اما نکته جالب برای آنهایی که آن جا بودند و کسانی که از دانشجویان و نه اتاق خبر بیت رهبری خبر دیدار را شنیده بودند، سانسور بی رحمانه سخنان رهبری از سوی مسئولین تنظیم خبر بیت که از قضا مدیران ارشد معاونت سیاسی صداوسیما هستند، بود.
بارها شده که سخنان عمومی رهبری با مصلحت اندیشی بیجای مدیران صداوسیما منتشر نشده است و یا به صورت گزینشی و سانسور شده نقل شوند.
ماجرا اينچنين بود که رهبری در حضور نزدیک به ۱۵۰۰ نفر در پاسخ به سخنان یکی از دانشجویان که درباره ضعف کارشناسی دولت پرسیده بوده بود، فرمودند :

"يك نكته ديگرى كه من در خلال اظهارات شما دوستان ديدم، اين است كه گويا اينگونه تصور مي شود كه عقبه كارشناسى دولت نهم، عقبه ضعيفى است يا اصلاً چنين عقبهاى وجود ندارد! من كه هر روز حدود شايد شانزده، هفده تا روزنامه را با گرايشهاى مختلف از جريانهاى مختلف كشور مرور ميكنم و مىبينم، اين، عيناً يكى از همان نقاطى است كه جريانهاى مخالف با اين دولت مورد تأكيدشان است.
ما تصور ميكرديم كه اينگونه اظهارات و شايعهپراكنيها خيلى تأثير ندارد، اما حالا مىبينيم نه، بىتأثير هم نبوده است! يعنى شما كه دانشجو و جزو قشر زبده و نخبه هستيد، واقعاً تصور ميكنيد كه دولت، عقبه كارشناسى ندارد! نميشود چنين قضاوتى بكنيد، اينطور نيست.
يا مثلاً در اظهارات شما بود كه: تغييراتى كه در دولت انجام ميگيرد، تا آن اعماق بدنه اجرايى، تغيير ايجاد ميشود! اينگونه نيست. خوب، دولتهاى متعدد و پىدرپىاى با من سروكار داشتهاند و من با آنها كار كردهام؛ نوع كارشان، نوع تحركشان، نوع اقدامهايشان و تعويضهايشان را ديدهام؛ اين ايرادى كه تقريباً يكى از سرلوحههاى مخالفان - حالا مخالفان مذاقى، سياسى و هر چه هست - با اين دولت هست و مطرح ميكنند، من به هيچوجه تأييد نميكنم؛ اينطورى نيست. البته تغيير و تبديلهايى در همه دولتها شده است؛ در بعضى دولتها بيشتر و در بعضى كمتر. و اين دولت نهم، جزو آن بيشترها نيست. از اين تغييرات وسيعتر و عميقتر فراوان داشتيم. اين شايعات روزنامهاى و اينها را خيلى ترتيب اثر ندهيد."
حالا بیبینید حضرات چه طور خبر را تنظیم کرده اند: "حضرت آيتالله خامنهاي، مطرح شدن ضعيف بودن عقبه كارشناسي دولت نهم را شايعهء برخي جريانهاي سياسي خواندند و افزودند: نبايد زياد به اين گونه شايعات اهميت داد چرا كه واقعيت ندارد." ..... به نظر شما این سانسور نیست؟
۲- اما این که چرا رهبری در آن روز به شایعه عدم کارشناسی دولت واکنش نشان داده است. این ها را ببینید :
مصاحبه های ایسنا علیه رئیس جمهور
مصاحبه های مهر علیه تصمیم احمدی نژاد ... لینک های پایینش را هم ببینید.
نکته جالب این که خبرگزاري مهر يعني خبرگزاري وابسته به سازمان تبلیغات، رفته با هر چی دوم خردادی و مشارکتی مصاحبه گرفته. ذوق زدگی اصلاح طلبان هم جالب است. این اسامی را نگاه کنید. به نظر می رسد همین ها مقصرین شماره یک انهدام اقتصاد ایران هستند ...
رجبعلی مزروعی، اسماعیل گرامی مقدم، فريبرز رئيس دانا، هوشنگ حمیدی، محمد طبیبیان، بهرام تاج گردون و ...
