده است؛ امروز همين مسئلهى انرژى هستهاى را - كه اين، يك مسئله است؛ همهى مسائل ما كه نيست - در سطح بينالمللى همه پذيرفتهاند كه ايران بر سرِ اين خواستهى به حق و حق طبيعى خود، محكم ايستاده است. اين اقتدار در عرصهى بينالمللى، روحيهى مردم را هم به نوبهى خود بالا مىبرد. رشد علم و رشد صنعت و فناورى در داخل كشور، فرصتهاى خوبى را براى حل مشكلات به وجود آورده است.
مسئلهى اساسىاى كه امروز هدف مسئولان كشور است، «مسئلهى اشتغال» است. دارند تلاش و فعاليت مىكنند و كار مىكنند كه اين معضل را - كه از سالها پيش گريبانگير ملت بوده است - به بهترين شكلى در مدت زمان متناسب خودش حل كنند.
از جملهى شاخصها، مسئلهى «مبارزهى با فساد» است؛ فساد ادارى و مالى، جزو بدترين عوارض است. اين، از همان مواردى است كه مراكز بينالمللى تأييد كردهاند كه در اين يك سال و نيم اخير، رتبهى كشور در مبارزهى با فساد بالا آمده است و در اين زمينه پيشرفتهايى وجود داشته است. البته ما به اين قانع نيستيم. بايستى فساد ادارى و مالى و خيانت در امانتهاى ملى در كشور ريشهكن شود. اين به سرمايهگذاريهاى سالم ربطى ندارد؛ ما به سرمايهداران كشور - كسانى كه مىتوانند سرمايهگذارى كنند - توصيه مىكنيم كه وارد ميدان سرمايهگذارى بشوند و طبق قانون كار كنند.
بعضى اين دو تا را با هم اشتباه مىكنند. ما با فساد مخالفيم، با سوءاستفاده مخالفيم، با خيانت در امانت - كه عمده هم از مسئولان و مأموران بخشهاى گوناگون دولتى سر مىزند - مخالفيم و معتقديم بايد مبارزه بشود. اين مبارزه بحمداللَّه جدّى است و شروع شده است، و بايد توسعه پيدا كند و همهگير شود.
در عرصهى سياسى كشور هم امروز وحدت و يكپارچگى مردم از هميشه بيشتر محسوس است. عدهاى شعار مىدادند؛ شعارهايى كه فقط براى جدا كردن مردم از يكديگر خوب بود؛ به اين هم قانع نبودند، شعار حاكميت دوگانه مىدادند؛ يعنى در خود حاكميت و مديريت كشور دودستگى به وجود آيد و به جان هم بيفتند؛ اين را صريحاً شعار مىدادند و خجالت هم نمىكشيدند. اينها بحمداللَّه منزوى شدهاند.
![]() |
امروز يكپارچگى و همدلى در مديريت كشور، يك نعمت بزرگى است. مردم، دلهايشان به هم نزديك است و اتحاد بين مردم و دولت هم خوب است. البته تبليغاتى انجام مىگيرد. چندى پيش رئيس جمهور محترم از مطبوعات گله كرد كه بدگويى مىكنند، بددهنى مىكنند، لجنپراكنى مىكنند؛ و بعضى از مطبوعات اعتراض كردند.
من معمولاً مطبوعات را مىبينم؛ من حق را به رئيس جمهور دادم. من معتقدم - نمىگويم همهى مطبوعات - بعضى از مطبوعات نه اينكه انتقاد مىكنند - انتقاد ايرادى ندارد - بىانصافى مىكنند؛ از روشهاى تبليغاتى و رايج دنيا استفاده مىكند تا آن كارى را كه در دولت به نفع مردم انجام گرفته، زير سؤال ببرند يا ناديده بينگارند، و اگر عيبى هست - ولو كوچك هم باشد - آن عيب را بزرگ كنند. اين را انسان در بسيارى از مطبوعات مىبيند. ايرادى ندارد. اين هست، اما ملت ما آگاه و هوشيارند.
