۱- حضرت روح الله خطاب به مسلمانان تمامى کشورهاى جهان فرمود : "از آنجا که شما در سلطه بيگانگان گرفتار مرگ تدريجى شده ايد، بايد بر وحشت از مرگ غلبه کنيد، و از وجود جوانان پرشور و شهادت طلبى که حاضرند خطوط جبهه کفر را بشکنند استفاده نماييد...

...به فکر نگه داشتن وضع موجود نباشيد، بلکه به فکر فرار از اسارت و رهايى از بردگى و يورش به دشمنان اسلام باشيد، که عزت و حيات در سايه مبارزه است.
من دست و بازوى همه عزيزانى که در سراسر جهان کوله بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمين را نموده اند مى بوسم، و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچه هاى آزادى و کمال نثار مى کنم."

۲- درود خدا بر مجاهد فی سبیل الله، سید حسن نصرالله و سربازان مجاهدش که امروز کوله بار مبارزه علیه اسرائیل را به تنهایی بردوش کشیده اند. اما می دانیم که به جز ۷۲ یار با وفا، در روز عاشورا هیچ کس به ندای هل من ناصر امام حسین لبیک نگفت. حتی می گویند بعضی ها در شهرهای خود دعا می کردند اما حاضر نبودند به خود کمی زحمت دهند.
می ترسم از این که این بار عاشورا در لبنان و برای فرزند دیگری از زهرای اطهر اتفاق بیافتد و ما فقط تماشاگر باشیم ...
۳- سپاه محمد این هفته با حضور بسیجیان جبهه مستضعفین به سمت مرزهای کشور حرکت خواهد کرد.
جوانان مسلمان در این حرکت، با حضور در مرز بازرگان(مرز ترکیه؛نزدیکترین مرز به سوریه و لبنان) از مسئولان ایران و همچنین سایر دول اسلامی می خواهند که مرزها را به روی مسلمانان بگشایند تا داوطلبان بتوانند خود را به یاری سربازان حزب الله در خطوط نبرد علیه رژیم اشغالگر قدس برسانند.

نحوه ثبت نام : داوطلبان حضور در سپاه محمد می توانند نام و نام خانوادگی خود را به همراه یک شماره تماس فوری در اسرع وقت به sepahianemohamad@yahoo.com ارسال نمایند.
برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت عدالتخانه مراجعه کنید.
۴- باز هم حضرت روح الله به ما آموخت که : " جنگ ما جنگ عقيده است، و جغرافيا و مرز نمى شناسد ؛ ما بايد در جنگ اعتقادیمان بسيج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازيم".
والسلام علی من التبع الهدی ... و سلام بر آن که از راه هدایت پیروی کند
خیلی ها طی این چند روز که با من در تماس بودند، می گفتند که هر طور شده می خواهند که خود را به خطوط مقدم جبهه نبرد علیه اسرائیل برسانند اما نمی دانستند چطور باید رفت.
اما تا جایی که می دانم خیلی ها از جمله خودم دیگر ترمز بریده ایم و نمی توانیم اینجا بمانیم و فقط نظاره گر باشیم چون حضرت روح الله به ما آموخته است که "عزت و حیات در مبارزه است".
مثل دیگران نمی گویم که یادم می آید، بلکه در پیام تاریخی امام خمینی به مناسبت قبول قطعنامه خوانده ام که فرمودند : "بايد بر وحشت از مرگ غلبه کنيد، و از وجود جوانان پرشور و شهادت طلبى که حاضرند خطوط جبهه کفر را بشکنند استفاده نماييد".