احمد توكلي و دوستانش هم صحبت هايي را عليه دولت مطرح كردند. صحبت هاي آنان عليه جملات چند روز پيش احمدي نژاد بود كه گفته بود :
"يكي از مشكلات اقتصادي ما به دليل بالا بودن نرخ سود بانكي است و همه آن را قبول دارند. يكي از دوستان ما كه دو سال قبل سخنرانيهاي آتشيني عليه سود بالاي بانكي ميكرد، امروز دري به تخته خورد و از دست ما ناراحت شده و حالا 10 تا مصاحبه غير از آن چه كه قبلا ميگفت، كرده است. يا اين كه كسي دو ماه قبل مي گفت بايد اسامي مفسدين اقتصادي را زودتر اعلام كنيد و به محض اين كه دولت اعلام كرد آنها را به مردم معرفي ميكنيم، مصاحبهاي كرده است كه چرا با اين حرفها امنيت اقتصادي را از بين مي بريد و موجب فرار سرمايهها ميشويد. قضيه چگونه است، چه شده است به جز اين كه يك دوست آمده و با شما مشورت نكرده است؟ چه خبر است؟ اتفاقي نيفتاده است. چهار سال ديگر شما ميآييد."
الحق هم که احمدی نژاد درست گفته بود!
۳- این هم شاهد سانسورچی بودن صداوسیما:
امیر جلیلی نژاد دبیر جنبش عدالتخواه دانشجويي در سخنانش به شدت به سریال های سطحی صداوسیما انتقاد کرد. تقریبا تمام حرف های اين دانشجو درباره صداوسیما بود اما حتی یک کلام از حرف های وي حتی به صورت یک جمله عنوان خبری هم اشاره نشده است. ببینید
جهت اطلاع عرض کنم که تمام رسانه ها از خبرگزاری ها و روزنامه ها تا صدا و سیما طبق یک قانون نانوشته مجبور و موظفند اخبار حوزه رهبری را دقیقا همان گونه که اتاق خبر دفتر رهبري ارسال می کند و در سایت دفتر درج می شود منتشر کنند. حالا نکته جالب این است مسئولین اتاق خبر بیت رهبری همان مدیران واحد مرکزی خبر هستند. بالاخره آدم باید هوای رئیسش را داشته باشد!
۴- نمونه ای دیگر:
رهبری در دیدار مسئولین نظام با ایشان به شدت از رئیس جمهور دفاع کردند و فرمودند:
"مواظب باشيد دولت به خاطر اختلاف نظر، اختلاف سليقه، اختلاف مذاق و اختلاف جناح مورد تضعيف قرار نگيرد. دولت را بايد نگه داشت. همه بايد رئيسجمهور را مورد تكريم قرار بدهند و اين را همه يك اصل بدانند. اينكه افرادى بيايند و سعيشان اين باشد كه دولت را ناكارآمد جلوه بدهند، اين خدمت به كشور نيست. اگر عقيدهشان هم اين است، اين عقيده را بايست به يك نحوى به گوش خود مسئولان دولتى يا مسئولانى كه ميتوانند اثرگذار باشند، برسانند؛ اما تبليغِ ناكارآمدى دولت را در بين مردم كردن، آن هم غيرمنصفانه، صحيح نيست. اگر واقعيت هم ميداشت، نبايد به شكل تبليغاتى و داد زدنِ بر سر كوچه و بازار ظاهر ميشد؛ چه برسد به آنجايى كه واقعيت هم ندارد و غيرمنصفانه است. دولت با جديت و تلاش خوب، كارِ پرحجم و متكى به محاسبه انجام ميدهد، حالا گيرم كه در فلان مسئلهى اقتصادى ممكن است نظرى داشته باشد كه با نظر فلان كارشناس يكسان نباشد؛ خوب نباشد؛ اين، از اهميت و ارزش كار دولت نميكاهد. امروز همه دارند مىبينند؛ ما هم داريم مىبينيم و ديگران هم شاهدند كه حجم كار متراكمى كه دولت انجام ميدهد، انصافاً درخورِ تحسين و ستايش است؛ كارِ خيلى خوبى است. انتقادهاى غيرمنصفانه نشود. برخورد با دستگاههاى ديگر هم بايد همينطور باشد". (این بخش پیاده شده از نوار است)
حالا ببینید خبر را چه گونه تنظیم کرده اند: "رهبر انقلاب اسلامی با تحسین جدیت، تلاش خوب و کار پرحجم دولت نهم افزودند: همه باید رئیس جمهور را مورد تکریم قرار دهند و اگر کسی درباره عملکرد دولت حرفی دارد آن را از طریقی به گوش دولت یا مسئولان برساند اما تبلیغ ناکارآمدی دولت، حتی اگر واقعیت داشته باشد صحیح نیست چه برسد به اینکه واقعیت ندارد و غیرمنصفانه است."