من از سالها قبل هشدار دادم و براى مردم نقشى را كه دستهاى بيگانه در مديريت فرهنگى كشور و رسانهها و تبليغات كشور به كار مىگيرند، تبيين كردم. بعضيها انكار كردند؛ اما بالاخره همه تصديق كردند.
دشمنان ما بيكار ننشستهاند: از مطبوعات استفاده مىكنند، از تبليغات استفاده مىكنند و از روشهاى گوناگون تبليغى استفاده مىكنند تا آن ارزشهايى را كه ملت به آنها پايبند است و آنها از آن ارزشها خوششان نمىآيد، در چشم مردم بشكنند. تلاششان را مىكنند. ما هم در عمل نشان داديم كه مطبوعات آزادند؛ اين عملكردهايى كه از نظر ما بسيار منفى است، وجود دارد؛ اما مطبوعات آزادانه دارند همان كارها را مىكنند.
اين، خود رد عملىِ كسانى است كه معتقدند آزادى بيان نيست؛ نخير، آزادى بيان، نشانهاش همين مطبوعاتى است كه عليه دولت، عليه نظام و عليه سياستهاى كلى، آزادانه هر چه مىخواهند مىنويسند؛ كسى هم متعرض آنها نمىشود. البته مردم هم به اينها خيلى اعتنايى نمىكنند. اين، فضل الهى است."

متن كامل سخنان رهبر انقلاب اسلامي در تجليل از خدمت رساني رئيس جمهور و دولت در سخنراني امروز به اين شرح است:
اما هميشه يك هدف ديگر هم از اين سفرها داشتهايم و آن، اين بوده است كه توجه مسئولان كشور به مناطق گوناگون كشور جلب بشود. خدا را شاكريم كه اين هدف امروز با دولتى كه سر كار است، به خودى خود برآمده است. خوشبختانه سركشى دولت و رئيس جمهور و وزراى محترم به مناطق مختلف كشور، آن آرزوى ديرينهى ما را به نحو احسان برآورده كرده است. من همين سفر را هم كه به استان سمنان مىآمدم، به آقاى رئيس جمهور گفتم: اين سفر من به استان سمنان، بايد مانع سفر شما به استان سمنان نشود و برويد.( تكبير حضار)
بحمداللَّه نشاط و تحرك دولت، نشاط خوبى است و اميدواريم كه خداوند به اين حركت و به اين نشاط، بركت بدهد و مقاصدى كه دولت و نظام جمهورى اسلامى در مورد بخشهاى مختلف كشور دارد، تحقق پيدا كند. البته ملاحظاتى كه در اين سفر به نظر مىرسد، به مسئولان امر توصيه خواهد شد؛ نقاط حساس و مهم انشاءاللَّه مورد توجه آنها قرار خواهد گرفت و به فضل الهى گرههايى از كار مردم در حد وسع و امكانات كشور گشوده خواهد شد.

بحمداللَّه رويكرد مسئولان هم يك رويكرد صحيح و منطبق با مبانى انقلاب است. امروز بار ديگر در دنياى اسلام شعارهاى بنيانى انقلاب اسلامى - كه از زبان مسئولان كشور صادر مىشود - ملتها، جوانها، دانشگاهيها و قشرهاى مختلف مردم را مجذوب خود مىكند و انسان اين را امروز در دنيا مشاهده مىكند.
اين كه آنها اميد داشتند نقش امام بزرگوار ما روزبهروز كمرنگتر بشود و شعارهاى او فراموش بشود، نه تنها برآورده نشد، بلكه حالا بعد از گذشت بيستوشش، هفت سال، دولتى سر كار مىآيد كه شعارهاى رئيس جمهورش - كه موجب محبوبيت او در بين مردم است - همان شعارهاى امام است. اين يك امر اتفاقى است؟! اين كه مردم در هر جايى و در هر نقطهاى از كشور، به آن كسى اعتماد مىكنند كه به دين او، انقلابيگرى او و پيروى او از امام بيشتر عقيده داشته باشند. بيستوهفت سال از انقلاب و هفده سال از درگذشت امام گذشته، اما ملت ما اينطور پُرنشاط و پُرانگيزه شعارهاى انقلاب را بر سر دست گرفته و به پيش مىتازد؛ اين يك تصادف است؟! اين يك اتفاق است؟! نه، اين يك روند است؛ اين يك فرايند منطقى و معقول است و ادامه هم خواهد داشت. هم ادامه خواهد داشت، هم بر روى ملتهاى ديگر تأثير خواهد گذاشت.