این روزها جلوه ای از حماسه فرزندی غیور از فرزندان مکتب خمینی (ره) در حال نمایش است؛ سید حسن نصرالله پرورش یافته مکتب حضرت روح الله گردابی برای اسرائیل به وجود آورده که انشاءالله به محو این رژیم جعلی از صفحه روزگار منتهی خواهد شد.
اکنون من و تو که در ایران یا هر کشور دیگری که هستیم نیز می توانیم به یاری حزب الله بشتابیم تا آینده از آن ما باشد .
اکنون بهترین فرصت برای نابودی کامل رژیم صهیونیستی فراهم شده است اما برای این کار راهکارهایی وجود دارد که می توانیم در هر جا خود را تبدیل به یکی از سربازان اسلام مبدل سازیم.
۱- هر کس که می تواند باید خود را ابتدا به دمشق و از راه های رسمی یا غیر رسمی خود را به لبنان برساند تا از هر طریق ممکن به یاری مسلمانان بشتابد؛ البته باید دید که چه فایده ای می توانیم داشته باشیم.
۲-اکنون زمان مناسبی برای جهاد اینترنتی است. مسلمانان در هر جای دنیا می توانند برای ایمیل هایی که متعلق به صهیونیستها است که معمولا با پسوند "IL" شناخته می شود ویروس های قوی و کاری بفرستند. همچنین باید همه مسلمانان دست در دست هم سایت هایی اصلی رژیم صهوینیستی که معمولا با پسوند فوق الذکر شناخته می شوند را هک کنند. هک کردن این سایتها حتی برای چند ساعت هم بسیار موثر خواهد بود به شرط آن که هک شدن دانه دانه این سایتها به سرعت پوشش خبری پیدا کند.
۳- این روزها اخبار دقیق رویدادها خصوصا در موارد مکتوب فقط توسط رسانه های غربی انعکاس می یابد . اکثر این رسانه ها مانند رویتر یا وابسته به صهوینیستها هستند و یا اینکه با توجه به استراتژی غرب خبرها را به گونه ای که به ضرر اسرائیل نباشد منعکس می کنند. از این جهت حضور خبرنگاران رسانه های ایرانی به هر تعداد که بشود، در منطقه جنگ ضروری است و از شماها چه پنهان که خودم هم در تلاشم تا این کار را انجام دهم.
۴- فشار به مسئولان برای تحریم کامل کالاهای شرکت های حامی رژیم صهیونیستی که بارها و بارها اسامی آنها اعلام شده است. اگر این کار به صورت گسترده در کشورهای اسلامی انجام شود بسیار اثرگذار خواهد بود.
فعلا همین راهکارها؛ کارهای دیگری هم می توان کرد که باشد برای یک فرصت دیگر.
کلام نورانی حضرت روح الله خمینی :" ما با اعلام برائت از مشرکین، تصمیم به آزادی انرژی متراکم جهان اسلام داشته و داریم و به یاری خداوند بزرگ و با دستان فرزندان قرآن روزی این کار صورت خواهد گرفت." پیام قطعنامه 29 تير 1367
اما این بار حیفم آمد که این مصاحبه را در وبلاگم منتشر نکنم. دوست دارم آنهایی که در بعضی جملات روی صحبتم با آنهاست نیز این مصاحبه را بخوانند :