۵- حرف آخر:
روزی که هیات دولت با رهبر انقلاب دیدار کردند. صحبت هایی رد وبدل شد که یکی از حاضرین دیدار آن را بسیار دوستانه توصیف می کردند. آن بزرگوار می گفت: حضرت آقا در میان کلامشان در تمجید از کوشش های دولت گفتند: سعی کنید این چند قلم کالا که نرخشان بالا رفته است را هم کنترل کنید تا بعضی از صداها خاموش شود. این را گفتند و گذشتند. اما شب هنگام اخبار ۲۱ به عنوان اولین خبر اعلام کرد، نگرانی و اعتراض رهبر انقلاب به گرانی ها. من بسیار تعجب کردم که یا من اشتباه شنیدم یا این که آقای ضرغامی از فرط گرسنگی در جلسه خوابشان برده بوده!
*****
توضيح : اين مطلب متعلق به وبلاگ يادنامه است كه با اندكي تغيير، مناسب ديدم در اينجا هم منتشر كنم.
خبرگزاري ايلنا وابسته به خانه كارگر از اسفند ماه سال 1381 ، آنگونه كه در معرفي سايت خود عنوان كرده، ظاهرا با هدف بسط و گسترش فرهنگ اطلاع رساني به ويژه اعتلاي سطح آگاهي طبقه کارگر فعاليت خود را آغاز کرد اما نوع عملكرد اين خبرگزاري در ايام اخير نه تنها ربطي به گسترش فرهنگ يا اعتلاي سطح آگاهي طبقه كارگر ندارد بلكه خبر از مسائلي مي دهد كه بسيار خطرناك است.
چندي پيش مطلع شدم كه ايلنا تعدادي از نيروهايش را از كار بيكار كرده اما اين مساله به تنهايي حساسيت ما را برنينگيخت ولي كم كم اين خبرگزاري دست به تحركاتي زد كه بيش از پيش توجه ما را به خود جلب كرد.
اگر به دقت به عملكرد ماه هاي اخير اين خبرگزاري دقت كنيد به وضوح خواهيد ديد كه ايلنا از لحاظ تعداد خبر و نوع اطلاع رساني به شدت افت كرده است؛
در عين حال اخبار متعدد نيز حكايت از مشكلات مالي اين خبرگزاري دارد ولي ايلنا همچنان به فعاليت خود ادامه داده است.
قاعدتا "خبرگزاري كار !" دو راه بيشتر ندارد. يكي اين كه خودش به يكباره خبرگزاري را تعطيل كرده و علت اين امر را نيز مشكلات مالي اعلام كند.
ولي هميشه به سياسيون ياد داده اند كه بايد موانع را به فرصت تبديل كنند و به همين جهت، راهكار اول چندان مناسب به نظر نمي رسد.
ناگفته پيداست كه ايلنا همواره جبهه و تريبون خوبي براي اپوزيسيون و حتي ملي مذهبي ها بوده است و قاعدتا حيف است كه اين خبرگزاري بسته شود و سودي به اين دو نرسد!
از همين جهت راهكار دوم كه قطعا براي متوليان ايلنا بسيار بهتر خواهد بود اين است كه با انجام اقداماتي بر خلاف امنيت ملي، نظام را مجبور به تعطيلي اين خبرگزاري كند و به اين وسيله خوراك تبليغاتي چندين ماهه مخالفان نظام را فراهم سازد.
انتشار جملاتي از نامه محرمانه امام كه در آن به درخواست فرمانده سپاه مبني بر لزوم ساخت بمب اتم اشاره شده بود - پوشش كامل خبري و تصويري از اقدام يك روحاني نماي سكولار به نام كاظميني بروجردي - انتشار متن سخنان داخلي رئيس جمهور كه قرار بر خبري شدن آن نبوده و رواج اخبار مجعول و تفرقه افكنانه از جمله مواردي است كه صحيح بودن فرضيه فوق را اثبات مي كند.