پرشين بلاگ در اولين گام با استفاده از نفوذ محمد علي ابطحي، معاون پارلماني و رئيس دفتر خاتمي در هنگامي که قدرت را در دست داشت، پرشين بلاگ را که در آن زمان با فشار مالي روبه رو بود، به تصاحب خود در آورد. نکته اي که ابطحي در جشن تولد اخير پرشين بلاگ از آن پرده برداشت و به اولين جلسه خود با مديران اوليه سايت اشاره کرد و در سايت شخصي خود صراحتا از خدمات دوست صميمي خود، در توسعه کمي سايت هاي مجموعه تقدير کرد.
در اولين چالش بزرگ سياسي پس از تصاحب پرشين بلاگ، با وجوديکه مديريت گروه رسانه اي مذکور مدعي سياست تعادل و بي طرفي در تبليغات رياست جمهوري بود، ولي حمايت از برخي نامزدها (کروبي و معين) در مجموعه وبلاگ ها کاملا مشهود بود.
با سياسي کردن بزرگترين سرويس دهنده وبلاگ در ايران، به تدريج از کاربران آن کاسته شد. اين روند با ورود رقباي جديدي که بلاگفا در راس آن قرار داشت، تشديد شد و در نهايت پرشين بلاگ بخش اعظم سهم بازار خود را از دست داد.
با قدرت گرفتن رقبا و از دست دادن موقعيت انحصاري پرشين بلاگ، مديريت پرشين بلاگ به تخريب رقبا رو آورد كه بنابر شواهد، پشت صحنه موج رسانه اي اخير عليه سرويس بلاگفا نيز همين گروه مي باشد، به گونه اي که از ابزار هاي رسانه اي خود همانند روزنامه اعتماد ملي در جهت انتشار اخبار مدعيان خريد بلاگفا استفاده کرد. همسر فرد مذکور هم از اعضاي موسس حزب اعتماد ملي مي باشد.
انتصاب مرتضي ناعمه (منتسب به مصطفي تاج زاده) به مديريت بلاگفا و حضور پر رنگ محتشمي پور، همسر تاجزاده در مراسم افتتاحيه سايت زنان متلعق به مجموعه پرشين بلاگ تاييدي بر موارد فوق مي باشد . به روايت ناظرين در اين مراسم، يکي از نمايندگان سابق مجلس (خانم دباغ) که جزو مدعوين اين برنامه بود، اشک ريزان و در اعتراض به محتواي مراسم اين جلسه را ترک کرد.
پرشين بلاگ در ادامه فعاليت خود با گسترش مجموعه و تصاحب سايت هاي ديگر، و راه اندازي سايت هاي پتيشين (اعتراض نامه هاي اينترنتي)، پرشين وبلاگ و تودي لينک، نوعي بازي فشار از پايين را آغاز و با هدف قرار دادن زنان، جوانان و وبلاگ نويسان با انتشار و پوشش تومارها و اخبار جهت دار در جهت اهداف سياسي و اقتصادي و تخريب رقبا و توسعه انحصار گام بر مي دارد.
همزمان با گسترش انحصار رسانه اي، مدريت پرشين بلاگ رسانه هاي چاپي را نيز از نظر دور نداشته است. چندين روزنامه ديگر از هدف هاي بعدي انحصار گر بوده اند و به روايت خبرنگاران رسانه اي، جلسات متعددي براي انعقاد قرارداد انحصاري در جهت در دست گرفتن تعدادي از صفحات آنها برگزار شده است.