حامد طالبي، نويسندهي وبلاگ "خاطرات يك خبرنگار مسلمان"، در گفتوگو با خبرنگار سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با اشاره به ايجاد برخي سايتهاي خبري كه به نقل اخبار وبلاگها ميپردازند، گفت: « خبرنگار با نوشتن مطالب خود در وبلاگ، هم ميتواند آنها را در تاريخ ثبت و هم به ديگران منتقل كند و از اين طريق ديگر سايتهاي خبري هم ميتوانند از آنها استفاده كنند.»
وي اظهار داشت: « وبلاگهاي روزنامهنگاران، حرفهييتر هستند و به دليل آن كه با وقايع ارتباط مستقيميدارند، استناد خبري بيشتري به وبلاگهاي آنان داده ميشود. از طرفي ديگر اگر اين وبلاگها داراي صاحبان مشخصي باشند، سايتهاي خبري نيز بيشتر به آنها اعتماد ميكنند و مخاطبان بيشتري هم جذب آنها ميشود.»
طالبي با اشاره به اينكه خبرنگاران سياسي، مهمترين طيفي هستند كه به وبلاگ نويسي رو ميآورند، گفت: «اخبار سياسي در مقايسه با ديگر سرويسهاي خبري، به دليل حساسيتهاي ويژه، بيشتر مورد ملاحظات محافظهكارانه و سانسورها قرار ميگيرند. از طرفي ديگر وبلاگهاي سياسي داراي اخبار ويژه و جنجال بيشتري هستند، بنابراين اين خبرنگاران سياسي بيشتر به وبلاگ نويسي تشويق ميشوند.»
وي همچنين گفت: « در روزنامهها، معمولا اخبار خشك و رسمي منتشر ميشود و به دنبال آن مخاطبان رسميتر هم دارند؛ ولي سايتهاي خبري و وبلاگهاي سياسي، اخبار را با سانسور كمتري منتشر ميكنند، بنابراين مخاطبان آنها بيشتر به دنبال اخبار ويژه وخاص تري هستند.»
طالبي با اعتقاد بر اين كه وبلاگ ميتواند حتي بيشتر از روزنامه، مخاطبان را به خود جذب كند، اظهار داشت: «هيچ گاه نبايد به وبلاگ، يك نگاه صرف و مجزايي داشت. وبلاگ دائما با ساير رسانهها در ارتباط است، و بسياري از سايتها از وبلاگ نقل قول ميكنند، آن چه در تاثيرگذاري يك وبلاگ مهم است، فعاليت و نوع رويكرد نويسندهاش است.»
اين خبرنگار گفت: « در وبلاگ نيز همانند ديگر رسانهها بايد اخلاقيات رعايت شود، به طور قطع وبلاگ نويساني كه خود با رسانه ارتباط بيشتري داشته باشند، ميتوانند در جهت دهي به فرهنگ وبلاگ نويسي موثر واقع شوند.»
طالبي همچنين در خصوص اثرگذاري وبلاگها، گفت: «امروزه، بسياري از مسايلي كه در هيچ رسانهاي منعكس نميشود، در وبلاگها منتشر ميشود و حتي قابليت تاثيرگذاري بر مسوولان را نيز دارند.»
اين وبلاگنويس تاكيد كرد: «روزنامهنگاران وبلاگنويس در ابتداي كار خود بر اين عقيدهاند كه ميتوانند مطالبي را در وبلاگ خود مطرح كنند كه امكان طرح آنها در رسانههايشان را ندارند، اما پس از مدتي كه وبلاگ آنها به يك مرجع، تبديل واثرگذاري آن در افکار عمومي زياد ميشود، ناخودآگاه محدوديتهاي رسانهي متبوعشان به وبلاگ نيز تحميل ميشود، بنابراين توجه به امنيت كاري روزنامهنگاران وبلاگنويس ضروري است.»

اما در روز مصاحبه با روحیه بسیار عالی و رویی گشاده در میان ما حاضر شد. بعد از پایان کنفرانس خبری خبرنگاران حاضر را که فقط از خبرگزاری ها و صدا و سیما بودند برای "ورزش شنا" به استخر وزارت اطلاعات دعوت کرد که تقریبا مقبول دوستان واقع شد اما دلم طاقت نیاورد که چیزی نگویم.
خطاب به وزیر اطلاعات گفتم من مخالفم. گفت چرا. گفتم چون محرومین و مستضعفان استخر ندارند و نه تنها به این جور چیزها نیازی نیست بلکه آنها به نان شب محتاجند.
سکوتی دیدنی جمع را فرا گرفت. البته دوستان نزدیکم که مرا می شناختند به این حرفهای من عادت داشتند و شروع به آوردن توجیهاتی کردند تا به اژه ای در پاسخ به این دلیل من یاری رسانند.
اژه ای هم گفت : نباید تصور کنید که شنا در استخر یک کار تشریفاتی است بلکه ورزش، بسیار خوب است و از این جور چیزها...
البته بعد از این، باز هم آقای وزیر دعوت خود از خبرنگاران برای استفاده از استخر وزارت اطلاعات را تکرار کرد...
خطاب به اژه ای گفتم : البته در یک حالت شما می توانید با خیال راحت از استخر وزارتخانه تان استفاده کنید ...
جالب شده بود چون بچه ها و البته خود وزیر منتظر بودند که ببینند این شرط چیست.
گفتم : اگر یک روز در هفته استخر وزارت اطلاعات را در اختیار فرزندان محرومین و مستضعفین جنوب شهری و بچه یتیم ها قرار دهید آنگاه شاید بتوانید حداقل خودتان با خیالی آسوده تز از قبل از آن استفاده کنید.
البته اژه ای می گفت از بعد از وزارت تا کنون تنها سه بار توانسته به ورزش شنا در استخر بپردازد.
به هر حال با توجه به این که آن روز، دوستان برای شوخی، بحث وبلاگ من را هم پیش وزیر محترم اطلاعات مطرح کرده بودند، به ایشان گفتم که این جریان را در وبلاگم منعکس می کنم که مخالفتی نشد.
همین.
قطع سیستم صوتی درست در لحظه ای اتفاق افتاد که احمدی نژاد پس از بیان مقدمه، شروع به صحبت علیه رژیم صهیونیستی کرده بود.
بلافاصله بعد از قطع شدن سیستم صوتی، هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا نیز از جای خود برخاست تا مشکل را برطرف کند اما او نیز موفق نشد و برای اجلاس تنفس اعلام شد و سخنرانی رئیس جمهوری اسلامی ایران که به وقت محلی قرار بود ساعت ۱۵ برگزار شود، ۲ ساعت به تعویق افتاد.
نکته جالب آنکه ارتباط شبکه خبر که قرار بود این سخنرانی را به صورت مستقیم پخش کند، به رغم قرارداد قبلی با شرکت آمریکایی که پشتیبانی ماهواره ای این ارتباط مستقیم را برعهده داشته است، دقایقی پیش از آغاز سخنرانی قطع شد.
این اقدامات کارشکنانه در حالی صورت گرفت که رئیس جمهور ایران از اولین دقایق ورود به گامبیا تا کنون مورد استقبال گسترده مردم این کشور قرار گرفته است.
شايد هم عده اي آنچنان در مجالس روضه، گريه سر داده اند كه ناله هاي همكيشان خود را نمي شنوند ... ( انشاءالله خدا قبول فرمايد!!)