يادم مي آيد چندي پيش جمله اي از يكي از شخصيت ها به گوش خبرنگاران رسيد كه به دليل امنيتي بودن، قرار شد خبري نشود اما تنها خبرنگاري كه بر انتشار اين خبر اصرار كرد، خبرنگار ايلنا بود كه وقتي با تهديد ديگران مبني بر اين كه "ممكن است با انتشار اين خبر خبرگزاري شما تعطيل شود" مواجه شد، گفت : ما كه به هر حال تا چند وقت ديگر تعطيل مي شويم؛ پس چه بهتر كه اين خبر را بزنيم ....
تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل
از چهره بعضي بچهها كه از شوق ديدن رئيس جمهور چندان هم غرق نماز نبودند، ميشد فهميد كه متوجه حضور احمدينژاد شدهاند اما براي اكثر بچهها اينطور نبود و به همين علت فقط تعدادي از آنان نماز خود را طولانيتر كردند تا دكتر را بيشتر ببينند.

تقريباً دقايقي پيش از اذان، جلسه هيات دولت تمام شده بود و به همين علت نماز رئيس جمهور كمي ديرتر از ديگران به پايان رسيد. هنوز يك دقيقه هم نگذشته بود كه بچهها دستان احمدينژاد را در يك چشم برهمزدن طبق معمول پر از نامه كردند.
افطاري نهاد رياست جمهوري شامل پنير، سبزي و سوپ بود و شام هم چلومرغ؛ اما هرچه به سفره مقابل رئيس جمهور نگاه كردم، اثري از برنج و گوشت نديدم؛ احمدينژاد تا پايان با نان و سوپ مشغول بود.
شايد اگر شما هم به همراه اين بچهها در مسجد بوديد حتماً دوست داشتيد به جاي يكي از اين كودكان باشيد؛ هماني كه براي افطار كنار رئيس جمهور نشسته بود؛ شادي او زايدالوصف بود.
حكايت عكاسان هم شنيدني است. در دقايق اوليه نشستن رئيس جمهور بر سفره افطار، از شاتر دوربينها و صاحبان دوربين ها آنچنان سر و صدايي بلند شد كه توجه همه را جلب كرد؛ به گونهاي كه رئيس جمهور با حركت دست به آنان اشاره كرد كه " اينجا هم دستبردار ما نيستيد؟"
تقريبا 200 نفر از بچهها از كميته امداد تهران، كرج و قزوين و 100 نفر هم از بهزيستي تهران و قم براي اين ديدار انتخاب شده بودند كه همه آنها به همراه مربيانشان از دست رئيس جمهور سكه بهار آزادي و لوح يادبود دريافت كردند. كلمهاي كه احمدينژاد تقريباً براي همه بچهها در هنگام دادن هدايا به زبان ميآورد، "ماشاء الله" بود.
رئيس جمهور حتي يك نفر از حاضرين را هم براي خوش و بش از قلم نينداخت؛ جاي شهرستانيها خالي بود.
در همين حين كه بچهها براي ديدار يك به يك و دريافت هدايا از دست رئيس جمهور صف تشكيل داده بودند، فرصت مناسبي براي خبرنگاران بود تا علاوه بر مسئولان، نظر خود بچهها را هم در مورد اين ديدار جويا شوند.
بر خلاف آنچه انتظار داشتيم، تقريباً همه بچههايي كه براي بيان آرزوهايشان مخاطب سوال خبرنگاران قرار گرفتند، آرزوهاي سياسي داشتند. معلوم بود كه گفتمان رئيس جمهور حسابي به مزاج بچهها خوش آمده.
آروزي يكي نابودي آمريكا، ديگري ديدن رهبر، آن يكي ملاقات سيدحسن نصرالله. خروج آمريكا از عراق، تبديل شدن به يك رزمنده براي حزب الله لبنان در نبرد با اسرائيل و حاكم شدن عدالت در كشور هم از ديگر آرزوهاي ايتام بود.