مديرت پرشين بلاگ مطابق معمول به تناسب موقعيت و زمان در بازار هاي غير مرتبط نيز وارد مي شود و با توجه به نزديک شدن انتخابات شوراها، احتمالا سرويس هاي ديگر روزنامه هاي هدف نيز به تدريج در فهرست نفوذ و پوشش قرار خواهند گرفت.
مثل همه جاي دنيا، انحصارگر(مديريت پرشين بلاگ) براي پيشبرد و حفظ انحصار خود ناچار به لابي گري با گروه هاي با نفوذ است كه در اين مورد نيز گروه مذکور با وجود وابستگي مشخص به يک گروه خاص سياسي که در مواقع بهره برداري سياسي خود را نشان مي دهد، سعي در افزايش تنوع گروه هاي ذينفع خود داشته است، شيوه اي که در کنار بدنام کردن و ضد نفع نشان دادن امنيتي، فرهنگي، اخلاقي رقبا تا برگزاري نمايشي کلاس هاي وبلاگ نويسي براي دانشجويان حوزه و دانشگاه تا اندازه زيادي موفق بوده است.
ماجرا به همين جا ختم نمي شود...
مدير پرشين بلاگ با توجه به وجود بازديدکننده زياد مرتبا به سراغ شرکت ها و موسسات مختلف رفته و با ارايه آمار (که تقريباً آمار قابل ملاحظه اي محسوب مي شود) از آن ها درخواست جذب آگهي کرده و به ايشان مي گويد که سايت هاي گروه پرشين بلاگ از ساير سايت هاي پربيننده همچون سايت خبرگزاري ها، بازتاب و رقباي خود بازديدکننده بيشتري داشته و به اصطلاح خودشان پربيننده ترين سايت فارسي محسوب مي شود.
گردانندگان پرشين بلاگ با استفاده از ترافيک سايت خود اخيراً به سراغ مديران مسوول روزنامه ها رفته و به اقناع ايشان به همکاري متقابل مي پردازند. به اين ترتيب که مدير پرشين بلاگ در ماه هاي اخير و با وعده ي قرار دادن لينک روزنامه ها در سايت پرشين بلاگ، صفحات IT روزنامه ها را که روزنامه نگاران در آن مشغول کار هستند طلب مي کند. موضوعي که هم اکنون به يک معضل در ميان روزنامه نگاران حوزه IT تبديل شده است.
به نظر مي رسد با توجه به قرائن موجود، مديرت پرشين بلاگ به قول خودش قصد دارد نقش پدرخوانده وب را بازي کند.
مراقب دستان اختاپوس باشيد
***
*با تشكر از دوستان سايت "الف" و "بازتاب"
هفته گذشته صدا و سيما مصاحبه اي با جناب محمد هاشمي انجام داد كه فقط عده اي اين مصاحبه جالب را ديدند و شنيدند اما متن مكتوبي از آن باقي نماند تا در سايت ها و رسانه هاي مكتوب ثبت و ضبط شود.

از آنجايي كه بايد محمد هاشمي( رئيس اسبق سازمان صدا و سيما و عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي و اخوي حضرت آقاي "علي اكبر هاشمي رفسنجاني بهرماني") در مقابل اظهاراتش پاسخگو باشد و رويكرد دوگانه و كارگزاراني (بخوانيد رويكرد ضد مردمي) وي براي مردم روشن شود، متن كامل اين مصاحبه را براي اولين بار به صورت كامل منتشر مي كنم و فعلا تحليلي ارائه نمي دهم تا خودتان قضاوت كنيد. (البته بعضي جملات محمد هاشمي بسيار جالب توجه است كه سايز حروفش را برجسته كرده ام)
خبرنگار : اوضاع كارگزاران اين روزها چطور است و اهالي آن چه كار ميكنند. چرا احزاب با يك دولت روي كار ميآيند و بعد از آن دولت افول ميكنند؟
هاشمي: كارگزاران از ابتدا بنا نداشته مانند ساير احزاب عمل كند و نسبت به هر رخدادي اعلام موضع كند. توسعه اقتصادي، عزت اسلامي و تداوم سازندگي براي ايراني آباد، اهداف و برنامهها را مشخص ميكرد. بنابراين اصولاً كارگزاران، حزبي بيشتر عملگرا بود تا اينكه بخواهد شعار بدهد و شعارهاي ناشدني مطرح كند.