اما ... امروز روز گريه بر مظلوميت فاطمه(س) نيست؛ روز گريه بر كودك فلسطيني است كه زير آتش مغيره هاي زمان دمادم از درد پهلو جان مي سپرند.
روز گريه بر بي غيرتي و عافيت طلبي ما و مسئولان ام القراي جهان اسلام (!) و ساير ممالك اسلامي است كه با سكوت، خود را با مغيره هاي زمان همراه كرده اند.
واي بر ما در روز قيامت ... آندم كه نگاهمان بر نگاه فاطمه افتد ...
جيره خواران مثلث زر و زور و تزوير يك بار ديگر براي بر زمين زدن يك عدالتخواه مسلمان دست به كار شده اند.
عماد افروغ كه در مجلس هفتم نقش موثري را در طرح انتقادات موثر و قوي در مقابل دولتمردان و برخي سياست هاي نادرست ايفا كرده است، از روز دوشنبه با توزيع شبنامه هايي در مجلس مورد هجمه كساني قرار گرفت كه منافعشان از عدالتخواهي اين نماينده به خطر افتاده است.

آنان به دنبال اين هستند كه آنچنان با ترور شخصيت، حقگرايان و عدالتمحوران را از صحنه خارج كنند كه ديگر هيچ كس جرات نداشته باشد در مقابل زالوصفتان زرسالار و زورمدار بايستد.
يكي از آخرين حركت هاي عدالتمحورانه عماد افروغ- كه سوابق علمي و صلاحيت وي بر همگان روشن است- جريان مقابله با چاپلوسي و بي مسئوليتي "رحيمي" رئيس ديوان محاسبات كشور بوده است.
به نظر مي رسد با توجه به عمق كينه اي كه از حركت عدالتخواهانه افروغ در دل "ديوان محاسباتي ها" بر جاي مانده، آنان چندان بي تمايل نبوده اند كه به نحوي مانع از ادامه اين روند از سوي افروغ شوند.
يك مثال خواندني هم از نوع رويكرد جناب رحيمي به مسائل و رواج تملق گويي و مكر در ديوان محاسبات سراغ دارم كه مي توانيداينجا بخوانيد.
در هر حال هر دقيقه كه از سكوت ما در مقابل حركات مذبوحانه برخي ها براي "ترور شخصيت" افروغ بگذرد، قطعا بر ميزان گستاخي اين جريانات منحرف در مقابل جريان ناب عدالتخواهي افزوده خواهد شد.
در عين حال نقش عماد افروغ - كه برخي دوستان لقب "مدرس مجلس هفتم" به او داده اند-در ميان ساير عدالتخواهان از آن جهت برجسته تر است كه وي در عرصه اي همچون مجلس شوراي اسلامي مشغول فعاليت و مبارزه است كه هر كسي به راحتي جرات گذشتن از منافع و آبروي خود را در آن ندارد.
از اين جهت بايد آنچنان در دفاع از عدالتخواهي اين عدالتخواهان برخاست كه فرياد افرادي همچون افروغ خاموش نشود بلكه با جلوگيري از فتنه انگيزي فعالان زر، زور و تزوير، دست پليد آنان هويدا و شكسته شود.
عدالتخواهان برخيزند تا هر كس به خود اين جرات را ندهد كه بخواهد فرياد "حاميان مظلومان و پابرهنه ها" و "دشمنان زلوصفتها و مرفهان بي درد" را خاموش كند.
انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته از حساس ترین روزهای طول عمرم بود. خیلی نگران بودم. چون اصلا دوست نداشتم جناب هاشمی رای بیاورد و دوباره همان بلاهای ۱۶ سال گذشته بر سر مستضعفین و پابرهنه ها - یعنی صاحبان اصلی این انقلاب، بیاید.