احمدينژاد سخنراني نكرد اما بازار مصاحبه خيلي گرم بود. چون از خود رئيس جمهور گرفته تا علي آبادي(رئيس سازمان تربيت بدني)، نيري و قمشهاي از كميته امداد، فقيه رئيس سازمان بهزيستي، بذرپاش رئيس گروه مشاوران جوان و محصولي مشاور رئيس جمهور مورد خطاب سوالات مختلف خبرنگاران قرار گرفتند.
تقريباً در حال ترك نهاد رياست جمهوري بوديم كه سعيدلو و زريبافان را ديدم. پس از سلام و عليك، معاون اجرايي پرسيد كه آيا هدايا به بچهها داده شد؟ گفتم بله، سكه دادند. سعيدلو تاكيد كرد كه 370 سكه از طرف نهاد براي بچهها آماده كرديم كه به آنان داده شد.
زريبافان ميگفت: به خبرنگاران نگو. فردا ميگويند رياست جمهوري سكه هديه داده اما سعيدلو جواب داد : هر چه به اين ايتام بدهيم، ارزش دارد ...
در اين دوران خطرناک «که اکثر انقلاب ها دچار لغزش و انحطاط مي شوند»(2) اقتصاد سرمايه داري که کارگزارن دولت، درهاي آن را به سوي مردم باز کرده اند نمي خواهد با « يك عده سرمايهدار زالوصفت که به بهانه مضر بودن اقتصاد دولتي، به حال خود رها شده و به جان اين ملت افتادهاند.»(3) مبارزه شود و اين تساهل و تسامح نتيجه اي ندارد جز اين که « نفوذ سرمايهداران بزرگ در پيكره اقتصادي كشور منشا گراني و اخلال در امور مي شود»(4) و از آن موقع است که «سرمايهداران تحت لواي بخش خصوصي به تخريب اقتصادي مشغول مي شوند و هر روز سنگي در مقابل توان اقتصادي مردم مظلوم و مستضعف مي اندازند.» (5)

... و چنين مي شود که دارندگي جاي سازندگي را مي گيرد و فرياد رهبري بر مسئولين دولتي بلند مي شود که :« ايني که شما مي کنيد سازندگي است، ايني که شما مي کنيد دارندگي است.سازندگي اوني بود که علي(ع) مي کرد ايني که شما مي کنيد دارندگي است.» فريادي درست چند جمله بعد از جمله اي که رهبردر آن، بسيجيان را ندا مي دهد که در وسط ميدان باشند تا «ارزشهاي اصلي انقلاب زنده بماند».
ولي شايد که مصلحت! نبوده جملات انتهايي رهبر! چون بقيه ي جمله در پوستر ها و پارچه نوشته ها در ياد ها بماند. اما تاثيري که دارندگي و اقتصاد سرمايه دار محور بر جامعه مي گذاشت مصلحت بردار نبود.
« برادران ،نمي شود ما در زندگي مادي مثل حيوان بچريم و بغلتيم و بخواهيم مردم به ما به شکل يک اسوه نگاه کنند،مردمي که خيليشان از اوليات زندگي محروم اند. مگر اشراف چگونه بودند؟چون آنها فقط ريششان تراشيده بود،ولي ما ريشمان را گذاشته ايم، همين کافي است؟نه، ما هم مترفين مي شويم.ترف،فسق هم دنبال خودش مي آورد. »(6)
شهر به ظاهر در امن و امان و منتقدان، دشمنان پيغمبر اند. انتخابات هفتمين دوره رياست جمهوري فرا مي رسد شبهه اي که در تريبون نماز جمعه به بهانه "صيانت از راي هاي مردم "در جامعه قوت مي يابد کمک زيادي به موج پيروز مي کند . اکثريت دولت اصلاحات همان "مردان دوران" دارندگي هستند. بازي فقط خانه هاي آنان را تغيير داده بود.
مردان تئوريسين از اتاق فکر هاي امن خود خارج مي شوند تا دست پخت هاي خود را در اختيار مردم قرار دهند. " ارزش هاي اسلامي ، همان اندازه که احيا شده بود دوباره کم رنگ مي شود".(۷) هلهله هاي دشمنان ،صداي ياران خودي انقلاب را در گلو خفه مي کند.