خبرنگار : نظرتان در مورد دولت اصلاحات چيست ؟
هاشمي : اصلاحات به نظر من هم موفقيتهايي داشت و هم نكات منفي؛ نكات مثبتش تغيير فضاي سياسي تقريبي در جامعه بينالمللي بود.
اما نكته منفي به نظر من اين بود كه بعد از شتابي كه سازندگي يافته بود، دولت اصلاحات يا همان دولت آقاي خاتمي آمد و تقريباً بسياري از كارهاي سازندگي متوقف شد و شايد حدود 9 هزار طرح ملي متوقف و يا بسيار با ركود مواجه شد. حدود 45 هزار طرح استاني نيز با ركود مواجه شد.
يعني در دولت اول خاتمي اينها يا با ركود مواجه شد و يا تعطيل شد كه بعد در اواخر دوره اول يا اوايل دولت دوم خاتمي اين طرحها به تدريج راه افتاد.
خبرنگار : شما در مصاحبه 7 خرداد 83 هاشمي را مهمترين شخص در پيروزي دوم خرداد دانستيد و اشاره داشتيد به آخرين خطبه نماز جمعه ايشان قبل از خرداد 76 و گفته بوديد اصلاحاتي كه در دوران هاشمي بوده، بسيار محبوب تر از دولت آقاي خاتمي بوده است. آيا شما براي اصطلاح طلبان، اصالت قائل نيستيد؟ آيا برداشتمان درست است؟
هاشمي: اينها چيزهايي است كه شما از ما كد ميكنيد؛ من اينگونه نگفتهام؛ من گفتم اصلاحات از زماني كه انقلاب در ايران اتفاق افتاد و پيروز شد، شروع شد و هر دولتي در هر زماني اصلاحات در آن تداوم داشته و اكنون نيز تداوم دارد. منتها ممكن است بنا بر ضرورتها در هر مقطعي متفاوت باشد. آنچه كه شما به نقل از من ميگوئيد كه در آن مصاحبه گفتهام، من اينگونه مطرح كرده بودم كه اصلاحات خواسته امروز و ديروز نبوده و از زمان انقلاب شروع شده است و شرايطي كه در دولت آقاي هاشمي به وجود آمد اين شرايط بود كه تداوم آن به اصطلاح پيروزي دوم خرداد بود.
خبرنگار: آيا نظر كاركنان صدا و سيما را در مورد مديريت خودتان از آن دوران كه تصدي داشتهايد، ميدانيد؟
هاشمي: نميدانم، شما اكنون در درون صدا و سيما هستيد و چون من الان در درون سازمان نيستم نظر آنان را نميدانم.
خبرنگار: آيا در دوران مديريت شما امكان راهاندازي بخشهاي خبري مثل 30/20 بود يا خير؟
هاشمي: اين امكان بود اما تفاوت ما با الان اين بود كه ما امكانات و بودجه نداشتيم. در زمان من نسبت به صدا و سيما تعاريفي داشتيم و جامعه نيز اين تعاريف را قبول داشت. صدا و سيما در زمان مديريت من از نظر سياسي يك سازمان مستقل بود و مستقل عمل ميكرد؛ از نظر مديريتي مقتدر و از لحاظ فرهنگي آموزنده و به قول امام دانشگاه سراسري بود.
در زمان من بدآموزي در برنامه هاي صدا و سيما بسيار كم بود يا نداشتيم و برنامه ها مورد تائيد امام بود؛ در خصوص مسائل ديني و مذهبي نيز خلاف شرع نداشتيم.
من 2 خواهش دارم. يكي اينكه يك كپي عيناً از نوار مصاحبه به من بدهيد، پولش را هم حساب مي كنم؛ من ميدانم كه شما گزينشي عمل ميكنيد. شما نبايد كلمهاي از من بگوييد كه تعرضي به اصلاحطلبان و يا كس ديگري شود.