جبهه آنها برنامه ریزی و سرمایه گذاری فراوانی داشت و از این طرف هم بار تبلیغات مردمی احمدی نژاد تنها بر دوش توده های مردم بود که دلسوزانه یک رئیس جمهور مکتبی و مردمی می خواستند.
برای من که در طول ایام تبلیغات انتخاباتی تقریبا با همه کاندیداها از جمله علی لاریجانی، احمد توکلی، محمد باقر قالیباف و محمود احمدی نژاد به سفرهای تبلیغاتی رفته بودم، راه روشن شده بود. چون ابتدا بین قالیباف و احمدی نژاد مردد شده بودم ؛ آن هم از اثرات القای این مساله بود که نظرسنجی ها می گوید قالیباف و صالح مقبول و از این جور چیزها.
اما یک سفر به همراه برادر قالیباف (به قول یکی "حاج باقر" ) کافی بود تا به طور کامل از رای دادن به او در هر شرایطی منصرف شوم.
تکلیف ما با استوانه نظام یعنی هاشمی رفسنجانی نیز مشخص بود. از این جهت از هیچ کمکی به دکتر احمدی نژاد کوتاهی نمی کردم چون تقریبا همه خصایصی که از شهید رجایی شنیده بودم را در او متجلی یافته بودم.
از خاطرات مفصل و به یادماندنی روزهای تبلیغات که بگذریم؛ دو شب رای شماری را تا صبح بیدار بودم. استرس اجازه خواب نمی داد. مرحله اول خوب بود چون خبرهای موثق و البته تایید نشده را می توانستیم منتشر کنیم که تا صبح مشغول همین کار بودیم ولی در دور دوم اعلام کردند که تنها خبرهایی که از سوی وزارت کشور تایید شود باید منتشر گردد. لذا کار دشوار شد و البته آن شب ماهم بیکار.
فقط حرص می خوردیم و منتظر نتایج رسمی بودیم. تقریبا اطمینانی قلبی داشتیم که علی رغم همه توطئه ها مردم احمدی نژاد را انتخاب کرده اند ولی خبری رسمی وجود نداشت. نزدیکان هاشمی روانه ستاد انتخابات شده بودند و چند مصاحبه کردند که بله... پیروزی آقای هاشمی تقریبا قطعی است و از این جور چیزها.
قصد داشتند فضا را اینگونه بسازند که هاشمی رای آورده تا اگر نتایج عکس خواسته آنان شد، مدعی تقلب شوند ولی نتایج آرا آنچنان کوبنده بود که حرفی باقی نمی گذاشت. در همین استرس ها بودیم که تصویر صفحه نخست کیهان روز ۴ تیر بر روی سایتش قرار گرفت. حاج حسین شریعتمداری مثل همیشه شجاعت و زیرکی مثال زدنی خود را به نمایش گذاشت.

دیگر کار تمام شده بود و به حول و قوه الهی هیچ قدرتی نمی توانست در مقابل خواسته مردم بایستد ...
تیتر کیهان را هیچ وقت فراموش نمی کنم ... " ملت کار را تمام کرد "