«چگونه خوشحال نباشم از اينکه موج تازه اي در ايران بر پا شده که مصمم است طومار حکومت اسلامي را در هم بپيچد و حکومتي نظير حکومت ايران در دوران شاه و عربستان صعودي را روي کار آورد...».(۸)
اما انگار خداوند چيز ديگري مي خواست...
انتخابات نهم دوره رياست جمهوري از راه مي رسد، عده اي مي کوشند دل نگراني جنگ را همچون سال هاي ابتدايي دهه 70 در دل هاي مردم به نگراني اول تبديل کنند. خيلي ساده بود : اگر با آنان باشيد سربازان عموسام به ايران حمله نخواهند کرد و اگر بر آنان باشيد "غرور يک ملت به آساني خواهد شکست"(۹)
سخنان و اتفاقات مختلف آن دوران اين فکر را در ذهن انسان شکل مي دهد که انگار سربازان عمو سام !در مرزهاي ايران گاوچراني مي کنند تا در داخل ايران "عده اي" با تکيه بر «ابهت چکمه ها» نبازند و آنان نيز در اين طرف ميدان بازي انتخابات را طوري ادامه مي دهند تا گاوچرانها، ديگر مثل هميشه بازنده نباشند.
با آن که در 16 سالي که گذشت « چندان اميدي به بهبود اوضاع نبود و آن حالت نا اميدي روز به روز گسترش پيدا مي کرد » (۱۰)اما « خدا خواسته بود تا دلهاي مردم هدايت شود»(1۱) و پس از سالها دولت اسلامي روي کار بيايد که «از لحاظ تطابق با شعارهاي و آرمان هاي امام و انقلاب استثنايي است» (۱۲)و « تحولي در کشور شبيه انقلاب اسلامي ايجاد شود » (۱۳)
اما گويي نبايد « خيال کنيم چون دولتي ارزشي روي کار آمده، همه چيز درست مي شود چرا که قدرت پرستان، رانت خواران و مقام پرستان هنوز هستند و براي دولت تعيين تکليف مي کنند تا دولت را ناتوان معرفي کنند.» (۱۴)
تعيين تکليف ها از اولين لحظه هاي کار دولت اسلامي شروع شد و گويي تا لحظه اي که خيال واهي "دولت مردم مٌرد" تحقق پذيرد ادامه خواهد داشت.
و در اين ميان انتشار نامه ي محرمانه امام نيز گويي «گوشه اي از پروژه مافياي قدرت و ثروت» بود تا با «ايجاد نسبت ميان شرايط كنوني كشور با شرايط ماههاي آخر جنگ تحميلي » نوعي «هشدار براي تصميم گيران فعلي» (۱۵) بدهد.
زيرا «بايد از اين تجربيات كه در دسترسمان است، كمال استفاده را کنيم» (۱۶)و بدانيم که «مقاومت در برابر آمريكا و غرب در پرونده هسته اي، نياز به امكانات زيادي دارد كه ما از اين امكانات برخوردار نيستيم و در نتيجه بايد همان گونه كه در تابستان 67 امام(ره) آتش بس را پذيرفت، در مقطع كنوني هم تعليق هسته اي پذيرفته شود.»
اما « كساني كه تصور ميكنند ميتوانند در اراده مستحكم ملت بزرگ ايران خللي ايجاد كنند» (۱۷)بايد بدانند که « ملت ايران در مسير پرافتخاري كه انتخاب كرده استوار و مستحكم است» .(۱۸) آري!در اين دوران که دشمنان انقلاب پرونده هسته اي و ساير فشار ها را بهانه اي براي دست کشي ما از آرمان هاي انقلابيمان قرار داده اند بايد بدانند که ملت ايران، درس آموز امامي هستند که به آنان آموخت تا «تا آخر بايستند».