شما مطابق با شخصيتي كه مورد مصاحبه قرار ميدهيد گزينش كنيد نه نياز خود؛ شما امروز نياز داريد مثلاً اصلاحطلبان را بكوبيد يا از سازندگي ايراد بگيرد؛ نبايد اينگونه باشد كه نظرات متناسب با من را پخش نكنيد اما حرفهايي را كه براي عده اي خوشايند نيست پخش كنيد.

حضرت روح الله درباره خليج فارس و جولان بيگانگان در آن، اينچنين به ما آموخته است :
"چه خوب است که بعضي سران سرسپرده کشورهاى اسلامى به اربابان و خدايان زر و زور و تزوير خود، اين نکته را جدى گوشزد کنند که اينقدر از منافع خود در خليج فارس سخن نگوييد، براى اينکه همين مسئله موجب حساسيت شديد مردم منطقه است که امريکا و فرانسه و انگليس چه منافعى در آبهاى خليج فارس دارند تا پاى دخالت نظامى و جنگ هم مى خواهند آن را حفظ کنند؟
البته سياست ما در مورد خليج فارس از اول تاکنون صريح و روشن بوده است.
جمهورى اسلامى ايران به امنيت در خليج فارس اهميت زيادى مى دهد و به همين دليل و عليرغم فراهم بودن همه نوع امکانات دريايى و هوايى و زمينى در بستن تنگه هرمز و صدمه وارد کردن به کشتيها و نفتکشها و منافع و مراکز صدور نفت و پالايشگاهها و بنادر منطقه تا به حال از سياست صبر و انتظار و جلوگيرى از گسترش جنگ پيروى نموده است و فقط در حد نشان دادن مقدار کمى از قدرت و حضور و توانايى خود و مقابله به مثل وارد عمل گرديده است.
و دنيا به اين حقيقت رسيده است که ناامنى در خليج فارس فقط به ضرر ايران تمام نمى شود، بلکه قويترين قدرتها و ابرقدرتها هم اگر مثل امريکا تمامى امکانات هوايى و دريايى و جاسوسى - خبرى خود و هم پيمانان خود در منطقه را بسيج کنند، که حتى يک کشتى را بدون خطر، اسکورت و حفاظت نمايند، از اين خطر و ضرر مصون نخواهند ماند و در اين گرداب ناامنى غرق مى شوند.
و على رغم آنهمه مقدمات و تمهيدات و جار و جنجالهايى که درجهان امريکا برپا نموده است و دهها خبرنگار و فيلمبردار را به منطقه گسيل داشته اند تا خبر موفقيت نقشه هاى شوم امريکا را مخابره کنند، خداوند زمينه رسوايى و زبونى امريکا را به دست غيب خود فراهم مى آورد و اقتدار معنوى پرچم لااله الا اللّه را بر پرچم کفر به نمايش مى گذارد و دل بندگان خالص خويش را شادمان مى سازد.
و چه بهتر که امريکا و ريگان از مسير سياست مينگذارى شده خليج فارس که کوس رسوايى آنان را در جهان به صدا درآورده است مجددا عبور نکند و بر مرکب غرور و جهلى که تا به حال دهها بار صاحب خود را بر زمين کوبانيده است، سوار نشود و لااقل شبح قدرت و قدرتنمايى خود را پيش نوکران خود مثل کويت حفظ کند و بيش از اين آنان را از شکست و خفت خود شرمسار و سرافکنده نسازد و مطمئن باشند که ادامه جولان در خليج فارس منطقه را به کانون خطر و بحران ناخواسته عليه خود آنان سوق مى دهد.
و دنيا اگر خودش را آماده بحران نفت و به هم خوردن همه معادلات اقتصادى و تجارى و صنعتى کرده است، ما هم آماده ايم و کمربندها را محکم بسته ايم و همه چيز براى عمليات آماده است.
و حتما امريکا بايد به اين نکته برسد که دخالت نظامى در خليج فارس صرفا يک آزمايش نيست که يک دام بزرگ و يک بازى خطرناک است و ما و همه مسلمانان منطقه خليج فارس، حضور نظامى ابرقدرتها را نقشه و مقدمه تهاجم و حمله به ممالک اسلامى و کشور جمهورى اسلامى ايران و در ادامه حمايت از صدام تلقى مى کنيم.
مسلمانان جهان با همراهى نظام جمهورى اسلامى ايران عزم خود را جزم کنند تا دندانهاى آمريکا را در دهانش خرد کنند و نظاره گر شکوفايى گل آزادى و توحيد و امامت جهان نبى اکرم باشند.
البته لازم است اين نکته را براى چندمين بار به سران کشورهاى اسلامى حاشيه خليج فارس بازگو کنم که القاى شبهه و بزرگ جلوه دادن خطر اسلام و انقلاب و جمهورى اسلامى ايران براى کشورهاى منطقه همان ترفند قديم و جديد جهانخواران بوده و است، که از اين طريق از پيدايش جو تفاهم و همکارى مسالمت آميز جلوگيرى نمايند و احساس نياز کشورها را به شرق و غرب تشديد کنند.
جمهورى اسلامى ايران مايل است بر اساس حفظ وحدت و حمايت از منافع کشورها و ملتهاى اسلامى آنان را در مشکلات يارى نمايد و در بروز حوادث تحميلى سياسى - نظامى از ناحيه استکبار جهانى با قدرت و نفوذ خود، آنها را رفع و در جهت کنترل و نفى سلطه سياسى شرق و غرب برنامه اى قوى و دقيق ارائه دهد ... "
صحيفه نور، جلد ۲۰ ، صفحه ۱۷۲ .... ۶ مرداد ۱۳۶۶
يادم مي آيد چند سال پيش وقتي مقام معظم رهبري، مرزبندي خودي و غيرخودي را مطرح كردند، عده اي كه دستشان را روشده يافتند، جيغ هاي بنفششان بلند شده بود كه همه خودي هستند و نبايد عده اي را غريبه بدانيم.
اين جريانات تقريبا در همان ايامي رخ داد كه گروهي براي تحقق شعار "ايران براي همه ايرانيان" گريبان چاك مي كردند. اما مدتي بعد كه عده اي از همان هايي كه آنروز فرياد مي كردند، به اروپا و آمريكا گريختند و توطئه ياري كنندگان سازمان هاي جاسوسي غرب در ايران برملا شد، صحت مسيري كه رهبري انقلاب مشخص فرموده بودند، بيش از پيش مشخص شد.
امروز كه پس از غلبه گفتمان عدالت بر گفتمان زرسالاران و زورمداران، عده قابل توجهي از گروهها، همسو با دشمنان قسم خورده انقلاب، و برخلاف فرامين مكرر رهبري- مبني بر همكاري و نقد منصفانه دولت- به بهانه هاي مختلف حتي لحظه اي از تخريب دولت مكتبي دكتر احمدي نژاد دست بر نمي دارند، ضرورت بازنگري در اين مرزبندي بيش از پيش نمايان مي شود.
چرا كه هر چه در مراحل برپايي جامعه نمونه و اجراي عدالت بيشتر به پيش مي رويم، مرزبندي افراد و گروههايي كه همواره داعيه خودي بودن داشته اند، بيشتر مشخص مي شود.
لطفا به ادامه مطلب بيشتر توجه فرماييد :
گروهي به نام "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی" هر ماه گزارشي از به اصطلاح "نقض گسترده، مستمر و برنامه ریزی شده حقوق بشر در ايران" منتشر مي كنند كه آخرين اين گزارش ها براي مهر ماه سال ۸۵ منتشر شده است.
اين گروه كه از ماحصل غارت و جنايات غربي ها در ابوغريب، گوانتانامو، عراق، فلسطين، لبنان، افغانستان، آفريقا و ... ارتزاق مي كنند در اين گزارش خود عناويني را از نقض حقوق بشر در ايران منتشر كرده اند كه ذكر ۲ نكته در اين زمينه لازم است.