آري آقاي هاشمي! شايد عيب اين مردم اين باشد که هنوز «امام را به موزه هاي تاريخ نسپرده اند»(۱۹)
آقاي هاشمي«نترسيد ،نترسانيد،آمريکا هيچ غلطي نمي تواند بکند »«ما آمريکا را خوب مي شناسيم و مي دانيم که مي توانيم در برابرش مقاومت کرده و از شرفمان دفاع کنيم »(20) آقاي هاشمي بايد «قفس را شکست و مردانه از آن خارج شد» .(21)
آقاي هاشمي! تا بسيجيان ايستاده اند هرگز حديبيه اينجا تکرار نخواهد شد. «ما تسليم بي عدالتي ها نخواهيم شد و با ستمکاران کنار نخواهيم آمد »(22)
آري! « بگذار دنياي پست ماديات با ما چنين کند ولي ما به وظيفه ي اسلامي مان عمل مي کنيم »(3) . ما در مقابل بي عدالتي هاي آنان خواهيم ايستاد واگر «اينجا دشمن خيلي فشار بياورد حادثه ي کربلا تکرار خواهد شد»(24).
اما آقاي هاشمي حاشا که بچه بسيجي ميدان را خالي کند و جراحت کربلا دوباره بر قامت ايتام آل محمد نشيند. نظر شما چيست! شايد کوفه شهر بهتري باشد براي ماندن و در آرامش بودن...
* تعجب نكنيد ... به دستور پدرم مبني بر ننوشتن مطلب عليه هاشمي در وبلاگم گوش دادم ... اين مطلب را وبلاگ خاكريز نوشته بود كه شايسته ديدم آن را نثار كنم به استوانه بزرگ انقلاب يعني حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني بهرماني (كه روح خيلي ها فدايش باد !).
پي نوشت ها :
1- مقام معظم رهبري – 10/2/1374
2- همان
3- حاج سيد احمد خميني(ره) - مهر ماه 1373
4- همان
5- همان
6- حديث ولايت- ج7-ص 260و 261
7- استاد مصباح يزدي – مهر ماه 1385
8- گري سيک از عناصر بلند پايه سيا و مشاور اسبق امنيت ملي رئيس جمهور آمريکا در مصاحبه اي پس از سفر وي به ايران!
9- سخنان هاشمي رفسنجاني در دومين فيلم تبليغاتي خود در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري-هنگامي که وي را مشغول تماشاي صحنه هاي يورش سربازان آمريکايي به منازل مردم عراق در تلويزيون مي بينيم و در متني که با صداي خود آن را اجرا!کرده در سخناني از بي تدبيري و دخالت احساس در تصميم گيري ها ! و در نتيجه از بين رفتن غرور ملت ها سخن مي گويد.
10- استاد مصباح يزدي –مهرماه 1385
11- مقام معظم رهبري : از خدا مي خواهم تا قلبهاي مردم را هدايت کند ...
12- مقام معظم رهبري
13- استاد مصباح يزدي –مهرماه 1385
14- همان
15- مرعشي
16- صفايي فراهاني
17- احمدي نژاد
18- همان
19- گنجي
20- امام خميني(ره)
21- شهيد همت
22- امام خميني (ره)
23- همان
24- مقام معظم رهبري
۱- چند وقت پيش به همراه يكي از مسئولان به تالار آيينه يعني همان كاخ حضرت آيت الله واعظ طبسي در آستان قدس مشرف شدم ! چيزهايي ديدم كه قصد كردم مطلب انتقادي شديدي در مورد اين آيت الله (نشانه خدا) - يعني حضرت واعظ طبسي - بنويسم. اما ملاحضاتي بود كه نشد بنويسم.
۲- بحث انتشار نامه سري حضرت امام توسط حضرت آيت الله هاشمي رفسنجاني دامت بركاته نيز از مسائلي است كه قصد داشتم در مورد آن وبلاگ رو سياه كنم اما پدرم امر فرموده كه حق ندارم عليه اين استوانه نظام مطلب بنويسم و تكليف ديني هم ايجاب كرد كه اطاعت امر كنم.
۳- اواخر شهريور ماه و تقريبا ۲۰ روز بعد از ازدواج از خبرگزاري سازمان تبليغات اسلامي يعني خبرگزاري مهر استعفا دادم و الان در سرويس سياسي خبرگزاري فارس مشغول كار هستم. استعفاي من از مهر دلايلي خاص و خواندني دارد كه حتما براي اصحاب رسانه و دلسوزان نظام و انقلاب جذاب خواهد بود اما تا اين لحظه باز هم ملاحظاتي مانع از نوشتن اين دلايل مي شود.
اما راه هاي زيادي هست براي رسيدن به خدا .... به زودي مي نويسم انشاء الله
فعلا يا علي