۱- منبع استناد نزديك به ۷۰ درصد اين گزارش دو خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي ايران هستند كه ايلنا با ۱۷/۴۸ رتبه اول را از آن خود كرده است .... (يعني ايلنا در ريختن آب به آسياب دشمن رتبه اول را دارد)
۲- در ميان نزديك به ۱۶۴ نمونه كه براي به اصطلاح نقض حقوق بشر در ايران عنوان شده است، يكي از استنادات، مصاحبه بوترابي مدير مرموز پرشين بلاگ است كه با ادعاي فيلتر شدن چهارساعته پرشين بلاگ، بستري مناسب را براي تخريب نظام از سوي بيگانگان فراهم ساخته است. براي كسب اطلاعات بيشتر در اين زمينه هم مي توانيد به اين مطلب مراجعه كنيد.
به نظر شما غيرخودي ها چه كساني هستند ؟

هر چهار نماينده به محض ورود رئيس جمهور به اسلامشهر در مقابل او حاضر شده و با روبوسي به احمدي نژاد خيرمقدم گفتند. سيد علي رياض هم از همان لحظه اول دست الهام سخنگوي دولت و رئيس دفتر رئيس جمهور را گرفته بود.
مجري برنامه مدام تاكيد ميكرد كه پرويز سروري نماينده اي است كه در بين نمايندگان تهران، اسلامشهر، ري و شميرانات مسئوليت مستقيم پيگيري مشكلات اين شهرستان را برعهده دارد و به همين علت سروري به عنوان نماينده، پيش از سخنراني رئيس جمهور در جمع مردم سخن گفت و تاكيد كرد كه " مجلس و دولت اصولگرا براي خدمت به مردم دست مودت دادهاند".
هميشه براي من و حتي خيلي ها كه نظرشان را در اين رابطه پرسيده ام، با احساس ترين لحظه ديدارهاي مردمي احمدي نژاد، اولين لحظه اي است كه مردم، رئيس جمهور را بر روي جايگاه مي بينند و رئيس جمهور براي آنان دست تكان ميدهد.
تقريبا در تمام شهرها اولين شعاري كه در اين لحظات پرشور بر زبان مردم جاري مي شود اين است : " صل علي محمد بوي رجايي آمد" ... البته درست كه فكر ميكنم در اوج درگيريهاي لفظي ايران و غرب، در بعضي استانها شعار مردم به طور خاص "مرگ بر آمريكا" بود.
معمولا يك فرزند شهيد در بدو ورود رئيس جمهور به يك شهر به او خيرمقدم مي گويد كه در اسلامشهر نيز چنين بود؛ اما اين بار آن فرزند شهيد با احمدي نژاد همراه شد و در كنار رئيس جمهور در جايگاه قرار گرفت. اين كودك هم به همراه رئيس جمهور براي مردم دست بلند مي كرد و گاهي نيز دو انگشت دستش را به نشانه پيروزي به بالا مي برد. البته اگر كمي توجه ميكردي متوجه ميشدي كه از مشاهده انبوه جمعيت حاضر در ورزشگاه كمي شوكه شده بود.
مجري برنامه ديدار روز پنج شنبه رئيس جمهور با مردم اسلامشهر از نكات قابل توجه اين ديدار بود.
روحيه انقلابي مردم اسلامشهر كه در سخنان پرشور اين مجري تجلي مييافت، خيليها را به ياد اوايل انقلاب ميانداخت. آن روحيه هنوز هم در مردم يافت مي شود ...
افتخار مردم اسلامشهر، 830 شهيد، 2750 جانباز و 240 آزاده اي است كه تقديم آرمانهاي انقلاب اسلامي كرده اند و اين از چهره تك تك مردم قابل لمس بود. پيرمردي هم قاب عكسي به همراه خود داشت كه تصويري از حضرت امام در سال42 را در خود جاي داده بود.
اما در توصيف روحيه انقلابي اين مردم همين بس كه بيشتر از آن كه به بيان مشكلاتشان بپردازند، با شعارهاي مختلف، از مواضع انقلابي رئيس جمهور كه همان آرمانهاي اصيل انقلاب است، دفاع ميكنند.
ايرانيان انقلاب و مسئولان انقلابي را دوست دارند...